تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 987

مساهمون:

ص٩٨٧
بهر تاريخ فوتشان گفتند * « بجهان شاه دين سلامت باد »
و هم درين سال ، بعد از رحلت شاهزاده سلطانم باغواى نواب معصوم بيك صفوى شاه عالى والد را قم را از وزارت نواب جهانبانى ابو الفتح ابراهيم ميرزا خلع فرموده . . . ص 436 س 4 : خواجه ميرز بيك سابق كه وزير سوندوك بيك قورچىباشى بود سيصد تومان قبول كرده او را بوزارت نواب مشار اليه تعيين فرمودند . مشار اليه درين سال بمشهد مقدس آمد . مولانا معين الدين استرآبادى قصيده‌اى كه جهت والد فقير گفته بود كنايه‌اى بوزارت خواجه ميرزا بيك در آن نمود :
سليم النفس قمى مير منشى * خلاف بابويه از باب ما نيست
نمىفهمد عتل بعد ذلك * كه غصب منصب از آداب ما نيست
والد فقير درين سال در دار السلطنهء قزوين بپاىبوس سرافراز شده در سلك مجلسيان مجلس بهشت آئين منخرط گشت . و هم درين سال محمدى بيك منشى كه سابقا منشى بود بعد از فوت ميرزا كافى بمنصب انشا سرافراز گشته او را از مشهد مقدس بدرگاه عالم‌پناه طلبيدند . سال چهلم از سلطنت آن پادشاه و الا جاه نوروز تنگورئيل پنجشنبه 16 رجب المرجب مطابق سبعين و تسعمايه ص 438 س 1 : چند روزى بخانهء نواب معصوم بيك رفته از آنجا بدار الارشاد اردبيل رفت ص 438 س 6 : خواجه افضل محمد تركه ص 438 س 7 : ميرزين الدين سيد على ولد غفران‌پناه مير اسد اللّه صدر شوشترى مرعشى كه وى از افاضل و صلحاى زمان بود و سالها بر مسند صدارت و عزت متمكن بود شفقت و عنايت فرمودند . ص 438 س 12 : خليفه اسد اللّه اصفهانى متولى آستانه مقدسهء منورهء عرش مرتبهء رضيهء رضويه على مشرفها السلام و التحيه در آن روضهء مقدسه بجوار رحمت ايزدى پيوست . شرح حالات ويرا در تذكرة الشعرا آورده . مير مرحوم در پائين پاى مبارك جهت دفن خود سردابه‌اى ترتيب داده بود در آنجا مدفون گشت و توليت آن آستانهء مقدسهء منوره را بعد از مرحوم مشار اليه بمير عبد الوهاب شوشترى مذكور شفقت فرمودند . و هم درين اواخر سال ، امير غيب سلطان استاجلو كه به زيارت مشهد مقدس رفته بود چون بدان آستان رسيد مقارن آن نواب شاهزادهء عالميان ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا عرضه نوشته بدرگاه گيتىپناه فرستاده بود مضمون آنكه - در بيمارى شاه عالميان نذر كرده‌ام كه بگرد شاه فريدون فر گردم - شاه جمجاه حكومت مشهد مقدس را به امير غيب سلطان شفقت فرمودند . ص 440 س 6 : مراجعت نمود . و هم درين سال شاه حميده خصال را پسرى از خان پرور خانم دختر شاهقلى گلباد گرجى بوجود آمد و وقوع اين عطيه در شهر ذى حجهء حجهء مذكور در منزل نواب معصوم بيك بود . و هم درين سال مولانا قطب الدين . . . ص 446 س 22 : از راه بر و بيابان خود را بمكهء مشرفه و مدينهء معظمه زادهما اللّه شرفا
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 987 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى