تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 985

مساهمون:

ص٩٨٥
است يقين كه در اداى حقوق خدمت مخلصان مضمون صدق مشحون
« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها »
« 1 » و مؤداى
« وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ »
« 2 » بر حسب « تخلقوا باخلاق اللّه » ملحوظ اعتبار خواهند داشت اولا در باب فرستادن دو نفر از ملازمان مخلص بعراق عرب و عمارات عتبات عاليات و صرف نذورات لطف فرموده به خط اشرف خود مؤكد گردانيده بودند زبان از مراسم شكر آن قاصر است و چون بتاريخ سى و چهار سال قبل ازين كه مخلص را با طايفهء اوزبكيه جنگ واقع شد مبلغى جهت مشاهد مقدسهء چهار امام معصوم و مزار فاطمهء بنت اسد والدهء حضرت امير المؤمنين على سلام اللّه عليه كه در بقيع مدفونند نذر نموده بود كه صرف عمارات و فروش و روشنايى و پرده و صندوق پوش و غيرهء آن حضرات نمايند و تا غايت ميسر نشده ، حاليا بيمن همت و شفقت آن پادشاه ميسر است توقع آن دارد كه در آن باب هم دو كلمه مرقوم قلم محبت رقم فرمايند و چون لوامع انوار عاطفت بر ناصيهء احوال فرزندان مخلص تافته بود كه قبول مدعايى كه عرض شده بود فرموده بودند بر راى عالم آراى مكشوف باشد كه در وقتى كه آن استدعا مينمود در طى صحيفهء محبت شده بود كه بواسطهء صغر سن فرستادن ايشان بدان صوب صورت ندارد چه بزرگتر ايشان پنج ساله دويم سه ساله و سيم دوساله است . بعد از آنكه از مرتبهء طفوليت بسن تميز رسيدند روانهء خدمت خواهند شد . ديگر حكايت سلطان بايزيد و فرزندان مرقوم قلم عنبرفام شده بود و مضمونى كه بعزة اللّه تعالى هرگز در خاطر مخلص حظور نكرده بخاطر اشرف آورده حيرت و استعجاب فرموده بودند از مقتضاى راى عالم‌آراى بديع نمود . حقا كه از زمان معاودت ايلچيان عظيم الشأن همواره مترصد بود كه امروز و فردا فرستادهء آن پادشاه با حكم و فرمان و فرستاده‌هاى شاهزاده سلطان سليم خان تشريف آورند كه ايشان را تسليم كنم حالا اين كتابت آمده و موجب حيرت حيرت گشته چرا كه در طى كتابتى كه مصحوب سلطان فرستاده شد و سوگندنامه به خط خود نوشته مصحوب حسن آقا فرستاده شده غير اين نيست كه سوگند خورده‌ايم كه ايشان را بملازمان آن اعليحضرت ندهيم و بفرستادهء شاهزاده سلطان سليم خان سوگند نخورده‌ايم . البته همان حسن آقا و على پاشا را بفرستند كه همچنانكه قرار يافته تسليم نمائيم و صدق و كذب معلوم گردد . بدين سبب امارتمآب ولى بيك بساول‌باشى استاجلو را بر سبيل استعجال فرستاديم چون اين مدعا بتأخير انجاميد حكم مطاع به يكى از پاشاهاى سرحد اصدار يابد كه سى كس از ملازمان خود و بيست كس از ملازمان سلطان سليم به اتفاق يساول‌باشى مذكور روانه گردند و جعفر سلطان بدستور در آنجا باشد كه هرگاه خواهند او را رخصت فرمايند و بعد از آنكه خدمت اتمام يافته باشد و حكم و فرمان سليمانى بجاى خود رسيده باشد و مخلص بعهد و يمين خود عمل كرده باشد ، آن بحر جود و احسان بدانچه لايق دانند عمل خواهند فرمود . ديگر چشم‌داشت آنست كه هر كس از منسوبات و متعلقات مخلص بدانصوب آمد پاشاهاى حدود سرحدها را مقرر فرمايند كه او را بازفرستند و استدعا آنكه اين دو كلمه در ذيل ملتمسات به خط اشرف موشح گردد » .
هامش
( 1 ) - سوره 6 آيه 160 ( 2 ) - سوره 2 آيه 261
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 985 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى