تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 964

مساهمون:

ص٩٦٤
دار السرور مراجعت نمود . چون قريب بولايت قزوين كه معسكر آن خسرو حشمت آئين بود رسيد آثار الطاف شاهى و ثمرات عنايات خدام پناهى نسبت بخان متعاقب و متوالى گرديد حسب الامر اعلى امرا و قورچيان و وزراء و تاجيكان از پى استقبال خان پسنديده فعال آمده باتفاق آن جماعت بپاىبوس اشرف سرافراز شد شاه عالى مكان انواع الطاف بوى نموده او را بمواعيد مراتب سنيه اميدوار ساخت و روزى چند كه خان سعادتمند در خدمت اقدس بود يوما فيوما التفات و عنايات نسبت بوى در تزايد بود اما همچنان حسدى كه در جسد اهل نفاق بود مزايد شده ابواب غيبت او را بوقت فرصت مفتوح نمودند و بر صدق دعوى خويش زمره‌اى از ملازمانش را كه بكفران نعمت از جادهء حقيقت منحرف گشته بودند بشهادت به خدمت خسرو با افادت آورده نواب شاهى يكچند باجماع اهل نزاع بحسب ظاهر نسبت بخان خجسته مآثر كم التفات گرديد . خان كه قلت توجه نواب شاهى و ارادهء قصد اعادى را مشاهده نمود از ملازمت تقاعد ورزيده چند روزى در زاويهء اعتدال اوقات گذرانيد و در خلال اين احوال نواب شاه و جمعى از مقربان درگاه مصلحت در آن ديدند كه ايالت هرات را از وى گرفته در عوض حكومت مملكت اصفهان را به او تفويض فرمايند . بعد از تصميم اين عزيمت قاضى جهان وكيل با بعضى از امراى جليل نزد خان آمده رقم ايالت اصفهان با خلعتهاى گرامى به نظر آن حاكم نامى رسانيدند . مشار اليه خلعت اين منصب را پوشيده سجدات شكر بجاى آورد . پس از انقضاى اندك وقتى از اين تدبير بخاطر فيض مآثر رسيد كه هرات از امهات بلاد ربع مسكون است و واويماق استاجلو را بحكومتش ميل تمام و به غير از محمد خان كه بتدبير صايب و سپاه غالب بر امراى ذى شان و سرداران اين استان تفوق دارد كسى ديگر را استعداد و حراست و محافظتش نيست . لاجرم فسخ عزيمت معهود كرده حكم فرمود كه بدستور سابق ايالت هرات بمحمد خان تعلق داشته باشد و اعلام تجديد احكام و خلع گرايمايه بوى داده رخصت انصراف ارزانى داشت خان پس از پاىبوس شاه سليمان مكان بكام دوستان بجانب مقر خويش رايت توجه برافراشت و در بعضى از شهور سال مذكور ببلدهء مذكور آمده در مسكن خويش نزول فرمود و ابواب عافيت بر روى اهل آن ديار گشود سال بيست و چهارم . . . ص 318 س 17 : - بسيار نمود . نظم :
جهان شد بگرد اندرون ناپديد * كسى از يلان خويشتن را نديد
بسى كشته كامد ز هر دو گروه * به خون گشته آغشته هامون و كوه
قبل از آن القاس ميرزا شاه نظر بيك برادر درويش محمد خان حاكم شكى را با جمعى از ملازمان چنداول گردانيده بود چون جمعى از مردم چركس بديشان رسيدند شاه نظر بيك پاى ثبات افشرده جنگ صعب نمود آخر بضرب سنان چركسان از اسب افتاده بقتل رسيد . در آن معركه پروندى آقا روملو و جمعى كثير از ملازمان القاس ميرزا بقتل آمدند . چون لشگر چراكسه بر جنود القاس ميرزا غالب آمدند القاس ميرزا بتصفيهء صفوف قيام نموده در برابر كفار درآمده بيكبار بر