نمودى بنا نهاده و عرصهء باغ را بطريق هندسه بگذرهاى مربع و چمنهاى مسدس و خيابانهاى بىحد از هر جانب بخش نموده و در كنار خيابانها درخت عرعر و سفيدار و چنار نشانيده و چمنها و . . . گاه نارون و درخت گل و ارغوان و ياسمن زينت داده مثلثها و مربعها اطرافش را قطعه به قطعه با شجار يك قسم ميوه آراسته و از هيچ ميوه نيست كه از ممالك محروسه كه خلاصه و زبدهء ربع مسكونست آورده و در آنجا غرس كردهاند ، و همچنين جدولهاى آب از اطراف و جوانب و در ميان خيابان آن باغ جنت نشان روان گردانيد . و هم درين سال مرحومى امير حسين كربلايى سبزوارى متخلص بقدسى كه از اكابر زمان و در روزگار زبان دان بود ، و سابقا ذكر او رفت در دار السلطنهء هراة بجوار رحمت ايزدى پيوست . نعش او را از هراة بمشهد مقدس معلى نقل نمودند و در مشهد مقدس مدرسه و مضعهء جهت آثار خير باتمام رسانيد و شرح حالات وى در مجمع الشعرا ايراد يافته . سال بيست و دويم از سلطنت آن برگزيدهء خالق بيچون . نوروز يونتئيل مطابق سنه 952 شاه عالمپناه ماه محرم و صفر را تا عشرين ربيع الاول در يلدهء قزوين گذرانيده در روز سهشنبه بيست و يكم ربيع الاول از قزوين بيرون رفته به ييلاق يله گنبد كه در جكچيكى واقع است نزول اجلال فرمودند .
ص 314 س 8 : تواضع و افتادگى نظير نداشت و گاهى بفكر شعر اشتغال مينمود و فيضى تخلص اختيار كرده بود . اشعار وى در تذكرة الشعرا ثبت افتاد . از تصانيفش رساله در باب مياه . . .
ص 314 س 17 : تذكرة الشعرا ايراد يافته . و هم درين سال منتشا سلطان استاجلو كه از اعاظم امراى شاهى بود و نواب كامياب مالك رقاب را بر دوش بزرگ كرده بود بمرگ فجاء از عالم رحلت نمود و قشون او را به پسرش تيمور خان شفقت كرده بعضى از الكاء وى را به دو عنايت كردند . سال بيست و سيم از پادشاهى آن خسرو غازى نوروز قوىئيل مطابق سنه 953
ص 315 س 12 : مخالفت القاس نادان كه بر السنه و افواه جريان پيدا كرده بود و منشاء اصلى و باعث كلى اين بود كه بيك اغلى استاجلو كه در سلك امراى شاهى منتظم بود اراده نمود كه با القاس ميرزا وصلت كرده يكى از حجلهنشينان تتق عفت را كه با نواب والد وى هم فراش بود يعنى والدهء ماجدهء او جان بيگى خانم را در نكاح خود درآورد و اين مطلب بوالعجب را بعرض شاه رسانيده نواب شاهى به اين وصلت راضى شده پروانچهء بارتكاب اين امر بالقاس ميرزا كه در آن اوان به حكم پادشاه عالميان در شروان والى بود شرف صدور يافت و چون پروانچهء مذكور منظر نواب ميرزايى گرديد از روى اعراض و حصول اغراض بنواب شاه عرضه داشت نمود كه بيك اغلى را بدانجانب ارسال فرمايند تا بمطلوب خويش فايز گردد و نواب كامياب بسخن وى عمل كرده او را نزد القاس ميرزا فرستاد چون نظر سياست اثر شاهزاده بر آن فضول بيچاره افتاد فى الفور تيرى در خانهء كمان نهاده بر سينه وى زد كه از پشت وى درگذشت و بيك اغلى به همان زخم كشته شد و با زوجه گور همآغوش گشت . پس از وصول اين خبر بپادشاه بخرد ، شاه عالميان متوجه آذربايجان گشته به اوجان آمدند .
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 962
مساهمون: قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
ص٩٦٢