ص 316 س 15 : بملازمت اشرف آمدند و ما فى الضمير او را عرض كردند و هم درين ايام در تبريز . .
ص 317 س 17 : اردوى بىمنت جسر از روى آن سهل و آسان مينمود و از بسيارى برف كوهها و فضاى صحرا يكسان شده بود : شعر :
[ چرخ پوشيده رخ خويش به سنجاب سحاب ] * در پس پرده شده ماه جهانتاب مقيم
اثر آتش سوزنده چنان شد باطل * كاندرو گشت عيان معجزهء ابراهيم
گر برافشانده شدى سوى هوا باده و آب * آمدى باز يكى لعل و يكى در يتيم
نواب كامياب . . .
ص 317 س 23 : درآمدند . بيت :
سپاهى چو آشفته پيلان مست * همه نيزه و گرز و خنجر بدست
نخست متوجه ارش گرديدند . شعر :
به آهنگ شيران برانگيخت رخش * سليمان نشان خسرو تاج بخش
غبار سپه را بر ماه برد * تزلزل به گاو زمين راه برد
ز نعل ستوران زمين بىقرار * ولى آسمان با قرار از غبار
و از آنجا كوچ بر كوچ متوجه على چوپان گرديدند .
ص 318 س 9 : ساخته ايشان را بدستور در محل مقرر داشتند و هم درين سال سلطان سليمان خان خواندگار پادشاه روم سپاه بيكران به تسخير ولايت بصره فرستاد . عبد اللّه والى آن ديار از قلعه بيرون آمده تا شب با روميان مجادله و مقاتله نمود چون ديد كه برابرى با رومى نميتواند كرد لاجرم شهر را گذاشته فرار نمود و از آن تاريخ بصره به تصرف روميه درآمد . و هم درين سال مولانا كمال الدين حسين طبيب ولد مولانا ركن الدين مسعود كاشى كه از مشاهير اطبا بود و خدمت طبابت شاه عالمپناه به دو تعلق داشت وفات يافت . و هم درين سال محمد خان شرف الدين اغلى تكلو از دار السلطنهء هرات بعزم پاىبوس شاه خجسته صفات متوجه عراق شد . مجملى از آن مفصل آنكه بعضى از امراى استاجلو مطيع ايالت هرات هنگام فرصت بمفتاح زبان ابواب غيبت خان را مفتوح مينمودند و از جادهء وفاق منحرف شده طريق نفاق مىپيمودند . ليكن چون ضمير صدقپذير نواب شاهى بر عدم وقوع آن مقدمات ظاهر بود اقوال ايشان را استماع و اعتبار نمىنمود و اين حكايات مكررا بسمع خان رسيده وى از پى ظهور كذب سخنان دشمنان عازم درگاه خلايق پناه گرديد و فرزندان رشيد خود را قزاق سلطان و تاتار سلطان در خدمت نواب شاهزادگى سلطان محمد ميرزا گذاشته با سيصد نفر از نزديكان و معتمدان در اواسط ماه محرم سنهء مذكوره از هراة عازم پاىبوس شاه ملكى صفات بيرون آمد و از آنجا به زيارت حضرت امام همام مفترض الطاعه واجب العصمه صلواة اللّه عليه بمشهد مقدس معلى رفته بعد از مراسم زيارت مطالب خود را بروحانيت آنحضرت عرض كرده بوعدهء حصول آن معروضات مستظهر و پرحضور از آن