تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 934

مساهمون:

ص٩٣٤
را به ملازمت دلالت فرمودند . پس از وصول رسول مذكور ، باريك بيك او را تعظيم كرده خود و لشگريانش تاج پوشيدند و به جهت شاه جهانيان پيشكش فراوان و تحفهاى نمايان مرتب ساخته آنها را مصحوب ابو اسحاق شيره‌چى خود برفاقت خليل آقا بدرگاه عرش اشتباه فرستادند . ابو اسحاق بپايهء سرير خلافت مصير حاضر شده صورت حال باريك بيك و شرح اطاعت و غلامى او را معروض داشتند . خاقان صاحبقران بر زبان الهام بيان آوردند كه او را وقتى طالب و محب ميدانيم كه بىانديشه بملازمت آيد . ابو اسحاق عود نموده حقيقت را خاطرنشان نمود باريك بيك خيال فاسدى بخاطر راه داده از آن اراده پشيمان شده نخست تاج انداخت و انديشهء عصيان و مخالفت بخاطر آورد و بواسطهء متانت حصار و كثرت آذوقه فكر شهربندى بخاطر گذرانيد و مرحومى سيد كمونه را كه از اجلاء سادات و نقباء نجف اشرف و عراق عرب بود با حضرت غفران‌پناه شيخ - الطايفه شيخ على عليهما الرحمه گرفته در چاه حبس نمود و ذخيرهء بسيار در نارين قلعهء بغداد جمع نمود . چون اين اخبار قرع سمع آن زبدهء اولاد حيدر كرار شد ، حسين بيك لله را منقلا ساخته لواى توجه بدانصوب برافراخت . باريك بيك چون بر حقائق حالات اطلاع يافت و ميدانست كه اكثر مردم بغداد شيعى المذهب‌اند و در مخالفت با او اتفاق و اطاعت نخواهند كرد ، حوصلهء توقف نداشت بالضروره بجانب حلب گريخت . شاه جهانگشاى والاجاه در بيست و پنجم شهر جمادى آلاخر سنهء مذكوره بدار السلام بغداد داخل شده در چهارباغ ميرزا پير بوداق نزول اجلال فرمودند . پس از آن فرمان قضا جريان صادر شد كه غازيان مردم باريك پرناك را بوادى هلاك رسانند . بهادران قزلباش آن تراكمهء اوباش را به قتل آوردند . شاه ستاره سپاه سيد محمد كمونه و غفران‌پناهى شيخ عبد العال را از چاه بيرون آورده برفاقت ايشان متوجه زيارت عتبات عاليات سدره مرتبات كاظمين و مشهدين و عسكرين گشتند . اولا از شط بغداد بجسر گذشته به زيارت امامين الهمامين المعصومين ابا ابراهيم موسى الكاظم و ابا عبد اللّه محمد الجواد سلام اللّه عليهما سرافراز شدند و شرايط زيارت و لوازم عبادت و اطاعت بتقديم رسانيد و شيعيان خاندان مرتضوى و صوفيان دودمان مرتضوى و صوفيان دودمان صفوى به اشارهء آن قدوهء اولاد امجاد على و . . . . را ويران كرده به آب رسانيدند و بعد از آن آتش در آن حفره انداخته اردوبازاريان آن را مزبله خود ساختند . خاقان صاحبقران بعد از فراغ زيارت آن مكان عرش نشان امر بعمارت مجدد در آن آستان كرياس سان فرموده ناظران ديوان ، معماران روزگار و مهندسان پركار را طلب فرمود و مقرر داشتند كه بر بالاى مراقد شريف آنحضرات خانهء وسيعى كه دو گنبد عالى ملاصق يكديگر داشته باشد با ديگر عمارات از مسجد جامع و مدارس و منابر و خوانق و ساير عمارت بنا كنند و سركاران تعيين نموده به زودى به اتمام رسانند و از جملهء معماران ماهر و بنايان نادر استاد سلطان محمود ، استاد سلطان حسين بناء قمى بودند كه از چابكدستى مقرنس بر طاق سپهر بستندى و آن عمارات عالى كار آن استادان كاردان است . پس از آن پادشاه زمان احرام زيارت نجف اشرف و روضهء مقدسهء و آستانهء عرش منزلهء پادشاه تخت امامت مالك ملك ولايت الغالب على كل غالب مظهر