تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 932

مساهمون:

ص٩٣٢
دستمال سرخى به جهت كوفت چشم بر پيشانى بسته و همراه او دوازده هزار سوار شده بودند . در آن روز اين حديث كه به چند سال قبل از اين به نظر رسيده بود بخاطر رسيد و تصديق آن نمودم و ايضا از غرائب حالات اينست كه فقير مؤلف از شخص صالح صحيح القولى استماع نمودم كه او از شخص ديگرى متقى نقل نمود كه آن شخص گفت كه من از يكى از مجاور عتبهء عليهء عرش منزلت نجف اشرف استماع نمودم كه آنشخص از پدر خود كه خادم حرم محترم آن روضهء مقدسهء مطهره بود نقل نمود كه شبى در واقعه ديدم كه جمعى كثير نزد حضرت امير المؤمنين على صلوات اللّه عليه آمدند و شكايت از روزگار و تسلط سنيان بدكردار نمودند . پسرى نزد آن حضرت ايستاده بود حضرت تاجى به شكل تاجهاى مقرر بر سر او نهاد و گفت برو مردانه باش . بعد از اندك زمانى نواب جليل سلطان شاه اسمعيل غفر له ظهور كرد . اتفاقا من در گذرگاهى بوى رسيدم چون مرا ديد از روى توجه بجانب من در حركت آمد و به من خطاب كرد كه همان است همان است . گفتم بلى همان است و از من در گذشت . القصه اگر نه اين تأييد از جانب حضرت باشد اين كار را چون توان پيش برد . لهذا اين امر هيچكس را توفيق رفيق نشد چنانچه سابقا شرف ذكر يافت . ع : اين كار دولتست كنون تا كرا رسد . ص 76 س 14 : دانست كه از مخالفت او نكث تمام از ممر لشگر به دو راه مىيابد بالضروره مادر خود . . . ص 78 س 18 : كه در آنزمان از واسطهء انقلاب زمان بسر خود حاكم شيراز شده بود ص 79 س 2 : هفتاد و هفت سال بود و ديگر درين سال عمدهء اهل سلوك و محقق زمان و صاحب مكاشفهء دوران شاه نعمت اللّه ثانى در رجب سنهء مذكور رحلت نمود و بتاريخ فوت وى نيز « نعمت اللّه ثانى » يافته‌اند . القصه چون خاقان سكندرشان . . . ص 81 س 5 : از صحيح القولان استماع افتاد كه حكام مازندران قريب سىهزار تومان برسم پيشكش بدرگاه عالميان‌پناه در آنزمان فرستاده بودند و ايلچيان ايشان در مدرسهء غياثيه كه در دار المؤمنين قم واقع است آن نقود را منبر ساخته بسكهء مجدد درمىآوردند كه به نظر كيميا اثر درآورند . اتفاقا آخر روزى آن صاحبقرانى از شكار آمده گذرش بر در مدرسهء مذكور افتاد . صدا و غوغاى ضرابيان كه زر سكه مينمودند بمسامع عز و جلال رسيد . از آواز آن استفسار فرمودند كه چه ميكنند . مقربان بسمع اشرف رسانيدند كه زريست كه از مازندران آورده‌اند و بسكهء شاهى ظل اللهى درمىآورند . بر زبان معجز بيان آن مظهر جود و احسان جارى شد كه نه تالونلودور . غازيان كه در ركاب همايون بودند بطرفة العينى آن سىهزار تومان را با اسباب و يراق ضرابخانه و ايلچيان كه در آنجا بودند غارت نمودند و نيز بعضى از امرا خواستند كه دفع كنند و نام سى هزار تومان بر زبان گذرانيدند اثرى نداد . كرم اينچنين بعد امير المؤمنين از هيچكس بظهور نرسيده . چون سابقا . . . ص 81 س 17 : نامتناهى چنانچه تاريخ آن شرف صدور خواهد يافت طالع شد ص 82 س 6 : شوال مقرون به فتح و ظفر و اقبال در حوالى . . .