مزين گشته و عالم از سايهء معدلت و مروت آن سپهر منزلت در كنف امن و امان درآمده مطمح نظر راقم است .
ص 40 س 8 : خراميد و اين واقعهءها يله و غايلهء نازله در شهر شعبان سنهء ثلث و تسعين و ثمانمايه بوقوع انجاميد مدت عمر شريفش بيست سال و يك ماه . مصيبتزده زمانه . . .
ص 40 س 14 : سيد و ائمهء معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين در موضع الفنديار از مواضع ده كندى از محال تبرسران دفن كردند .
ص 41 س 4 : با برادران شاه جنتمكان عليين آشيان شاه اسمعيل انار اللّه برهانه با ابراهيم ميرزا و والدهء ماجده كه خواهر او بود گرفته . . .
ص 41 س 11 : آن حضرت با برادران و والدهء ماجده قريب به چهار سال . . .
ص 41 س 16 : اوان كه سلطان يعقوب برادرش يوسف ميرزا را كه يوسفى بود در حسن و جمال از فرط محبت . . .
ص 42 س 5 : علمشاه بيگم آغه .
ص 42 س 19 : امداد نموده سلطانعلى ميرزا كه بزرگتر بود التماس او را مبذول داشته
ص 44 س 15 : شاه عالمپناه برادرم كه عنقريب شرف ذكر خواهد يافت ارتفاع يافته . . .
ص 45 س 8 : آن آفتاب عالم آرا و متعلقان و ملازمان تعيين نموده . . .
ص 45 س 19 : وقايع به ترتيب عنقريب به زبان قلم تقرير خواهد نمود و التوفيق من الموفق المعبود .
ص 46 س 1 : ذكر حالات مقرون بسعادات شاه ملكى صفات از پى دفع اعادى و شروع در پادشاهى و عالمگيرى .
ص 46 س 18 : ميرزا و ابراهيم ميرزا چنانچه سبق ذكر يافت در قلعهء اصطخر محبوس گشتند .
ص 49 س 24 : رفت . ريشسفيدان ايل او را در خانهء اغلان امت والد بابا سليمان چاوشلو كه او نيز يكى از متعينان آن طايفه بود فرود آورده بعد از تعظيمات و تكريمات تمامى مردم استاجلو و سران اويماق برفاقت و باستقبال استعجال نمودند . چون بسعادت پاىبوس سرافراز گشتند حكم قضا نفاذ شرف صدور يافت كه غازيان استاجلو و سران اويماق برفاقت پيرمردان خود خانه كوچ خود را به طرف روم . . . . .
ص 50 س 5 : همايون پروانهسان جمع باشند ايشان حسب الفرمان عمل نموده ديگر اويماقات . . .
ص 51 س 7 : و اكراد و ذو القدر . . .
ص 50 س 17 : حسين بارانى داشت بوسيلهء بعضى از باريافتگان گذرانيده مضمون آنكه
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 929
مساهمون: قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
ص٩٢٩