تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 885

مساهمون:

ص٨٨٥
همدان ، قورخمس خان « 1 » شاملو ، با امراى « 2 » تابين و شاهوردى « 3 » خان كرد عباسى قريب به شش هفت هزار سوار يراق « 4 » كرده خود را به حوالى وروجرد رسانيدند . از اتفاقات ، بىآنكه ما بين لشگر قزلباش و روميه صفوف قتال و جدال آراسته و جنگى واقع شود « 5 » ، قورخمس خان در اردوى خود « 6 » نشسته خبر مىيابد كه قليلى از روميه در اين نواحى آمده ، نهبى « 7 » نموده‌اند وى از بىتاملى و غفلت و نتايج ظلم و بدعت بر سر اسب آمده معدودى چند از ملازمان او خبردار شده از عقب او سوار گشته ناگاه روميان او را در ميان گرفته دستگير نمودند و نزد چغال اغلى بردند ، بىجهت و واسطه شكستى عظيم به لشگر « 8 » مذكور رسيده « 9 » ، تمامى پراكنده شدند و « 10 » اين قضيه در روز دوشنبه دهم شهر ذى حجهء حجهء « 11 » مذكوره بوقوع انجاميد و اين خبر در عشر اول شهر محرم الحرام سنه « 12 » سبع و تسعين و تسعمائه در مشهد مقدس به مسامع عز و جلال رسيد . و « 13 » چون ابراهيم خان برادر مرشد قلى خان را از حكومت مشهد مقدس عزل نمودند ، مقرر شد كه او را به قلعهء اصطخر برده محبوس سازند « 14 » و هم در اين سال در . . . « 15 » شاه كامياب را حضرت « 16 » رب العزه ، پسرى كرامت فرمود « 17 » او را « 18 » موسوم به « 19 » سلطان حسن « 20 » ميرزا گردانيدند ( به طالع . . . . « 21 » به افق ) « 22 » مشهد « 23 » مقدس معلى . للگى شاهزاده را به بوداق « 24 » خان چگنى مرحمت نمودند . بوداق خان قريب به هزار تومان از نقد و جنس پيشكش و صرف مهمانى كرده ، شاهزاده را به ساعت خوب به منزل خود برد . شاه سكندر سپاه حكومت مشهد مقدس « 25 » و نيشابور و قوچان را به وى و اولاد او ارزاتى [ 657 ] فرمود . « 26 » جماعت استاجلويان ، مقدمهم امت خان كوشك اغلى ، تعصب اويماقيت « 27 » بجاى آورده ، معروض داشت كه الكاى مشهد [ مقدس ] به جماعت استاجلو منسوب « 28 » بود حاليا « 29 » در خيل « 30 » آن مردم كسى نمانده « 31 » به اويماق غيرى دهند . اگر مرشد قلى خان و ابراهيم خان برافتادند ، چندين مير و
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : سلطان ( 2 ) - ب ، م ، ن : امرا و ( 3 ) - ن : شاهويردى ( 4 ) - ن : جمع . م : ندارد ( 5 ) - ن : شد ( 6 ) - مز : « خود » ندارد ( 7 ) - ن : نهيبى ( 8 ) - ن : بلشگرى مذكوره ( 9 ) - ن : رسيده و ( 10 ) - ن : « و » ندارد ( 11 ) - ن : « حجه » ندارد ( 12 ) - ن : سنه 997 ( 13 ) - ن : « و » ندارد ( 14 ) - م ، ن : نمايند ( 15 ) - در نسخه‌ها افتادگى دارد ( 16 ) - م : به حضرت ( 17 ) - م ، ن : فرمودند ( 18 ) - مز : آن را ( 19 ) - ب : « به » ندارد ( 20 ) - ن : حسين ( 21 ) - در نسخه‌ها افتادگى دارد ( 22 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 23 ) - ن : در مشهد ( 24 ) - ب : بداق ( 25 ) - مز : مقدسه ( 26 ) - م ، ن : فرموده ( 27 ) - ب ، م ، ن : اويماقات ( 28 ) - ب : منصوب ( 29 ) - ن : غالبا ( 30 ) - م : خيلى ( 31 ) - ن : ديگر نماند كه به اويماق ديگر مىدهند