و ساير لشگريان به پاىبوس اشرف سرافراز شده « 1 » جشنى عظيم نمودند و مدت « 2 » پانزده روز جهت جمع شدن لشگر در آن سرزمين توقف واقع شد و از آنجا كوچ كرده به قراباغ بيدستان نزول اجلال واقع شد . امراى حدود و جوانب را مرخص ساختند كه به محال « 3 » تيول خود رفته ، در تهيهء سفر « 4 » و رعايت لشگر كوشند و هر ميرى « 5 » كه چند ملازم سوار و پياده و تفنگچى حتى بيلدار و قومش « 6 » به يورش خراسان حاضر گرداند سند گرفتند . از آن جمله سليمان خليفهء تركمان حاكم قم مرخص شده ، در هشتم شهر جمادى الاول سنهء مذكوره به دار المؤمنين قم داخل شد و ميرميران يزدى نيز مرخص گرديده در شهر مذكور به جانب يزد روان گرديد « 7 » و همچنين امراى هر محل مرخص شده به محال « 8 » تيول خود رفتند .
اردوى معلى چند مدت ديگر در قراباغ توقف كرده از آنجا به ساوخبلاغ فرمودند . چون چندان لشگرى در اردوى همايون نبود و محل زبونى شتران و الاغان بود ، آهسته آهسته كوچ مىفرمودند . رايات نصرت آيات چون به حوالى طهران رسيد ، به خاطر آوردند كه نواب شاه سلطان محمد و ساير شاهزادهها كه در قلعهء الموت محبوس « 9 » اند ، ايشان را از آنجا بيرون آورده در قلعهء ورامين گذارند . حسب الفرموده عمل نموده ، در شهر جمادى الثانى سنهء مذكوره ايشان به قلعهء ورامين داخل شدند و حفظ و حراست ايشان به « 10 » نظر سلطان قارخن « 11 » مفوض شد . اردوى « 12 » معلى چند روزى كه در رى « 13 » بسر بردند ، از آنجا رايات ظفر آيات به جانب ييلاق لار كه در حوالى كوه دماوند واقع است روان گشته ، دو ماه على الاتصال در آن محال اوقات گذرانيده ، شتران و الاغان مردم اردو توانايى پيدا كرده ، از آن ييلاقات و دامنهاى « 14 » كوه بيرون رفته تا به چمن بسطام نزول « 15 » اجلال واقع شد . شاه كامياب . نظم « 16 » :
كمر بر كمر كوه بر كوه راند * كريوه كريوه جنيبت جهاند
ماه مبارك رمضان در آن مكان اقامت فرموده روزه گرفتند . در خلال اين احوال محمد خان تركمان كه در هزار جريب مىبود « 17 » [ 655 ] ، او را طلب فرموده ، وى در شهر مذكوره به اردوى همايون داخل گرديد « 18 » . توقف در آن منزل بواسطهء رسيدن امرا و لشگريان بود كه به اردوى معلى حاضر گشته آنگاه روانه خراسان گردند .
هامش
( 1 ) - ن : شدند و
( 2 ) - م ، ن : تا مدت
( 3 ) - م ، ن : الحال به تيول
( 4 ) - ن : صفر
( 5 ) - مز : از هر ميرى كه
( 6 ) - ب ، م : قوميش
( 7 ) - م : گرديده . ن : گردند
( 8 ) - « بمحال » ندارد
( 9 ) - م ، ن : محبوس بودند
( 10 ) - مز ، ب : « به » ندارد
( 11 ) - مز : « به ابراهيم سلطان چاوشلو قوم مرشد قلى خان كه حاكم ورامين بود » خط خورده است
( 12 ) - م ، ن : و اردوى
( 13 ) - ن : « در رى » ندارد
( 14 ) - ن : دامن
( 15 ) - مز : نزول اجلال واقع شاه كامياب . م ، ن : نزول اجلال شد
( 16 ) - ن : بيت
( 17 ) - م ، ن : مىبودند
( 18 ) - ن : گرديده