آمده « 1 » و در شهور سنهء مذكوره در خارج مشهد مقدس نزول [ كرد ] . ابراهيم خان چاوشلو « 2 » برادر مرشد قلى خان كه حاكم آن ولايت بود ، با امراى تابين در حفظ و حراست هر دو شهر بند آنجا كوشيده ، در مقام مجادله و مقابله « 3 » با عبد اللّه خان ازبك درآمدند . چون خبر رايات ظفر آيات شاهى كه از دار السلطنهء « 4 » قزوين بيرون آمده متوجه خراسانند ، به عبد اللّه « 5 » خان رسيده بود ، وى صلاح حال خود در صلح ديده ، از آمدن شاه ظفر قرين هراسان بود ، چنين مقرر كرد كه كوچ كرده به الكاى خود رود . تا مدت چهل روز اگر رايات ظفر آيات به خراسان آمد بهرچه مصلحت « 6 » وقت باشد « 7 » با يكديگر عمل نمايند و الا كه از آمدن شاه ظفرلوا مأيوس گردند ، ولايت مشهد مقدس « 8 » را به ازبكان سپرده كوچ و عيال قزلباش را برداشته به جانب عراق روند . عبد اللّه خان در ساعت از سر « 9 » مشهد [ مقدس ] برخاسته به جانب بلخ روان شد .
گفتار در وقايع سنهء سيچقان ئيل بعضها « 10 » ست و تسعين و بعضها سبع و تسعين و تسعمائه
چون در نوروز خورشيد جهانافروز [ 654 ] ، در برج « 11 » حمل منزل گزيد ، باد نوبهار در مرغزار وزيد و از پرتو حمل سبزه و رياحين دميد . نظم :
كه چون فصل دى رفت و « 12 » نوروز شد * هواى چمن خاطر افروز شد
فرو كوفت رعد از افق كوس جنگ * به جنبش درآمد سپهر دورنگ
فرو ريخت تير تگرگ آسمان * ز قوس و قزح كرده زه بر كمان
( به جنگ سپهر از پى تركتاز * شد از نجم ثابت فلك نيزه « 13 » باز ) « 14 »
ز اوج فلك تيرباران سحاب * ز بيمش سپر دار « 15 » بحر از حباب
رياحين برآراسته لشگرش * سپر شد گل و قبه نيلوفرش
نوروز « 16 » اين سال ، در آخر « 17 » روز يكشنبه بيست و يكم « 18 » شهر ربيع الثانى سنهء ست و تسعين و تسعمائه « 19 » واقع شده ، شاه كامياب در كنار شهر در موضعى كه نزول اجلال داشتند « 20 » - روز دوشنبه در كنار شهر « 21 » - چون سال دويم « 22 » از سلطنت آن برگزيدهء خالق افلاك و انجم بود - نوروز نموده امرا و سرداران
هامش
( 1 ) - ب : آمده . م : آورده
( 2 ) - م ، ن : چاوشلو » ندارد
( 3 ) - ن : مقاتله
( 4 ) - ن : « دار السلطنه » ندارد
( 5 ) - ن : عبيد اللّه خان
( 6 ) - م : صلح ن : صلاح
( 7 ) - مز ، م : « باشد » ندارد
( 8 ) - مز : مقدسه
( 9 ) - م ، ن : « سر » ندارد
( 10 ) - ب ، بعضها سنه . ن : بعضها موافق ست و تستعين و تستعمايه و بعضها موافق
( 11 ) - م : « برج حمل » ندارد
( 12 ) - م : « و » ندارد
( 13 ) - م : تيره
( 14 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 15 ) - ن : سپروار
( 16 ) - ب : نيروز
( 17 ) - ن : اواخر
( 18 ) - ن : 21
( 19 ) - ن : 996
( 20 ) - ن : كنار شهر واقع شد
( 21 ) - ب ، م : دوم
( 22 ) - ن : شدند و