تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
درين گنبد به نيكى بر كش آواز * كه گنبد هرچه گويى گويدت باز
و السلام على من اتبع الهدى »

ذكر نهضت رايات نصرت « 1 » آيات به جانب ييلاق اشكنبر و لشگر فرستادن بر سر « 2 » ايلچيان كرد بىخبر و مظفر گشتن بعون « 3 » خالق قضا و قدر « 4 »

در تاريخ اوايل شهر رجب المرجب سنهء مذكوره ، اردوى كيهان پوى از دار السلطنهء تبريز به ييلاق اشكنبر در حركت آمد و امارت‌پناه حسين قلى سلطان « 5 » برادر عليقلى خان را به حكومت و « 6 » داروغگى تبريز نصب فرموده « 7 » ، مقرر شد كه پانصد نفر ملازم نگاه داشته ، به دارايى شهر قيام نمايد . و چون كنار آب شور مضرب خيام سرادقات جلال گرديد ، غازىگراى « 8 » خان تاتار - كه سابقا ذكر رفت كه او را از قلعهء الموت بيرون آورده محل اعتماد گشته بود و « 9 » در منزل جبار قلى بيك افشار برادرزادهء قلى سلطان قورچىباشى مىبود و كسى او را « 10 » محافظت نمىنمود - به عزم رفتن اردوى همايون از شهر بيرون رفته ، فرار نموده به جانب روم توجه فرمود . وى « 11 » در مدتى كه « 12 » در اردوى همايون سيار بود ، امراى نامدار از غفلت بسيار ملتفت احوال آن خان تاتار نمىشدند و « 13 » از ممر معيشت نيز در [ تنگى ] « 14 » بود . اين رباعى از نتايج طبع اوست - ( در ايام زندان و فراغت آنجا را بر اين « 15 » ايام ترجيح داده بود « 16 » ) « 17 » - نظم « 18 » :
تا بوده غم و شادى و « 19 » حرمان بوده * اين نوع گذشته تا كه دوران بوده
ما تجربه كرديم كه در شهر « 20 » شما * شادى همه در قلعه و « 21 » زندان بوده
الحاصل كه چون به بلاد روم رفت ، محرك سلسلهء « 22 » فتنه و فساد گشته عثمان پاشا را به آمدن آذربايجان راغب ساخت . در اين اثنا خبر غارت و يغماى زينل خان كرد « 23 » در حوالى مراغه و ميان‌دوآب به سمع نواب همايون و « 24 » شاهزادهء گيتىستان رسيد . قهرمان غضب شاهى درباره او به حركت درآمده ، ادهم خان ترخان تركمان را با سلطان مراد ولد امير خان و طايفهء عظام تركمان و پيره مراد خان « 25 »
هامش
( 1 ) - ن : حضرت ( 2 ) - ن : « بر سر » ندارد ( 3 ) - ن : معمون ( 4 ) - ب : خالق اكبر ( 5 ) - ب ، م ، ن : « سلطان » ندارد ( 6 ) - م ، ن : « و » ندارد ( 7 ) - م : فرمود ( 8 ) - ب ، م ، ن : « گراى » ندارد ( 9 ) - م ، ن : « و » ندارد ( 10 ) - م ، ن : « او را » ندارد ( 11 ) - ب ، م ، ن : فرمودى ( 12 ) - م ، ن : « كه » ندارد ( 13 ) - م ، ن : « و » ندارد ( 14 ) - ن : تنگى معشت به جان آمده اين رباعى ( 15 ) - ب ، م : بدين ( 16 ) - م : « بود » ندارد ( 17 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 18 ) - ن : رباعى . ب ، م : ندارد ( 19 ) - ب ، ن : « و » ندارد ( 20 ) - ب ، م ، ن : ملك ( 21 ) - ب ، ن : « و » ندارد ( 22 ) - م : و سلسله ( 23 ) - ب ، ن ، م : « كرد » ندارد ( 24 ) - ن : « و » ندارد ( 25 ) - ن : « خان » ندارد