بيت « 1 » :
ايا « 2 » شير « 3 » مردان رستم « 4 » شعار * مداريد انديشه از روزگار
چرا پا كشيم « 5 » از ره كينه « 6 » پس * نخسبد شب كور در خانه كس
عاقبت قورچيان و لشگريان به نيروى دولت روز افزون ، كردان را مغلوب گردانيده قرب پانصد ششصد نفر از آن قوم بداختر به قتل آوردند . لشگر مخالف كه عدد ايشان زياده از هفت و « 7 » هشت هزار بود ، از پيش اندك جماعتى قرار به فرار دادند . غازيان « 8 » مظفر و منصور با غنايم نا محصور به دار السلطنهء تبريز معاودت نمودند .
و هم در خلال اين احوال ، چاووشى اسمعيل نام از جانب فرهاد پاشا « 9 » حاكم قلعهء ايروان نزد امراى عظام آمده ، مكتوب نامرغوب مشتمل بر مقدمات « 10 » صلح و اصلاح جانبين آورد مشروط بر آنكه بعضى از الكا « 11 » و بلاد قزلباش كه « 12 » در اين ايام به تحت « 13 » تصرف « 14 » خواندگار « 15 » درآمده بديشان وا گذارند و ترك منازعه نموده مجددا قواعد صلح را استحكام دهند .
چون كتابت « 16 » پاشا به مطالعهء امرا رسيد ، بعضى « 17 » از امرا مضمون كتابت مذكور را به صواب مقرون دانسته ، بعضى ديگر از « 18 » امرا مثل عليقلى خان فيج اغلى استاجلو كه در آن ايام مشمول عواطف و التفات شاهزادهء كامكار بود مخالفت راى مذكور نموده از كمال تجبر و تكبر و غرور « 19 » كه لازمهء نشاء جوانى و جاه و كامرانى است قبول « 20 » اين معنى ننموده ، بالاخره جواب كتابت فرهاد پاشا بدين مضمون نوشته فرستادند كه :
« جناب عزت مآب ، سعادت نصاب ، دولت اكتساب ، سردار با وقار رفيع « 21 » مقدار خجسته اطوار « 22 » ، كافل مهام صغار و كبار ، صالح مصالح « 23 » روزگار ، المختص « 24 » بعواطف الله الملك الاعلى ، مشير « 25 » مكرم « 26 » فرهاد پاشا دام اقباله و زاد اجلاله تعظيمات بىنهايت و تكريمات بىحد و غايت سربلند و ارجمند اولوب « 27 » ظل هماى « 28 » آساى عاليه « 29 » تى كه آفتاب عالمتاب سپهر سلطنت و بدر « 30 » جهان
هامش
( 1 ) - م : « بيت » ندارد
( 2 ) - مز : اى
( 3 ) - ن : شيره
( 4 ) - ب : رستم توان
( 5 ) - ن : كشم
( 6 ) - م : كين
( 7 ) - ب ، م ، ن : « و » ندارد
( 8 ) - ب ، م : قاضيان
( 9 ) - ب : پادشا . ن : پاشاى
( 10 ) - ب ، ن : « مقدمات » ندارد
( 11 ) - ب ، م : الكاء بلاد . ن :
الكاى
( 12 ) - ب ، م ، ن : « كه » ندارد
( 13 ) - م ، ن : « به تحت » ندارد
( 14 ) - ن : به تصرف
( 15 ) - ن : خوندگار
( 16 ) - م : كتاب پادشاه . ب : كتابت پادشا
( 17 ) - ن : بعضى از
( 18 ) - ن : « از » ندارد
( 19 ) - م ، ن : غرورى
( 20 ) - م ، ن : و قبول
( 21 ) - ب ، ن : « رفيع مدار » ندارد
( 22 ) - ب ، ن : اعتبار
( 23 ) - م : تا اين قسمت نامه خط خوردگى دارد
( 24 ) - ن : المتحصن
( 25 ) - ن : مبشر
( 26 ) - م ، ن : و مكرم
( 27 ) - ن : نواب
( 28 ) - م : آسماى . ن : آسمان آساى
( 29 ) - ب ، م ، ن : عالى
( 30 ) - ب ، م : « و بد » . ن : ندارد