مزاج ميرزايى را « 1 » را نسبت به اميرخان « 2 » استماع نمود ، يكدو روز توقف كرد تا امير خان گرفتار شد .
بعد از استماع اين اخبار از « 3 » در تبريز مراجعت نموده به جانب « 4 » در جزين و همدان « 5 » رفت و امراى تركمان و تكلو در اين حادثه « 6 » به يك قلم روگردان شده ، همه در الكاى « 7 » خود از بيم توقف نمودند و قشلاق اين سال در دار السلطنهء تبريز به اتمام رسيد .
و هم در اين سال پرملال ، دو « 8 » مجتهد نامدار از دنياى بىمدار به دار القرار « 9 » رحلت فرمودند « 10 » :
اول رضوان دستگاهى مولانا احمد اردبيلى ، روز جمعه بيست و يكم شهر صفر سنهء مذكوره ( در نجف اشرف و در همان آستانهء عرش منزلت مدفون گشت . مولانا سى سال تمام بود كه مجاورت ) « 11 » آن « 12 » عتبهء عليه نموده بود و بعد از « 13 » سفر حج ديگر از آن آستانه بيرون نفرمودند . تقيد و تزهد ايشان حد بشرى نبود « 14 » ؛ ملكى بودند در صورت بشرى « 15 » . مصنفاتش كنز العرفان ، آداب حج . دويم شيخ الطايفه « 16 » [ مقتداى ] فرق الناجيه « 17 » شيخ عبد العالى بن شيخ على در روز پنجشنبه بيست و هفتم شهر رجب المرجب سنهء مذكوره در دار السلطنهء اصفهان . ولادتش در روز جمعه دوازدهم شهر ذى قعدهء سنهء ست « 18 » و عشرين و تسعمائه . مدت « 19 » عمرش شصت و هفت سال ، مصنفاتش شرح ارشاد ، مدفنش به مزار امامزاده ابراهيم طباطبا منسوب « 20 » به بقعهء « 21 » امام همام على « 22 » زين العابدين عليه و آبائه الصلاة و السلام در دار السلطنهء اصفهان . چون سابقا سمت تحرير يافته در بيان حالات حضرت شيخ على - عليه الرحمه كه « مقتداى شيعه » تاريخ است - اتفاق « 23 » ملاحظه شد « ابن مقتداى شيعه » تاريخ فوت وى است . ( 993 ) و هم در روز جمعه بيست و چهارم شهر شوال سنهء مذكوره ، اسمعيل بيك برادر امير خان « 24 » را با بكتر بيك خنوسلو « 25 » از قلعه قهقهه بيرون آورده خلعت داده رعايت فرمودند .
ذكر « 26 » وقايعى « 27 » كه در سنهء قوىئيل « 28 » سانح شده
نوروز اين سال در نوزدهم شهر ربيع الاول ، بعضها اربع تسعين « 29 » و تسعمائه واقع شد .
نواب همايون اعلى و « 30 » شاهزادهء گيتىستان و امراى عاليشان ايام بهار را به عيش و عشرت و خوشحالى
هامش
( 1 ) - م ، ن : « را » ندارد
( 2 ) - م : با امير خان
( 3 ) - م ، ن : « از » ندارد
( 4 ) - مز : « به جانب » ندارد
( 5 ) - ن : به همدان
( 6 ) - ن : جا
( 7 ) - ب ، م : آن كار خود . ن : آن كار خود را
( 8 ) - م ، ن : و
( 9 ) - ن : « به دار القرار » ندارد
( 10 ) - ن : رحلت نمود
( 11 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 12 ) - م ، ن : درت آن
( 13 ) - مز : « از » ندارد
( 14 ) - م : بيرون
( 15 ) - م : و سليقهء بشرى
( 16 ) - ن : طايفه
( 17 ) - ن : الباحثه
( 18 ) - ب ، م : و سته
( 19 ) - ن : و مدت
( 20 ) - م ، ن : منصوب
( 21 ) - ن : « به » ندارد
( 22 ) - ن : على ابن
( 23 ) - ن : اتفاقا
( 24 ) - ن : امير خان بادنكير .
( 25 ) - ن : خبوشلو
( 26 ) - م ، ن : وقايع سنه اربع و تسعين و تسعمائه
( 27 ) - ب : وقايع
( 28 ) - مز : قوئيل
( 29 ) - ن : و تسعين
( 30 ) - ن : « و » ندارد