تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 773

مساهمون:

ص٧٧٣
مزاج ميرزايى را « 1 » را نسبت به اميرخان « 2 » استماع نمود ، يكدو روز توقف كرد تا امير خان گرفتار شد . بعد از استماع اين اخبار از « 3 » در تبريز مراجعت نموده به جانب « 4 » در جزين و همدان « 5 » رفت و امراى تركمان و تكلو در اين حادثه « 6 » به يك قلم روگردان شده ، همه در الكاى « 7 » خود از بيم توقف نمودند و قشلاق اين سال در دار السلطنهء تبريز به اتمام رسيد . و هم در اين سال پرملال ، دو « 8 » مجتهد نامدار از دنياى بىمدار به دار القرار « 9 » رحلت فرمودند « 10 » : اول رضوان دستگاهى مولانا احمد اردبيلى ، روز جمعه بيست و يكم شهر صفر سنهء مذكوره ( در نجف اشرف و در همان آستانهء عرش منزلت مدفون گشت . مولانا سى سال تمام بود كه مجاورت ) « 11 » آن « 12 » عتبهء عليه نموده بود و بعد از « 13 » سفر حج ديگر از آن آستانه بيرون نفرمودند . تقيد و تزهد ايشان حد بشرى نبود « 14 » ؛ ملكى بودند در صورت بشرى « 15 » . مصنفاتش كنز العرفان ، آداب حج . دويم شيخ الطايفه « 16 » [ مقتداى ] فرق الناجيه « 17 » شيخ عبد العالى بن شيخ على در روز پنجشنبه بيست و هفتم شهر رجب المرجب سنهء مذكوره در دار السلطنهء اصفهان . ولادتش در روز جمعه دوازدهم شهر ذى قعدهء سنهء ست « 18 » و عشرين و تسعمائه . مدت « 19 » عمرش شصت و هفت سال ، مصنفاتش شرح ارشاد ، مدفنش به مزار امامزاده ابراهيم طباطبا منسوب « 20 » به بقعهء « 21 » امام همام على « 22 » زين العابدين عليه و آبائه الصلاة و السلام در دار السلطنهء اصفهان . چون سابقا سمت تحرير يافته در بيان حالات حضرت شيخ على - عليه الرحمه كه « مقتداى شيعه » تاريخ است - اتفاق « 23 » ملاحظه شد « ابن مقتداى شيعه » تاريخ فوت وى است . ( 993 ) و هم در روز جمعه بيست و چهارم شهر شوال سنهء مذكوره ، اسمعيل بيك برادر امير خان « 24 » را با بكتر بيك خنوسلو « 25 » از قلعه قهقهه بيرون آورده خلعت داده رعايت فرمودند .

ذكر « 26 » وقايعى « 27 » كه در سنهء قوىئيل « 28 » سانح شده

نوروز اين سال در نوزدهم شهر ربيع الاول ، بعضها اربع تسعين « 29 » و تسعمائه واقع شد . نواب همايون اعلى و « 30 » شاهزادهء گيتىستان و امراى عاليشان ايام بهار را به عيش و عشرت و خوشحالى
هامش
( 1 ) - م ، ن : « را » ندارد ( 2 ) - م : با امير خان ( 3 ) - م ، ن : « از » ندارد ( 4 ) - مز : « به جانب » ندارد ( 5 ) - ن : به همدان ( 6 ) - ن : جا ( 7 ) - ب ، م : آن كار خود . ن : آن كار خود را ( 8 ) - م ، ن : و ( 9 ) - ن : « به دار القرار » ندارد ( 10 ) - ن : رحلت نمود ( 11 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 12 ) - م ، ن : درت آن ( 13 ) - مز : « از » ندارد ( 14 ) - م : بيرون ( 15 ) - م : و سليقهء بشرى ( 16 ) - ن : طايفه ( 17 ) - ن : الباحثه ( 18 ) - ب ، م : و سته ( 19 ) - ن : و مدت ( 20 ) - م ، ن : منصوب ( 21 ) - ن : « به » ندارد ( 22 ) - ن : على ابن ( 23 ) - ن : اتفاقا ( 24 ) - ن : امير خان بادنكير . ( 25 ) - ن : خبوشلو ( 26 ) - م ، ن : وقايع سنه اربع و تسعين و تسعمائه ( 27 ) - ب : وقايع ( 28 ) - مز : قوئيل ( 29 ) - ن : و تسعين ( 30 ) - ن : « و » ندارد