خويش و تناقص مكنت « 1 » اعدا « 2 » دانست و نسبت بدان « 3 » حضرت در غايت اخلاص و ارادت پيش آمده « 4 » مهما امكن مراسم رعايت و مراقبت به تقديم رسانيد و خواهر خود را كه در حجلهء عفت بسر برده بود ، و زهرهء برج عصمت و صلاح مىنمود و خديجه بيگم « 5 » نام داشت در حبالهء نكاح آن باعث فلاح در آورد و آن حضرت چون مدتى به مؤانست آن مظهر عصمت در حصن كيف « 6 » اوقات گذرانيد ، به تحريك « حب الوطن من الايمان » ، به جانب اردبيل در حركت آمده به زلال حضور موفور السرور نايرهء اندوه « 7 » انتظار منتظران مقدم ميمنت شيم خويش را فرو نشانيدند « 8 » و زبان حال آن جماعت به مضمون حمد خداوند
« أَذْهَبَ عَنَّا
« 9 »
الْحَزَنَ
« 10 »
»
گويا گشت .
ميرزا جهانشاه چون از مراجعت آن منشأ كرامت آگاه شد ، كينهء ديرينه در سينهاش زياد گرديده گاه قصد مىنمود كه دوحهء « 11 » زندگانى آن مقرب درگاه سبحانى را به تند باد بيداد منقطع سازد و گاهى « 12 » خاطر شرارت مآثرش « 13 » به اخراج قرار داده مىخواست كه آن حضرت را به ديار غربت « 14 » فرستاده عم آن حضرت را كه حقيقتا مصحف غم « 15 » بود او را در مهمات آستانه قوى گردانيده با او وصلت نموده بود آن حضرت را بالكليه بىدخل ساخت . در اثناى اين ، بعضى از منهيان كه نسبت بدان حضرت رابطهء اخلاص و ارادت داشتند حقيقت حال به زبان « 16 » حقايق مآل عرض كردند ، عرق حميت آن حضرت در حركت آمده خيال استقلال « 17 » و داعيهء جهانگيرى در ضمير مهرتنويرش جاى گرفته اين انديشه را با « 18 » اجلهء اصحاب و اعاظم احباب در ميان آورده از باب استشاره ، مجموع اين راى را استصواب نمودند « 19 » و با وى در دفع جهانشاهى و منع معاندان « 20 » خاندان « 21 » خلافت پناهى اتفاق فرمودند « 22 » و آن با شليغ « 23 » اكابر چون خاطر فيض مآثر از موافقت « 24 » حاضران جمع ساخت از پى تابعيت « 25 » غايبان قاصدان « 26 » سخندان به اطراف بلاد « 27 » ارسال داشته به احضار ارباب ارادت فرمان داد . رسولان بر طبق « 28 » مرام سرانجام مهام نموده به اندك وقتى ده هزار كس مسلح از مريدان و محبان سلسلهء صفويه در سدهء آن قدوهء دودمان مرتضويه جمع آمدند و
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن ؛ نكبت
( 2 ) - م : « اعدا » ندارد
( 3 ) - ب ، م ، ن : به آن
( 4 ) - ن : آمده مراسم رعايت
( 5 ) - ن : بود و خديجه بيگم
( 6 ) - ن : حسن كيف
( 7 ) - م : اندوه و
( 8 ) - ن : نشاند
( 9 ) - ن : من
( 10 ) - سوره 3 آيه 34
( 11 ) - ب ، ن : وجه
( 12 ) - ن : « گاهى » ندارد
( 13 ) - ب ، ن : تأثيرش
( 14 ) - ن : غريب
( 15 ) - ن : عم
( 16 ) - م : بران
( 17 ) - ن : استقلال و جهانگيرى
( 18 ) - ب ، م ، ن : به اجله
( 19 ) - م : نموده
( 20 ) - ن : « معاندان » ندارد
( 21 ) - م : « خاندان » ندارد
( 22 ) - ن : فرمودند اكابر
( 23 ) - ن : « باشليغ » ندارد
( 24 ) - م : به موافقت
( 25 ) - ن : تأليف
( 26 ) - سخندان قاصدان
( 27 ) - ن : بلاد فرستاده
( 28 ) - ن : بر طبق مراسم