تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
رفتيم و اين سراچه پر غم گذاشتيم * دنيا و محنتش همه با هم گذاشتيم
روز وداع بر سر كويش ز خون دل * صد جا نشان ز ديده پر غم گذاشتيم [ 318 ]
شد حال ما به كام رقيبان كينه‌جو * تا كار خود به يارى همدم گذاشتيم
در دل نماند كن مكن عقل را مجال * اين ملك را به عشق مسلم گذاشتيم
صد شكوه داشتيم و نكرديم از رقيب * وين شرح جانگداز به محرم گذاشتيم
داديم جان به راه سگان تو چون شرف * نامى ميان مردم عالم گذاشتيم
در وقتى كه نعش ميرزا را از ورس « 1 » قهپايه به شهر نقل فرمودند ، اين مقطع غزل آن حضرت را مصنفان نقش بسته خواننده‌ها در پيش جنازه‌اش به قاعده مىخواندند . شعر : « 2 »
آخر شرف به راه سگان تو جان سپرد * رسم وفا به مردم عالم نمود و رفت
مزارش در جوار مرقد امامزاده « 3 » شاهزاده حسين عليه و آبائه السلام . بعضى از افاضل شعرا اين تاريخ را جهت آن گفته‌اند . تاريخ « 4 » :
ميرزا شرف « 5 » جهان فضل و تمكين * سرو قدش افتاد چو ناگه به زمين
تاريخ شدش جهان فضل و گفتند * سروى « 6 » ز جهان فضل شد گوشه‌نشين
ولادتش در روز چهارشنبه بيست و هشتم شهر ربيع الثانى اثنى عشر و تسعمائه . مدت عمرش پنجاه و هفت سال . تتمهء حالات ميرزا و تفاصيل ديوان اشعار و كمالات او در مجمع الشعرا ذكر شده . و هم درين سال سيد محمد جبلعاملى پيشنماز كه به صلاح و تقوى و سداد موصوف بود و خاقان گيتىستان به او انواع اعتقاد داشت در شب جمعه دوم شهر ذى حجه فوت شد و در هفدهم ماه مذكور سنهء مسطور مرحوم خواجه قاسم نظرى « 7 » كه مدت سى سال استيفاى ديوان اعلى به وى متعلق بود از روى استقلال تمام و عجب لاكلام بدان اقدام داشت رحلت نمود . و هم در شب سيزدهم شهر ربيع الثانى سنهء مذكوره حسن بيگ يوزباشى استاجلو كه از اعاظم امرا و مقربان بود درگذشت .

سال « 8 » سى و نهم از سلطنت آن خسرو اقليم چهارم نوروز ايت ئيل چهارشنبه پنجم رجب تسع و ستين و تسعمائة

در روز سه شنبه بيست و هشتم شهر محرم الحرام سنهء مذكوره رايات عز و جلال شاه ملكى خصال به عزم شكار ماهى متوجه طارم شده تا حوالى خرزويل كه ملتقاى سفيدرود
هامش
( 1 ) - ب : درس ( 2 ) - م : « شعر » ندارد ( 3 ) - م : « امامزاده » ندارد ( 4 ) - م : « تاريخ » ندارد ( 5 ) - ن : شرفا ( 6 ) - ب ، م ، ن : پيرى ( 7 ) - ن : نظيرى ( 8 ) - ن : ذكر رفتن شاه جمجاه به جانب طارم و خرز ويل جهة شكار ماهى و واقعاتى كه در آن اوان به مقتضاى قضاى رب العالمين روى نمود . م : عنوان ندارد