گرفته ، آن برگزيدهء خالق افلاك « 1 » و انجم و فرمان فرماى اقليم چهارم و آن خسرو با ترحم ، از ميامن عنايت كريم مطلق موفق گشت به آنكه بعضى از بلوكات و روساى « 2 » بلده كه از آثام « 3 » و جرايم زيردستان ايشان نمود ( ؟ ) پردهء اجمال « 4 » از وجوه صور قبايح ايشان گشود ، مجموع از دست خجالت و انفعال سر در پيش افكنده به زبان حال مؤداى مراحم نماى « 5 »
« إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
« 6 »
»
معروض داشتند و لواى توبه و استغفار بر اوج فلك دوار برافراشتند .
در آن حين ، محرك رحمة للعالمين ، عرق كرمى كه در جبلت بىعلت آن پناه ملك و ملت كرامت كرده باشد « 7 » در حركت آورد و منهى الطاف ايزد به « 8 » مراتب سنيهء
« وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ »
را بر آن حضرت عرض كرد . در حال زلال رقت قلب سلب غبار اعراض نفسانى نمود و آن خسرو كثير العفو حكم فرمود كه هيچ آفريده از غازيان با اخلاص و قورچيان ذوى الاختصاص و غيرهم از خدام درگاه سلاطين پناه و ملازمان آستان فلك اشتباه ، به سبب « 9 » گناهان معهود مزاحم و متعرض رعاياى « 10 » بلوكات « 11 » و سكان [ 194 ] بلده هرات نشود زيرا كه امطار مواهب پادشاهانه « 12 » و رشحات سحاب مراحم خسروانه ايشان را از لوث جرايم ماضيه پاك گردانيد و اهل جرم را از زواياى خوف و بيم بيرون آورده در اساس سلامت نشانيده و از وقوع اين كرم عميم كه اسامى كريمان سابق را از صفحهء اعتبار حك كرده و از صدور اين لطف جسيم كه صاحبخيران « 13 » لاحق را در فسحت غيرت درآورده معتقدان را رايت مدحت « 14 » بلند و منكران را پاى مذمت دربند گشت . و از امورى كه در آن اوان به وقوع انجاميد كه قابل تحريرست ، قتل خواجه كلان غوريانى است . تقرير اين واقعه آنكه مشار اليه از غلات اهل سنت عليه و عليهم اللعنه « 15 » بوده هنگام طغيان « 16 » فيه ازبكيه ، نسبت به منتسبان مذهب عليهء اماميه انواع ايذا و « 17 » اضرار مىرسانيد و از سخط « 18 » منتقم « 19 » جبار و روحانيت حيدر كرار « 20 » نمىانديشيد .
متمم جرايمش آنكه درين كرت كه عبيد خان به ولايت فوشنج و غوريان آمد ، مشار اليه بعد از رعايت مراسم استقبال و پيشكش اموال « 21 » رقت قلب كرده گرد « 22 » سرش گرديد و الفاظ گستاخانه نسبت به پادشاه
هامش
( 1 ) - م : ن : الافلاك
( 2 ) - م ، ن : در وثاى
( 3 ) - ن : اتمام
( 4 ) - مز ، م : اجمال
( 5 ) - ن : نمايد . ذكر داخل شدن نواب همايون به بلده هرات و به ترفيه حال رعايا و عجزه پرداختن معروض داشتند
( 6 ) - سوره 5 آيه 118
( 7 ) - ن : باشد آورده
( 8 ) - ن : ايزديه
( 9 ) - ب ، م : « به » ندارد
( 10 ) - ب ، ن : رعايا و
( 11 ) - م ، ن : بلوكاتيان
( 12 ) - ن : پادشاهان
( 13 ) - ن : خسروان
( 14 ) - ن : مدحت افزوده و منكران را
( 15 ) - ن : « عليه و عليهم اللعنه » ندارد
( 16 ) - ب ، م ، ن : هنگام تحرير و طغيان
( 17 ) - ب : ايذاد و
( 18 ) - ب : خط
( 19 ) - ن : مستقيم
( 20 ) - ب ، م : كررار
( 21 ) - ن : اموال نموده
( 22 ) - م : گر