و آقايان و اعيان « 1 » و ساير ملازمان از حكم و فرمودهء وى تجاوز ننمايند . پس از تتميم « 2 » اين احكام ، خان عالىمقام در ملازمت شاهزادهء با احترام عازم هرات شد ، جعفر سلطان را كه از اقرباى وى بود پيشتر به صوب مقصد ارسال نمود و در اثناى قطع مراحل و طى بيابان « 3 » ، مسموع جعفر سلطان شد كه عبيد خان بلده هرات را گرفته در غايت استقلال بر مسند حكومت متمكن است . بالضروره ، جعفر سلطان در بعضى از ولايات خراسان توقف كرده كيفيت حال را به خان عرضه داشت نمود * كه درين اثنا خبر رايات جلال رسيده ، عبيد خان فرار نمود و مومى اليه با فوجى از غازيان به طرف بلده هرات ايلغار نمود و بعد از قرار « 4 » ، اهالى هرات در ظل حمايت غلامان « 5 » شاه جمشيد نشان در آمدند و در اوايل شهر شوال سنهء مذكوره كه آفتاب در اواخر « 6 » برج حوت بود و مبشر نسيم از بشارت رسيدن سلطان ربيع شكفتگى مزاج زمان را ازدياد نموده ، شهرستان « 7 » گلستان از وصول فرمان فرمايى بهار به لطايف رياحين و ازهار آراسته گرديد ، و قلعه گلبن به سبب تشريف گل نورسيده خود را بر حصار « 8 » فيروزه فام راجح ديد ، مظهر احسان ، محمد خان در ركاب « 9 » اقبال شاهزاده به دار السلطنهء هرات آمد ، بعد از تقديم مراسم استقبال اهالى و اعالى به درون شهر تشريف آورد و به قلعه اختيار الدين كه ساخته و پرداخته معمار همت آميرزا شاهرخست نزول فرموده غازيان عظام در منازل بيرونى فرود آمدند و نواب خانى همت عالى بر انتظام مهام خواص و عوام مصروف داشته ، با نفس نفيس بر ترفيه احوال « 10 » ضعفا و عجزه مشغولى فرموده « 11 » ، پس از اتنقضاى دو سه روز از وصول اين عطيهء عالمافروز ، اعنى به تاريخ هفتم ماه مسطور در وقتى كه فراش جهانآراى ، هواى ساحت چمن را به تمهيد « 12 » بساط زمردى تزيين داده به افراختن خيمه نسترن آراستگى گلشن را سمت ازدياد داد ، و شادروان نارون در اطراف چمن افراشته ، سرو آزاد راست نهاد از پى تشريف قدوم سلطان گل بر پاى ستاد « 13 » ، صحراى ساقلسمان « 14 » مضرب خيام نصرت انتظام پادشاه عالى مقام گشت و از سرور قرب وصولش خروش اهالى اقليم چهارم از فلك نهم در گذشت . و روز ديگر كه خسرو خاور بر باد پاى جهان پيماى گردون به عزيمت « 15 » شهرستان سپهر رفتار آغاز نهاد و مهر انور « 16 » از اشعه جبين نور گستر فضاى گيتى را فروغ « 17 » بخشيده ابواب فيض بر مقيمان
هامش
( 1 ) - ( 2 ) - ب ، م : اعيايان
( 2 ) - ب ، م ، ن : تميم
( 3 ) - ب ، م : منازل
( 4 ) - ن : فرار
( 5 ) - ب : « غلامان » ندارد
( 6 ) - ن : آخر
( 7 ) - ب : شهراستان
( 8 ) - ن : به رخسار
( 9 ) - ن : ركاب احسان
( 10 ) - ن : احوال علما و ضعفا
( 11 ) - ن : نموده
( 12 ) - ن : تمهد
( 13 ) - ب ، ن : ستاده
( 14 ) - مز ، ب ، م : ساقلمان
( 15 ) - ن : به عزيمت متوجه آستان سپهر
( 16 ) - ب ، م : انوار
( 17 ) - م : نور . ن : ندارد