تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
القصه سرداران دست راست ، مثل جوهه سلطان و حسين خان نخست بر مقابل « 1 » خويش جانى بيك سلطان تاخته ، جانى بيك سلطان نيز از جايى كه ستاده بود در حركت آمده بر يكديگر حمله نمودند چابك سواران رزم‌جوى و سبك روحان تندخوى ، فنون شجاعت و بهادرى « 2 » و شيو [ ه ] « 3 » جلادت و دلاورى « 4 » بر يكديگر عرض كرده نقد حيات از مخزن بدن مىربودند . در اثناى داروگير و استعمال تيغ و تير ، آثار شكست بر امراى بر انغار ظاهر شد . نواب « 5 » محمد خان به تأييد ملك سبحان با جمعى از ملازمان و تابعان مانند شير ژيان و پلنگ‌دران به مدد سرداران ميدان حرب سمند جهان كردار به جولان در آورد و بسيارى از مخالفان را به تيغ بىدريغ از پشت زين بر روى زمين افكند و كثيرى را باز پس راند . در آن حال از پى دفع الكمال تيرى بر اسب آن حضرت خورده از رفتار ماند . فى الفور يكى از ملازمان اسب جنيبت را به آن مضمار كارزار رسانيده ، حسن سلطان دور قوت اغلى نيز به مدد آن - حضرت بر دشمن بىغيرت تاخت و خان « 6 » بر بارگير فلك مسير « 7 » سوار گشته لواى اقبال بر - افراخت . بالاخره مردم جانى بيك زور آورده جوهه سلطان راه فرار پيش گرفت و حسين خان و محمد خان شرف الدين اغلى به تيپ شاهى ملحق گشته دل دليرانى كه در تيب « 8 » ستاده بودند از آمدن خانان تقويت پذيرفت و جانى بيك سلطان كه ميران باشليغ را از پيش برداشت [ 130 ] در پس سپاه ظفر دستگاه رانده شتران بارى و الاغان « 9 » مردم « 10 » اردو بازارى * از شيبه تير « 11 » ازبكيه در صف قتال و معركهء جدال درآمده ، ميدان جنگ بر غازيان رزم آهنگ تنگ شده ، مخالفان آغاز كشش و كوشش نمودند و حمزه سلطان استاجلو نيز بعد از استيلاى عبيد « 12 » و عبيديان بسان ديگران از مقام خود كسبيده « 13 » به گوشه‌اى بيرون رفت و چون هنگام گرمى معركهء مقاتله « 14 » حكم مطاع عز اصدار يافته بود كه توپچيان آستان خلافت آشيان به آتش دادن تفنگ خرمن جمعيت دشمن را محترق سازند ، ايشان به فرموده عمل نموده از كثرت انداختن تفنگ و گرد ستوران مخالفان بىدرنگ ، فسحت جنگ و ساحت سپهر دورنگ « 15 » تيره و تاريك گشت دهاده « 16 » فئه باغيه و صوت جوش و خروش طايفهء طاغيهء ازبكيه از سپهر بلند درگذشت . ازبكان غازيان را تير باران نموده از كثرت سهام نيز روى هوا پوشيده شد « 17 » .
خدنگ از كمان راه يغما گرفت * زهر گوشه‌اى فتنه بالا گرفت
هامش
( 1 ) - مز . ، ب ، م : مقابل ( 2 ) - ن : دلاورى ( 3 ) - نسخه‌ها : شيون ( 4 ) - ن : دلاورى 4 - ن : بهادرى ( 5 ) - ن : نوب ( 6 ) - ن : حان نيز ( 7 ) - ن : ميسر ( 8 ) - مز ، ب ، م : توب ( 9 ) - م ، ن : الاغ ( 10 ) - ن : « مردم » ندارد ( 11 ) - ب ، م ، ن : شه تير ( 12 ) - ، ب ، م ، ن عبيد خان ( 13 ) - ب ، م : كى بنده . ن : كنيده ( 14 ) - ب : مقابله ( 15 ) - ب : درنگ ( 16 ) - م : و هاره فئه ماغيه ن : و ماده فئه ما فيه ( 17 ) - ن : بيت