انگشت مىكند و مسؤليت هم ندارد باغراض شخصى و انگشت غير هردم تزلزل در دستگاه دولت مىاندازد و امور نزديك به هرج و مرج است .
دولتهائى كه ميآيند روى سازشهائى است ، سياه و سفيد كه در عمل عهود مورد اجرا پيدا نميكند منجر به تغيير مىشود ، صلاح و لياقت مناط نيست ، وزرا هرقدر توانا باشند فرصتى ميخواهند تا اشتباهات خودشانرا اصلاح كنند .
عند الواقع بيشتر وكلاى ما موكل ندارند و علت در طرز انتخاب است كه امروز همهجا مضر اضطرارى است و در مملكت ما مضر اختيارى .
حكمت مجلس شوراى در مصالح مملكت بود در اين مملكت وسيلهء رسيدن بمقام و استفاده از منابع دولتى يا ملتى است مصلحت در كار نيست و گاهى حرفهاى حسابى زيرزانو مىرود ، دولت اكثريت را ميپايد براى چند روزى رياست ، اكثريت با دولت همراه است براى استفاده از هر قبيل :
جاانداختن دوستان ، تلافى با مخالفان و بردن منابع دولتى ارزان .
مىگويند ارادهء ملت ، ملت آرزوش امنيت و آسايش است كه ميدانداران بايد تدارك كنند و همهء اشتباهات را باسم ملت اينان كردهاند ناحق ميگوئيم ناحق ميجوئيم از حق چه انتظار داريم .
دولتهاى باصطلاح دموكرات اقلا حق انتقاد بسياستپژوهان ميدهند اينك در عنوان مساوات طرزى هم به شيوهء دورهء فراعنه شايع است كه از بطون قصور عالى امر صادر ميگردد و مردم ميبايست تعبدا به نان و آبى ساخته گنبدهاى هرمان را برپا كنند مردم قبط دو فرقه بودند قومى زباندار قومى زبانبسته .
وزير مختار آذربايجان قفقاز پس از آنكه باكو به تصرف شوروى رفت عزيمت تركيه كرد روزى نزد من آمد و دو ساعت صحبت كرد و من گوش دادم آخر گفت شما بارى از دل من نمىتوانيد برداريد اما متشكرم كه به صحبت من گوش داديد و آنچه در سينه داشتم گفتم و اين از براى من تشفىاى بود واى به حال مردمى كه نتوانند درد دل خودشان را اظهار بكنند .
پزشكان سياسى در دياگنستيك ( تشخيص مرض ) همهوقت اشتباه كردهاند و هيچگاه قدر شربت نگاه نداشتهاند اين است كه مزاج ملل روبصحت نميگذارد افراط است و تفريط .
طبع حكومت شورائى تشكيل احزاب پيش آورد ، حيدرى و نعمتى رسميت يافت ، اختلاف رفت روى بهره از سفرهء صنعت و نسبت استفاده جنگ طبقاتى درانداختند صدق رسول اللّه صل لا يؤمن احدكم حتى يحب لاخيه المؤمن ما يحب لنفسه ايمان نياوردهايد هيچيك ( يا امنيت نداريد ) مگر آنكه بخواهيد براى برادر مؤمن خودتان آنچه را براى خود ميخواهيد وقت است كه رو به حزب اللّه بياوريم
فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
« 1 » از تجمل بايد كاست و رضاى مستمندان را بايد خواست و بر شيطان نفس لعنت فرستاد
إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ
« 2 » .
به شهادت تاريخ دستهبنديها و تشكيل احزاب « 3 » و تلاش در بدست آوردن حكومت جز نفاق و شقاق نتيجه نداد پايهء زندگى را بر صنعت و تدارك معاش را از راه صادرات خواستند و اين در تعقيب اشتباهات چهارگانه اشتباه پنجم است . اروپا صادر كن امريكا صادر كن ، آسيا در تدارك ، مگر عقبماندگان افريقا و جزاير دريا چه اندازه استطاعت خريد دارند آنجا هم دست به كار خواهند گذارد بايد در صادرات كه در آتيه مبادلهء اجناس خواهد بود اندازه و انگاره بدست آورد و بيشتر به زراعت پرداخت و مهاجرت بىتوپ و تفنگ .
جنجال در اطراف قانون اساسى
در اطراف تغييرى در قانون اساسى بسيار گفتند و روى اقوال عمرو و زيد مصلحت را خلاف مصلحت شمردند قانون اساسى البته محترم است خصوص قانون اساسى ما كه پايهء بر اسلام دارد در اساس تغييرپذير نخواهد
هامش
( 1 ) - سورة المائده آيهء 56
( 2 ) - سورهء فاطر آيهء 6
( 3 ) - آخر نتيجهء دستهبنديهاى حزبى ، سياست موسولينى ، لنين و هيتلر بود همه افراط و تفريط .