بود به اقتضاى وقت در قرآن هم بدا حاصل شده است ( در فروعات ) بقره آيهء 100 آنچه از آيات برگردانيم يا فروگذاريم مىآوريم بهترى يا مثل آن را .
فصل مكتوب حفظ مصلحت نيست فحواى عام و خاص نگاهدار مصلحت است ديديم كه بساط باغ شاه جلوگيرى از اعادهء مصلحت نكرد و ديديم كه خستگى از هرج و مرج و تدارك امنيت و پيشرفت امور در نتيجهء ديكتاتورى بيش و مجلس را برسر تسليم آورد .
تمام اصطلاحات شايعه در معنى لغوى نه مفيد است نه مضر در عمل مفيد و مضر مىشود تا نيت چه باشد و عمل چه . اجراى عدالت بايد خواست و از تقاضا فرو ننشست عدالت بىديكتاتورى عاطل است و ديكتاتورى بىعدالت باطل . انحلال مجلس توأما با صدور فرمان انتخابات راه ضررش مسدود است شاه مملكت قانونى با ملت بيدار بر خلاف مصلحت مملكت و ملت عملى نمىكند چه بر ضرر خودش است پس نگرانى نيست و
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ .
« 1 »
مطبوعات و روزنامه
روزنامه « 2 » ميبايست جاى منبر را گرفته باشد . منبر بمداخلهء مردم بى - سواد خاصيت خود را از دست داده بود روزنامه بدتر شد چون علف صحرا هرروز از زمين افكار ميرويد عدهء روزنامه و مجله از حد احصاء بيرون رفته است قليلى وقايع را مينويسند بعضى معايب را با قدرى فلفل مىنگارند . اكثرا از كيسهء صاحبان اغراض اداره مىشوند مجلات غالب شعر است در عنوان ادبيات بعض روزنامهها دلال فحشاء و وسيلهء تقاضا بوده عنوانى به تهديد ميكنند مگر نيازى برسد و اغماضى بشود .
خواجه اسفنديار مىدانى * كه برنجم ز چرخ روئينتن « 3 »
خرد زال را بپرسيدم * حالتم را چه حيلت است و چه فن
گفت افراسياب دهر شوى * گر بدست آورى ز زر دو سه من
گر فرستى توئى فريدونم * ور نه آنكه نعوذ باللّه من
روزنامههاى ما مطلب ندارند چون فحشاء ، غيبت ، تهمت و رذالت بيشتر مشترى دارد موضوع بحث است نمىدانم مردم روزنامهها را خراب كردهاند يا روزنامهها مردم را در هرحال روزنامه بيش از حاجت داريم .
گاهى با مركب سياه گاهى مركب سرخ بعضى مغربى بعضى مشرقى ، جنبهء مضر بعض مطبوعات ميچربد . اگر مقالات مفيد هم ميآورند مضر غلبه دارد نفسانيات و شهوتآميزى معقول را از بين ميبرد طبع ملت را به رذائل فحشاء و بىقباحتى جلب كردهاند .
يكطرف صحبت از ورزش است و تقويت اعصاب طرف ديگر صحبت از عشقورزى و تضعيف اعصاب پيشتر شاهنامه ميخواندند حالا . . . « 4 »
يكى در پاريس هرروز تفحص ميكرد كى مرده است و طبيبش كه بوده است ، اطبا را فكرى ميبايست كرد ، قرار گذاردند او را بوظيفهاى از اين اعلان منصرف كنند .
هامش
( 1 ) - سورة الرحمن آيهء 29
( 2 ) - لايپزيك از شهرهاى آلمان اختصاصى به چاپخانه دارد معروف است كه از بارگاه قدس به ملائكهء كروبى خطاب رسيد سياستى براى شيطان معين كنند . شديدتر سياستى كه به فكر مقربان ملاء اعلى رسيد اين بود كه شيطان آب درياها را بيرون بريزد يا ريگ بيابانها را برشمارد . خطاب رسيد كافى نيست آنچه كتاب در لايپزيك چاپ مىشود يك بار بخواند اگر مجله و روزنامه را به حساب بياوريم تهران به نسبت كم از لايپزيك نيست هروقت مطلب كم مىآورند يادى از شعراء مىكنند هنوز يك مجلهء علمى نداريم . در ممالك سايره در هر رشته مجلهء مخصوص دارند جدى و فكاهى از هم جدا است « گروهى اين گروهى آن پسندند . »
( 3 ) - از انورى است .
( 4 ) - گفته مىشود روزنامه ركن چهارم سياست است و بالاترين وسيلهء ثبات چهار پايه است نمىدانم سياست ما روى چهارپايه چرا ثبات نمىيابد . ( صندوق عدالت صفحهء 103 )