اما مدرسه
برنامهء مدارس ما صحيح نيست هنوز يك مدرسه با تمام ملزومات نداريم و مدرسه زياد ميكنيم و افادهچى ناقص مىسازيم از هر طبقه در مدارس قبول مىكنيم و يك رقم تدريس . ادارات ما روزبروز پر مىشود از اجزائى كه طرف حاجت نيستند . چند سال است كه مدرسهء فلاحت داريم يكنفر كه بحقيقت فلاحت بداند تربيت نشده است اگر هم ندرتا يكى چيزى آموخته است بآبادى ملك پدرش نپرداخته . شاگرد مدرسهء فلاحت بايد از اولاد ملاك باشد دنبال فلاحت برود نه دنبال بازرسى فلان اداره و اگر از رعيتزادهها هم يكى بمدرسه مىآيد براى تعقيب شغل پدرش نيست در ادارهاى صندلى ميخواهد .
در ممالك سايره محصلين قانون وارد خدمت دولت مىشوند از شعب ديگر موقوف به حاجت است .
ممالك مترقى براى هر حرفه ، نجارى ، آهنگرى ، خانهدارى ، آشپزى ، خياطى و غيره مدرسه دارند مدرسه دستگاه كارمندسازى است نه مردمى كه چهار كلمه از اينجا و آنجا ياد گرفته معطل بمانند مزاحم باشند . مدرسه در دهات بطرزى كه برنامه مرتب است سبب خواهد شد كه رعيت و زارع از دست برود همه در شهر بريزند و از دولت كار بخواهند مختصر بودجهاى كه داريم بايد صرف مدارس شهرى مفيد بشود در مرحلهء اولى طب ، مكانيك ، مهندسى ، حساب و كارهائى كه مشترى داشته باشند و پى كار خارج و آزاد بروند .
امروز از مدارس لازم مدرسهء معلمسازى مهم است معلم نداريم مدرسه ميسازيم خصوص در حساب و رياضى و از همينجهت جوانان ما از رياضى گريزانند .
بجاى مدرسه در دهات بدستيارى شاگردان مدرسهء فلاحت فرمهاى فلاحتى ترتيب بدهند كه نمونه باشد فعلا بمراتب بهتر است . ميدانم مرا تخطئه ميكنند ليك نفى حكمت مكن از بهر دل عامى چند در دهات همان مكتبخانههاى سادهء قديم كافى است . دستگاه نميخواهد .
سردفتر برنامهء مدارس ما بايد ديانت باشد آن هم در تحت نظر مردمان متدين روشن - فكر كه حقيقت ديانت و حكمت آنرا بياموزند نه قناعت بسطحيات كنند و به متشابهات بپردازند .
يكى از كسان من كه ليسانس گرفته است ميپرسد كه حضرت فاطمه ( ع ) چه نسبت با حضرت حسين ( ع ) داشت تف بر اين معارف .
مدرسه بايد مربى اخلاق باشد حتى جوانان فاسد الاخلاق را خالى به پيشانى بنهد .
مولوى گويد :
تيغ دادن در كف زنگى مست * به كه افتد علم ناكس را بدست
دزدهاى مدرسه ديده بكمك فنون علمى دزدى ميكنند .
دو طايفه امروز در جامعه مشترى مدارس ناقص هستند و قانع به خواندن بدون استطاعت امتياز صحيح از سقيم روزنامهنويس براى ازدياد مشترى و اهل فساد براى انتشار افكار ناهنجار و توليد وسوسه در افكار .
مدرسه بايد كارآگاهان سربزير بسازد نه مفسدان سربهوا . نيچهء آلمانى هم اگر خوشخيال بود عاقبتانديش نبود . اينرا هم بگويم عالم بهر فنى بيش از حاجت ، وجود معطله خواهد بود .
ديانت ما نكتهاى از تربيت اخلاقى سياسى و اقتصادى فروگذار نكرده است ، راستى ، درستى ، مردمدوستى ، ميانهروى ، دستگيرى ، كسب روزى از راه حلال ، آموختن علم ، سياحت در آفاق و احتراز از فساد ، عناد ، تبذير ، اسراف و مناهى .
فايدهاى كه از توسعهء مدارس بردهايم اين است كه جمعى را از رشتهء خود منصرف كردهايم چند كلمهء ناقص آموختهاند و بار بودجهء مملكت شدهاند بدون هيچ نتيجه يا رفع حاجتى همه حريص در تلاش كسب ثروت نه ايمان دارند و نه وجدان نه به حدى قناعت . نه وقوف