در سياست خارجه
قلم اينجا رسيد و سر بشكست مگر به خدا پناه ببريم قبل از مشروطيت و الغاى عهدنامهء تركمانچاى اساس در سياست رعايت دول كاملة الوداد بود و كاملة الودار روى مدلول عهدنامهء تركمانچاى كه از هرجهت خصوصا اقتصاد دست ما را بسته بود در نامجات به كلمات دوستان استظهار انامل مودت و خاطر حقگزار برگذار ميشد از طرف ما به تصريح عجز و از طرف مقابل ريشخند پس از مشروطه آن عبارات مبدل به عمل متقابله شد من حقيرى و در برابر تو كبيرى .
مترنيخ صدر اعظم اطريش در مقابل نمايندگان خارجه سر فرود ميآورد گفتند شأن مقام شما نيست گفت ميخواهم سرنيزهها را پشت سر من ببينند بناى سياست بر زور است چارهء ما اصلاح احوال خودمان است و تا بتوانند سنگ در راه مىاندازند .
بلى ! پس از جنگ اخير صحبت از منشور اتلانتيك و منشور دول متحد و سازمان ملل ميرود متأسفانه بين مشتركين در آن پيمانها اتفاق نيست و بوى صلحى نميآيد آشوب در تمامى ذرات عالم است تا خدا چه خواهد
« مگر آن شهاب ثاقب مددى كند سها را « 1 » »
روى مرز مروت و مدارا مشى بايد كرد و بهانهء خشونت بدست نبايد داد .
گيوم اول به گيوم دوم همان وصيت را كرد كه نظام الملك به پسرش ، آن در معضلات سلطنت اين در اشكالات و خطرات وزارت هردو از شغل خويش مذمت كردند كه بايد دروغ گفت خدعه كرد و مظالم بر گردن گرفت .
بازهم چه بايد كرد
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا
« 2 » بگو اجرا از شما نميخواهم مگر هركه ميخواهد بگيرد راهى بسوى رب خود .
قصد من از ديانت روح ديانت است و روح همهء ديانات خوبى ، مهربانى و دستگيرى است . اسلام جامع است با مزيداتى و تشخيص كيفيات از براى حفظ روح بايد بدن را سالم نگاه داشت صورت را از دست نداد رنجهاى بدنى راحت روح ميبخشند .
بشر مريض است گرفتار لرزه و تشنج ، دواى لرزه گنهگنه است و گنهگنه تلخ . ديانت تلخىها را بقند آلوده مىكند و آرامش روح ميدهد تا آنجا كه شكايتها به رضايت ميكشد كه وراى آن هيچ نعمت نيست .
آدميزاده طرفه معجونى است * از فرشته سرشته وز حيوان
گر كند ميل اين شود كم از اين * ور كند ميل آن شود به از آن
حيوان عيشش بخور و خواب است فرشته بمقامات روحانى و تا روح آرامش نداشته باشد شخص آسايش ندارد مغربيها عرفان را از دست دادهاند .
وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ
« 3 » آنكه بزرگ شمارد دستورات خدا را همانا از پاكى دل است .
خصايل بشر بعضى غريزى و طبيعى است بعضى كسبى ، غريزى احساسات است و اخلاق كسبى صنعت و علم و اخلاق مسرى است بد يا خوب ، به تربيت و مراقبت مىشود از بد كاست و بر خوب افزود در مدارس و محافل بايد مراقبت تام داشت و اخلاق و آداب را از موضوعات مهم شمرد به نظافت ، نزاكت ، ادب ، اقتصاد و نگذراندن وقت به بطالت نظر داشت .
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
« 4 »
تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز .
چند كلمه در انترناسيوناليسم
كه قصد ادارهء امور بين المللى است . سابق امور مشترك تحت قواعدى مقبول ملل منظور بود چون تلگراف ، پست ، روابط ، مراوده ، تجارت و مسافرت امروز كار كشيده است به مداخله در شخصيات ، تحريك طبقات نسبت بهمديگر ، بعنوان حمايت دموكرات بر ضد سرمايهدار
هامش
( 1 ) - سياست تركيبى پيدا كرده است كه بايد گفت مردهشوى تركيبش را ببرد .
( 2 ) - سورة الفرقان آيهء 57
( 3 ) - سورة الحج آيهء 32
( 4 ) - سورة الرعد آيهء 11