زن جمعآورى نكند تا صد و دويست هم ميرسيد .
وزارتخانهها سفرهء عام داشتند خلطه و آميزش زياد بود همه خرسند بودند از گوشه و كنار حرفهاى تازه را نفهميده به گوش مردم ميكشيدند و مورد اعتنا نبود . عنوان مجلس كه پيدا شد سخنهاى سخيف و افكار كثيف در عنوان آزادى بىپيكر بر سر زبانها افتاد بتقليد تمدن بولوارى و تفنن در بيعارى رشتهء زندگى سادهء خودمان از دست رفت و پا بدايرهء تجدد گذارديم آن دموكراسى حقيقى فراموش شد و فساد اخلاق بالا گرفت درب خانهها بسته شد ، علاقهها گسسته ، شكايات پيوسته .
روزبروز بر تكلفات زندگى افزود و از تعيشات عمومى كاست . بين طبقات افتراق افتاد و از هر طرف تزريق نفاق شد كارخانه اگر داشتيم بازار ارسىدوزها بود باز هم العود احمد .
وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
« 1 » آنان كه ميشكنند پيمان خدا را پس از پيوستن و مىبرند رشتهء رسيدن به امر اللّه را و فساد ميكنند در زمين لعنت او بر ايشان و براى ايشان بدى سراى ديگر خواهد بود ( در همين سرا مىبينيم ) وقت آن است كه بگويم ، اما از دل ،
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
« 2 » .
حكايت ما حكايت آن مكتبدار شد كه شاگردان روى مواعده گفتند جناب ميرزا خدا بد ندهد مگر كسالت داريد ؟ امر بر جناب ميرزا مشتبه شد برخاست و از پى معالجه رفت .
مرض را در ذهن ما تزريق كردند و مشتبه شدهايم تا رفع اشتباه نكنيم صحت نخواهيم يافت .
مرض در ممالك سايره ، آزادى و مساوات دروغى است در ولايت ما تعقيب تمدن و ترقى بولوارى و تكلفات مضر .
نكاح كه در اسلام مورد تأكيد بسيار است رو به تقليل است
إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
« 3 » اگر ارتباط مرد و زن را بشود در تحت قانون آورد بهترين قوانين چه در آميختن چه در گسيختن قانون اسلام است ( افكار امم صفحهء 188 ) در ميان مترقيان روزبروز در كاستن است .
بواسطهء رفع حجاب ، در حقيقت حجب و قبول رسوم ناباب و تقليد هرزهگردان پاريس تكلف در لباس به جائى كشيده كه عايدات مشروع و حلال هشتاد درصد وفا به ايفاى مد نميكند لباس صبح لباس ظهر لباس عصر لباس شب كفش و جوراب و كلاه همرنگ دامن .
مد چيست ز عادت تو هرچه وارو * در كاستن موى ز طرف ابرو
تغيير برش بجامه و كفش و كلاه * رنگ غلط لب و سرانگشت و مو
سابق وسمه ميكشيدند سرانگشتان را حنا مىبستند چون پولى بخارج نميرفت وحشيگرى بود حال كه مبلغى گزاف به بهاى ماتيك ميرود نشانهء ترقى و تمدن است .
خلق را تقليدشان بر باد داد * اى دوصد لعنت بر اين تقليد باد
بگوئيم مد هم وسيلهء انتشار ثروت است ، در صورتى خواهد بود كه از متاع داخله باشد نه از جنس خارجه و منحصر به ثروتمندان به بلاى جان بىثروتان بشود و مزيد رشك .
ازدحام زن در ادارات بر ضرر خانواده است مگر زنهاى جاافتاده در بهدارى و فرهنگ كه مقتضى حفظ عفت و تجزيه مدارس دختر و پسر است .
مردها از بيكارى فرياد دارند زنها هم وظيفهء خود را از دست داده پا در كفش مردها ميكنند يكى از جنگهاى آتيه جنگ زن و مرد خواهد بود زن بهتر است به وظيفهء خود بپردازد .
حرص بصادرات زنها را در خارجه به كار كشيد ما آن حاجت را نداريم صرف تقليد است با فكر شيطنت .
هامش
( 1 ) - سورة الرعد آيهء 25
( 2 ) - سورهء فاتحة الكتاب آيهء 6
( 3 ) - سورة النور آيهء 32