تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ
« 1 » به بيهوده اموالتان را صرف نكنيد . هرون عمارتى مزين ساخته بود در ملاقات حضرت موسى بن جعفر « 2 » گفت اين را چگونه مىبينى ؟ فرمودند اگر از مال خود ساخته‌اى اسراف و اگر از مال غير حرام . رعايت حلال و حرام در زندگى اصلى بس مهم است . عمارات مجلل را مىشود در رديف زينت آورد و اگر از مال حلال باشد وسيلهء انتشار ثروت دانست . اما بخت‌آزمائيها را قسيم
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً
آنجا كه نظر به رفع حاجتى از حاجات باشد و بر صرفهء فقراء .

بلاى تقليد

تمدن و تربيت در مشرق سابقه دارد در مغرب در اكتشافات علمى و صنعتى پيش افتادند در اخلاق هنوز بمقام مشرقيان نرسيده‌اند بلكه در مائهء اخير كه مذهب اهل حل و عقد ماترياليسم شد عقب رفتند تمدن بولوارى بر تمدن لابراتوارى غلبه كرد و آن تمدن ناچيز بما سرايت . تمدن را به صورت گرفتيم كلاهمان را عوض كرديم كه رنگ تمدن به خود بدهيم در حوزهء خواص مليت ما از دست رفت در مقابل هنرهاى لابراتوارى بىسيم راديو هواپيما مستسبع شديم ، رقص قمار شرب تظاهر بفواحش را ترقى دانستيم افكار بىپاى ماترياليسم را به خود راه داديم كه امروز از بيداد آن همه‌جا غوغا به پا است و فرياد بلند . دور سر خود چرخ مىزنيم و نميدانيم چه كنيم يكى از مراحل رسيدن به راه عاقبت برگشتن از اين راه غوايت است كه العود احمد و ما هنوز اندر خم يك كوچه‌ايم . ما زندگىاى داشتيم ساده ، آرام ، بىدغدغه ، خالى از بغض و تكلفات مزاحم ، يك اطاق براى زندگى كافى بود در آن زيست ميكرديم ، ميخوابيديم ، غذا ميخورديم ، امروز اطاق خواب معطل ، تخت‌خواب اطاق ناهارخورى معطل ، بساط تغذيه اطاق دفتر اطاق سالن حتى اطاق قمار لازم شده است براى تدارك به همين نسبت بحرص و دزدى افزوده . سابق يك اطاق يا دو اطاق براى زندگى يك خانواده كافى بود اطاقها طاقچه داشت بجاى ميز و قفسه رف داشت كه كالاى پس دستى را بالاى رف ميگذاردند ( صندوقخانه ) رختخواب را كنار ديوار ، امروز تختخواب ميز صندلى نيمكت قفسه جا تنگ‌كن منزل لازم است ، همهء اين تكلفات زندگى را دشوار كرده است رشك و حسادت را بسيار و تلاش روزى را مشكل . طمطراقى اگر بود در منازل مستور بود امروز در سينما ، هتلها ، رستورانها ، قهوه‌خانه‌ها و شيرينىفروشىها مكشوف و برملا است همه سبب رشك ، حسد ، رقابت و بدتر از همه تخريب زندگى خانواده و ترويج فحشا . لازم نيست كمونيست‌ها بر سر نكاح به خود زحمت بدهند اين طرز زندگى روزبروز بالاتر خواهد رفت دزدى رشوه و حيزى دست بالا را خواهد گرفت . خانقاهها هرجا داير بود زندگى وارستگان براى قوم سرمشق استفادهء اخلاقى ، از حرص و دويدن دنبال دنيا منصرف ميشدند و تسلى ميافتند حال آنهمه از دست رفته است همت مقصور در استفاده از شهوات و نفسانيات است « جهد كن كه از عشرت كام خويش بستانى » از شعر ديگر حافظ و امثال آن ياد نميشود :
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود * ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
تا سى چهل سال قبلا باصطلاح دموكرات نبوديم اما زندگى دموكرات داشتيم ، اعيان و اشراف در مساجد در روضه‌خوانيها با عامه اصطكاك داشتند ، دستگيرى ميكردند ، خرجها مى - دادند ، درب خانه‌ها باز بود ، سفره‌ها پهن ، خانه‌اى نبود كه در آن وسيلهء پذيرائى ده الى بيست نفر از هرجهت فراهم نباشد حتى رختخواب . خدمه از مرد و زن به حد خود قانع و راضى بودند فاضل ناهار دربار را در سبزه ميدان ميفروختند كمتر خانه‌اى بود كه چهار پنج نفر را از مرد و
هامش
( 1 ) - سورة البقره آيهء 188 ( 2 ) - بهلول را هم گفته‌اند .