تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ
« 1 » شما بهترين مردميد كه خدا از ميان خلق برآورد به خوبى ميخوانيد و از بدى باز ميداريد و به خدا ايمان داريد اين است حد آزادى نه شرب و قمار و رشاء و غيبت و تهمت و فحشاء
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
« 2 » آنان كه از هرزگى دورى ميجويند كه خارى است در چشم مغرضين و متقى مرتجع مىشود . الناس مسلطون على اموالهم و انفسهم مردم اختيار جان و مالشان را دارند .
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ
« 3 » . خدا آسانى براى شما ميخواهد نه دشوارى ، تكلف در اسلام نيست از عبادات روزه و حج فرع استطاعت است از هرجهت نماز وظيفه‌اى است مفيد شامل نظافت ، طهارت ، مراقبت در اوقات ، تنبه بوظايف و ورزش . در افكار امم آن را دفتر يادداشت گفته‌ام
أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
« 4 » برپا بدار نماز را كه نماز از زشتيها و بديها باز ميدارد ( دنى سورا صفحهء 307 )
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
« 5 » آنكه رضاى خدا را بخواهد راه به او باز مىشود و روزى او را مىرساند بطورى كه پيش‌بينى نكرده است « 6 » . تقوى آن نيست كه نماز نافله بخوانى يا روزهء غيرواجب بگيرى تقوى آن است كه اوامر و نواهى را محترم بشمارى و دربند رضاى خدا بيشتر باشى تا دربند هواى نفس ، به زحمت تلاش روزى بكنى بعفت برگذار ، نسبت بخلق يار شاطر باشى نه بار خاطر و بفضل خداوند اميد ببندى كه اميدوارى گل نشاط است و در يأس روح در انحطاط تا آنجا كه ممكن است منجر بمرگ شود . در تشخيص مراتب
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
« 7 » محترم‌تر از شما پرهيزكارترتان است مفاخر دنيوى و طمطراق معيشت را احترام نيست . گوئى ضامن اجراى اين مرام كيست ؟ گويم آنكه ضامن اجراى مرام تو است در هر مرام سرى لازم است و قوت اجراء .
آنكه با خود برابرش كردى * زود باشد كه برترى جويد
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ
« 8 » اگر دفع خدا نبود مردم را برخى به برخى زمين تباه ميشد . سعدى راست :
ضرورت است كه آحاد را سرى باشد * و گرنه ملك نگيرد بهيچ‌گونه نظام به شرط آنكه بداند سر اكابر ملك * كه بىوجود رعيت سرى است بىاندام
اساس مرامهاى جديد دستور افلاطون است كه ارسطو بعضا رد كرد و مردم هم نپسنديدند و ما هيچ دليل نداريم كه اقوال عمرو و زيد را بر اقوال حكماء و عقلاى خودمان ترجيح بدهيم خصوص كه اقوال قدماى ما سالها بخوشى امر را برگذار كرده است و اقوال متأخرين نفاق و دشمنى منجر بفساد توليد كرده است و اوضاع امروز نتيجهء آن اقوال است . مادامى كه ما رفقا را نصيحت ميكنيم به جائى نخواهيم رسيد .
أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
« 9 » آيا امر ميكنيد مردم را به نيكى و خودتان را فراموش ميكنيد مگر كتاب را نميخوانيد و تعقل نميكنيد زهى سعادت كه هرروز خودمان بخودمان بگوئيم رفيق خوب باش نسبت به همه نيك‌بين باشيم . دشمنى ، عداوت ، بدخواهى ، خودپسندى ، بغض ،
هامش
( 1 ) - سورة آل عمران آيهء 110 ( 2 ) - سورة المؤمنون آيهء 3 ( 3 ) - سورة البقره آيهء 185 ( 4 ) - سورة العنكبوت آيهء 45 ( 5 ) - سورة الطلاق آيه‌هاى 2 و 3 ( 6 ) - من بسيار اوقات بعسرت و تنگى گذرانده‌ام امروز را حتم و موجبات آن را تصور نمى - كردم فروش مزرعهء خود را در شهريار ضرر ميدانستم پس از سى سال سبب گشايش زندگى من شد . ( 7 ) - سورة الحجرات آيهء 13 ( 8 ) - سورة البقره آيهء 251 ( 9 ) - سورة البقره آيهء 44