تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
مدعى است كه پيشنهاد تعليمات عمومى چرا بدون استحضار او بمجلس داده شده است شايد اين ايراد بى جا هم نباشد چه تنظيم بودجه بعهدهء او است ليكن تعطيل حقوق افسران كه رئيس بانك ملى بايد به اختيار من باشد آب‌بردار است ، ظاهرا منظور نصب يكنفر امريكائى و شايد مآرب ديگر در كار است ، من از مستشار خارجهء سرخود خير نديدم اگر بعضى خسارت اقتصادى بما نزدند خسارت سياسى وارد آوردند . غوغاى شوستر را با سفارت روس من در برلن در روزنامه خواندم مادام ديتريثى تمجيد كرد و عبارتش نسبت بشوستر مرد تمام بود ، من كه از اوضاع خودمان اطلاع داشتم ديدم كه آخر خوبى ندارد و كار مرد تمام ناتمام خواهد ماند . در نتيجهء تقاضاى بى مورد ، اختيارات ميليسپو لغو شد ، در جواب گله‌مندها سفارت گفت خودتان او را آورديد دولت امريكا مداخله‌اى نداشت . ميليسپو را از سفر سابق خوب ميشناسم يك‌دنده است و بدكله . آسمان هم بر احوال ما ميگريد ، بيست روز است مستمر برف و باران داريم معهذا با خرابى بسيار در خانه‌ها مىخنديم و دلخوش ميكنيم كه سال ديگر آب داريم ، در اين سنه كم‌آبى باندازه‌اى بود كه زنهاى اهل محل دروازهء شاه عبد العظيم اجتماعى كردند و اخبار به آتش نمودند از شهردارى كاميونهاى پرآب به محل آمد از آتش پرسيدند زنها گفتند خودمان آتش گرفته بوديم و با ظرفهائى كه همراه داشتند آب كاميونها را بردند و حال آنكه در آن محله همهء خانه‌ها چاه آب داشتند . كارها بطورى گره خورده است كه قمهء اسكندر ميخواهد كه شكافته شود ( گره گردن ) . جمعه 10 / 2 / 23 جشن سر سال انجمن سه نفره است ، در اين روز بود كه روزولت در اثر اظهارات شاه در مقررات بين خودشان نقطه روى حفظ استقلال ايران گذارد . روزنامه‌ها تند و كند از بيرون بردن قشون از شهر صحبت ميكنند در شهر ثلث عابرين اجنبىاند ، روس امريكائى هندى با افسران انگليس ، روسها در مدت جنگ كمتر مزاحم بودند ، امريكائىها اجازهء آزادى بيشترى به خود ميدادند و دستشان در خرج باز بود و نرخها را در شهر بالا بردند . در شمال ايران نقشهء ديگرى در كار است ، روزنامهء رهبر زمزمه مىكند كه شمال ايران حريم روسيه است ، خداوند اين آزاديخواهان وطن‌پرست دوآتشه را هدايت فرمايد . چرچيل نطق مفصلى در پارلمان ايراد نمود خلاصه آنكه نظر ما آن است كه هر قومى بفهواى اكثريت خود ( از آن حرفها است ) در رفاه باشد اكثريت هم يكى از آن دلخوشيها است كه بسى دردسر توليد كرده است . روزولت در آمال امريكا گويد تجربه بر ما معلوم كرد كه آرامش و سعادت ما موقوف بملل دوردست است بايد ما خودمان را عضوى از سازمان كلى بدانيم و آن رعايت دوستى است براى تحصيل دوستى اگر ملل عملا با ما طريق دوستى بپيمايند متوقع دوستى ما باشند ! مخاطب كيست ؟ من نيستم ! تا محور سياست روى مركز تجارت و تمدن روى اصل صادرات است ، لغزش متبادر است ، آلمان خراب شد روى پيش‌دستى در صنعت و تجارت . استملاك منازل ديگران بهر مذهب غصب است و حرام ، اما چون اين لقمهء حرام را همه خورده‌اند آلمان ملامت ندارد اگر مطالبهء سهم خود را ميكرد اضطرار او را ناچار از تهور نمود . نكته‌سنجان گفته‌اند جنگ را آنكس سبب بوده است كه پيش آورده است نه آنكه پيش‌قدمى كرده است و باز آن تهور را تصديق نمىتوان كرد .

سرانجام كار پهلوى

پهلوى از مردانى بود كه مىشود به انگشت شمرد اگر از اشراف مملكت نبود و معلومات ادبى نداشت تهور و كفايت او از يكطرف و خالى بودن مملكت از اشخاص با حزم و عزم از طرف ديگر او را بمقام