تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
كرده بود ، جواب مىدهد غير رسم عقيدهء من اين بود ، كه كابينه را به جلب اشخاص مبرز ديگر سنگين مىكردند . وزير جنگ منتظر دستخط رياست است ، شاه عذر آورد كه امور نظام مختل مىشود و اين اشتباه بود ، امر دولت دلو حاجى ميرزا آقاسى است مگر اينكه از آن دلو آب در مملكت مىافزود ، اين دلو روزبروز از آبرو مىكاهد ، رياست بين دو سه نفر دور مىزند ، تغيير مستمر فقط نتيجه‌اى كه مىدهد اينست كه فرصت تعقيب نقشه بدست نمىآيد ، تا گفتند بسم اللّه مىگويند الحمد للّه و منع سردار سپه از رسيدن بآرزو به تحريكات او مىافزايد ، روزگار مقتضيات را ايجاد كرده است . وزراء در جرگهء محدود باسامى مختلف انتخاب شدند ، كابينه صورتى است محلل ، به قول آن لر كه لرزانك براى او تجويز كرده بودند گفت « هنى اين خودش را نمىتواند نگاه بدارد مرا چطور نگاه خواهد داشت . »

وقايع عمدهء 1300 و 1301

تصويب عهدنامهء شوروى 23 قوس 1300 الغاى امتياز خوشتاريا 23 قوس 1300 قبول عضويت جامعه 9 جدى 1300 تحديد مأموريت خارجه به پنج سال 16 حمل 1301 اختيارات ميليسپو در ماليه 4 اسد 1301 هيئت منصفهء موقتى 10 قوس 1301 كبريت‌سازى تبريز 15 جدى 1300 كنفرانس لوزان 27 جدى 1300 تحويل بندرگاه انزلى 1300 داير شدن مؤسسهء پاستور 1301 تصويب نفت استاندارد 19 عقرب 1301

كابينهء مشير الدوله 26 جوزا 1302 اول ذيقعدهء « 1 » 1341

سردار سپه جنگ ، مصدق السلطنه خارجه ، محمد على فروغى ذكاء الملك ماليه ، ابراهيم حكيم الملك عدليه ، حسن خان حكيم الدوله فرهنگ ، مصطفى قلى فهيم الدوله پست و تلگراف ، علاء السلطنه كفالت داخله ، احمد خان عدل - الملك كفيل فوايد عامه . سردار سپه دوروز تمارض كرد ، ظاهرا به نصيحت دوستان 28 جوزا بوزارت جنگ آمد . شاه جنس مقطوع را ميخواهد ، كابينه در روزهاى اول در مجلس طرف ملاحظه است به پيشنهاد مشير الدوله برقرار شد ، تقاضاى وزارت جنگ راجع بمداخله در امنيه و نظميه مستمر است و تنها وزارت جنگ مستقر . تلگراف رسيد كه دو ميليون دلار حاضر است اما كمپانى شركت انگليس را لازم ميداند مشير الدوله رد كرد ، درثانى علاء خبر داد كه از شركت انگليس صرف نظر شد ، وجه رسيد ، سفارت انگليس يادداشتى فرستاد كه قبول وجه قبول شركت انگليس است ( رودستى ) مشير الدوله وجه را توقيف كرد و پيشنهاد را پس فرستاد ، از امريكا شركت انگليس را تكذيب كردند وجه بجريان افتاد .

مهاجرت حجج اسلام 10 سرطان 1302 برابر با 20 ذيقعدهء 1341

حكومت عراق از ترس آنكه اكثريت نصيب شيعه شود و در اثر سياستهاى پيچيده بر خلاف عقل و مصلحت ، هجرت آن ذوات محترم را به عنف پيش آورد ، از طرف شاه دستخطهاى اكيد به سرحد و ساير جاها باشد . همه‌جا احترامات فايقه به عمل آمد ، در اطراف قم ساكن شدند ، شيعه آزرده ، دولت عراق پشيمان ، نمايندگان فيصل به تهران آمده‌اند كه حجج را عودت بدهند وجود علماى شيعه براى عراق سرمايهء اقتصادى است از هرطبقه به قم مىآيند و آقايان را زيارت مىكنند ، شورى در سرها است و غوغائى در كشور .
هامش
( 1 ) - دستخط 28 شوال 1341 صادر شده است .