پست « آنچه كرديم غلط آنچه نكرديم غلط » من هيچوقت با اين بازيها همراه نبودم ، مستبدم .
وستد اهل سوئدى كه براى نظميه استخدام شده است به انتظام اداره پرداخت ، مؤسسهء پاستور داير گشت .
در اين كابينه من پهلوى سردار مىنشستم روزى به من گفت : اگر شما فتنهء آذربايجان را نخوابانده بوديد كار ما در رشت دشوار بود بلى توپهاى سنگين و قورخانهء بسيار از تبريز به قزوين فرستاده شد ، باز اظهار داشتند كه در گرفتارى شما در تبريز مشير الدوله نگران بود ، گفتم در مصلحت مملكت ملاحظهء افراد نمىشود كرد ، تصديق كرد ، در دلم گفتم خودت هم يكى از افرادى .
كشمكش با شاه
در مجلس چهارم يكصد هزار تومان نقد و سه هزار خروار غله از بودجهء دربار زده بودند ، يگانه توجه شاه به برگشت آن كسر است ، نقدش به - آبروى مستوفى در مجلس برگشت ، شاه جنس را هم ميخواهد و مستوفى از تجديد پيشنهاد استنكاف دارد ، حاضر شد قيمت جنس را از اعتبار دولت بدهد ، شاه را قانع نكرد ، اعزاز السلطنه موى دماغ مستوفى است .
وزير جنگ جدى دارد كه امنيه به اختيار او برود ، مستوفى تأمل دارد ، مغز سياست اين دو امر است ، يكى برگشت غلهء شاه ، يكى واگذاردن امنيه به وزارت جنگ بلكه نظميه هم . . .
كمپانى نفت جنوب مشترى نفتخانه است ، قراردادى در وزارت فوايد عامه با مداخلهء محتشم - السلطنه در تحت نظر مستوفى تنظيم شد به مجلس برديم ، مدرس گفت اين اول بار است كه سياست داخله بر سياست خارجه فايق آمده است ، از اين نقطه نظر كه نفتخانه قسمتى به ايران و قسمتى به عراق افتاده است و در قرارداد شرط شده بود كه اختلاف را كمپانى رفع كند و تعلق نفتخانه كلابه ايران از طرف انگليس تصديق شده بود ، مدرس طرفدار است ، نصرت الدوله و داور از كاركنان وزير جنگ مخالف : مدعيان مايل نيستند كار مهمى در اين كابينه بگذرد ، كشمكش مسلسل است چه نظر از براى مدرس پيدا شد ندانستم ( يا مىشود حدس زد ) كه از مخالفت با كابينه باز ننشست و درصدد تشكيل اكثريت برآمد ، خواستند به تظاهر كابينه را بموجب مادهء 67 متمم قانون اساسى مستعفى كنند بوقلمونان كرسىنشين از صبح تا شام اكثريت مىساختند و باز از هم مىپاشيدند « 1 » علت استيضاح مدرس را تمايل مستوفى به روس گفتند .
مدرس پس از يأس از عملى شدن مادهء 67 با اكثريتى كه شكسته بسته تدارك كرده بود دست به استيضاح زد ، 19 جوز اورقهء استيضاح را تقديم مجلس كرد .
مدرس طلاقت لسان دارد و در نطق قادر بر اختلاط موضوع است ، پس از ذكرى از انقلاب دول و توسل به كابينهء سياه يا سفيد يا همه رنگى و اينكه نميخواستيم آثارى از همسايهء ما در مملكت بماند ( انگليس ) و باز صحبت با صدر اعظم عثمانى و تشخيص مسلمان در جنگ به ختنه كه مايهء ضحك شد و اينكه از رژيم قديم روس در زحمت بوديم ( مثل رژيم جديد ) و اينكه در مقابل رويهء نامعلوم همسايه بايد بيدار بود بالاخره متكى بر قولى كه انگليس گفته است نمايندهء روس بايد از ايران برود و من نمىدانم كى به آن قول ترتيب اثر داده است و به كدام نماينده اين تكليف شده است ، نسبت قصور به كابينه مىدهد و درنتيجه اقدام به استيضاح كرده است . من از اين فرمايشات مدركى بدستم نيامد گناه فهم من است اين گناه آقا نيست .
سليمان ميرزا در عنوان موافق شرح كشافى گفت ، البته همه خارج از موضوع چه موضوع محدود نبود ، قوام السلطنه يادداشتى براى رئيس فرستاده بود كه خوانده شود مشعر بر اينكه سليمان
هامش
( 1 ) - در فوق العادهء كوشش : برهان الدوله اظهار اعتماد مىكند ، ميرزا عبد الوهاب ترديد ، بيان الملك از مخالفت عدول مىكند ، غضنفر خان به فراكسيون آزاد برگشته موافقت مىنمايد ، ميرزا ابراهيم قمى و لسان الملك امضاى خودشانرا مسترد مىدارند ، سرانجام آقا سيد ضياء را مرد ميدان معرفى مىكند .