نشانى است كه براى روزهاى سلام به كار مىآيد قوام السلطنه شمشير برندهء فولادى است كه براى روز رزم خوب است .
نطق تدين را هم ياد مىكنيم با اشاره به بسط كلام با وجود كسالت .
فكر ديكتاتورى آقاى مدرس را اهل شهر مىدانند ، آقاى مدرس با دولتى موافقند كه مطيع فكر ايشان باشد و اين فكر وقتى عملى مىشود كه خودشان رئيس باشند نتيجه انحلال مجلس و تشكيل كابينه در كرمانشاه مىشود ( اشاره به نهضت )
در منبر و تريبون اثرى است كه بسط نطق مىآورد ، پاورقى هم لازم ندارد ، لاطايل بسيار گفته مىشود ، حرف حسابى دو كلمه است آقايانى كه مايل به قصهخوانى هستند صورت مذاكرات مجلس را بخوانند .
در اطاق تنفس كار از مشاجره به مضاربه هم مىكشد كه رئيس در جلسهء 15 حوت 1301 ياد مىكند .
قوام السلطنه موقع را مناسب دانسته شرحى از خدمات خودش گفت در مقام حسن طلب شعرى از حافظ ياد نمود .
نازپرورده تنعم نبرد راه بدوست * عاشقى شيوهء رندان بلاكش باشد
بالجمله پس از نطقها و كشمكشها از 88 نفر عدهء حاضر 62 رأى بمستوفى داده شد .
سران مهاجرت در كرمانشاه جمع شدند برياست نظام السلطنه پسر برهان الدوله برادرزادهء حسينقلى خان نظام السلطنه حاكم محل دولتى ساختند و در تحت تعليمات افسران آلمانى مشغول تجهيز شدند ، نادلنى نامى به سمت سفارت آلمان ملحق شد ، اعتماد كلى به پشتبندى ترك است ، مقدارى نقره به سكهء ايران آورده بودند كفايت نمىكرد ، قيمت مارك را به تومان روى اسكناس آلمانى چاپ كرده رواج دادند « 1 » كابينه ساختند :
نظام السلطنه و الا حضرت رئيس دولت ، مدرس وزير عدليه ، محمد على خان ما فى وزير خارجه ، اديب السلطنهء سميعى وزير داخله ، فرزين وزير ماليه ، حاجى عز الممالك وزير فوايد ، قاسم خان وزير
هامش
( 1 ) - صحبت من با استيونس صفحهء 198 ، جواب من به سليمان ميرزا 289 نتيجهاى كه از اين مهاجرت برده شد ازهم پاشيدن ژاندارم و تفريط اسلحه و قورخانه بود ، آلمان پس از جنگ با ما چه رفتار مىكرد مسئله است ، تركها خوشخيال نبودند ، هامر از اعضاى سفارت آلمان كه باقى مانده بود در اواخر جنگ تلگرافى آورد و با حال افسرده به من ارائه داد خبرى بود از برلن كه ما به حكم اضطرار دست تركيه را نسبت به آذربايجان باز گذارديم .بغمخوارگى جز سرانگشت من * نخاريد كس در جهان پشت من