توقع باجا يا بىجا
دو دسته نظامى قزاق و ژاندارم در مملكت بسعى صاحبمنصبان خارجه و توجه روس و انگليس خواهى نخواهى تربيت شده ، دولت كم و بيش از چريك و ايلات مستغنى است ، هردو قوه در دست سردار سپه است ، قدرتى در خود مىبيند و از اطراف آواز نابغه هم به گوش او مىخورد منتظر است از طرف شناخته و نشناخته مورد تعظيم و تكريم باشد ، هنوز آن كيفيت در او پيدا نشده است ، در اين زمينه هم خودنمائيهائى بظهور رسيد ، نمونه را يك دو فقره ياد مىشود در ذكر وقايع زشت و زيبا هر دوموقع دارد . شهيدزاده نابينا بود در صحن عدليه در گوشهاى نشسته سردار بر او برگذشت برنخاست ، مورد ضرب و شتم سردار شد ، آوازه در شهر پيچيد . قضيهء ديگر نهيب به حسين خان و ياربود در قلهك كه تكريم لازم را بجا نياورده بود ، سردار كه به جهتى پياده شده بود به او نزديك شده گفته بود ، « چه بى ادبى ! ميخواهى با اين چوب چشمهاى زاغت را بيرون بياورم ؟ » و از اين قبيل مواردى مذكور شد ، جاداشت به اين مصراع عذر بخواهد « تو بزرگى و در آئينه كوچك ننمائى » اين ويار از اصحاب من است و شرح آشنائى او را نوشتهام ، شهرت بين قوم سابقهء خانوادگى ميخواهد ، پسر عباسقلى داداش را از طايفهء پالانى شايد در سوادكوه بشناسند ، در تهران مقدماتى بيشتر ميخواهد و طول مدت ، شايد عباسقلى در زمرهء نواب فراشخانه سابقهء شناسائى داشته است .
بهرحال سردار در قضاياى گيلان و آذربايجان « 1 » هنرى نموده و گوى سبقت از همگنان خود ربوده و در خود معنى
ان الفتى من يقول ها ان ذا * ليس الفتى من يقول كان ابى
احساس مىكند هنوز آنموقع نرسيده است كه در تبار او شمشير بن شمشير بن شمشير گفته شود ، اين است حريف ايدل تا باد نپيمائى ، طرفداران او برهان قاطع دارند و مخالفين تار عنكبوت مىتنند . گفتند رمالى در طالع او نقش سلطنت ديده بوده است خانهء احمد شاه چنان كه رستم فيروزان به برادرش نوشت و در طالع يزدگرد ديده بود به حكم صلاب از پادشاهى تهى است . رمل يا صلاب كف - بينى يا مشاهده در كاسهء آب « 2 » ماخذ دارد يا ندارد مصادفاتى بلاشبهه انديشه مىآورد . كفبينى به ژوزفين دختر دهقانى در فرانسه مژده داد و ملكهء فرانسه شد زن ناپلئون اول . محمد ولى ميرزا پسر فتحعليشاه از مغيبات خبر مىداده است منجمله انقراض دودمان قاجاريه را به مظفر الدينشاه .
شايد اگر ما ادارهء تفتيش كنفوتسى مىداشتيم همان اخطار را به محمد على ميرزا مىكردند سفرنامه صفحهء 86 .
بارى مخالفت مدرس با سردار و توطئهاى كه بدست قوام السلطنه ديده بود و كشف شد خيال سردار را روزبروز بالا برد ، كشيد به آنجا كه كشيد ، در كابينهء سيد ضياء الدين نقشه مظنون بوده احمد شاه موافقت نكرده است .
سانحهء غير مترقبه
در ضمن استنطاق چند نفر ترور توطئه كميتهء ترورى به قصد سردار سپه كشف مىشود معلوم مىشود سردار انتصار ، منتخب السلطان و مكرم السلطان مداخله داشتهاند ، هرسه جلب و توقيف ميشوند . در استنطاق توطئه دامن - گير قوام السلطنه مىشود به وزارت جنگ احضار و توقيف ميگردد 27 صفر 1342
درنتيجه التجاى عيال قوام السلطنه و ارجاع امر از طرف شاه به هيئت وزراء سردار سپه در جلسهء 25 ميزان امتثال امر شاه نموده مقرر مىشود قوام السلطنه از ايران برود « 3 » .
وزير جنگ دستور مىدهد دوسيهء امر را انتشار بدهند كه شبههاى باقى نماند .
هامش
( 1 ) - فتوحات آذربايجان و فتح قلعهء چهريق سبب شد مصدق السلطنه از حكومت كناره گيرد ، نظام تمكين از حكومتها نمىكند .
( 2 ) - حكايت كاسهء آب را در افكار امم نوشتهام .
( 3 ) - من حالا ميفهمم كه سر اصرار قوام السلطنه در تشكيل اردو برياست امير ارشد مرد -