تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
گفته شد منتخب السلطان تدارك ترور سردار سپه را ديده بوده است ، از قوام السلطنه امر كتبى ميخواهد بطفره مىگذراند سبب ترديد وى شده است ، مىفرستد يوسف ارمنى و فيروز نامى كه نامزد اجراء بوده‌اند و درب مجلس مستعد از عمل منع مىكند . اگرچه احمد شاه با اين نقشه موافق نبوده اين سوء تدبير دامن‌گير او مىشود . ظاهرا در كابينهء ميرزا سيد ضياء الدين هم اين نقشه در نظر بوده است ، احمد شاه اجازه نمىدهد و اين را من از يكى از وزراء آن كابينه شنيدم . معروف شد كه شيخ الاسلام ملايرى وليعهد را ملاقات نموده از طرف مدرس عنوان مطلب مىكند مىگويد شاه در پاريس به من گفت اين پيشنهاد به من شد گفتم جدم صاحب داعيه را از بين برداشت از او امامزاده ساختند من نميخواهم امامزادهء ديگرى درست بكنم . هم از فرمايشات احمد شاه است كه به او گفته بودند حزبى بسازد گفته بود مردم ايران همه حزب منند دسته‌اى را بخودم نسبت بدهم معنى ندارد . معهود بود سركار وليعهد به تبريز تشريف ببرند ، نقل مكان هم شده بود ، براى تكريم علماء بقم تشريف‌فرما شدند ، در اين اثناء نارنجكى هم مجاور اطاق شاه منفجر شد ، در مجلس طرفداران وزير جنگ قوت گرفته‌اند و از تمايل برياست او زمزمه‌اى هست . خالصىزاده كه به حجاز تبعيد شده بود به سعى دولت و مداخلهء انگليس از طريق بوشهر به ايران آمد مردى است پرشور و گاهى بىنمك ، درزى علما و كمالى دارد برنگ محيط درآمد . رتشتين سفير روس عوض شده است شومياتسكى بجاى او آمده است 17 سرطان 1320 ميبايست به بحران پىدرپى خاتمه داد وقع القوس فى يد باريها پس از كابينهء ميرزا سيد ضياء مىبايست اين امر صورت گرفته باشد بسيار از اشكالات پيش نمىآمد .

كابينهء سردار سپه « 1 » 5 عقرب 1302

ذكاء الملك وزير امور خارجه ، سليمان ميرزا فرهنگ ، مدير الملك دارائى ، معاضد السلطنه دادگسترى ، خدايار خان پست و تلگراف ، عز الممالك فوايد عامه ، ميرزا قاسم خان صور داخله ( كفيل ) عدل الملك معاون رياست وزراء . 21 ربيع الاول 1342 هشتم عقرب 1302 شاه براى ملاقات آقايان حجج به قم تشريف‌فرما شدند ، 9 عقرب سفراء بحضور آمدند ، 10 عقرب رژهء نظامى در ميدان برگذار شد .

سفر سوم احمد شاه

خاطر شاه آشفته است ، جسته‌جسته صحبت‌هاى ناگوار هم به گوش مبارك ميرسد ، مايلند هرچه زودتر از تهران بروند ، بىكسالت مزاج هم نيستند ، در خارج شهر چادرى برافراشته‌اند شاه را در آن خيمه ديدم كه يأس از سيماشان ظاهر بود ، وزراء و درباريان دور شاه حلقه زده من دور ايستاده بودم فرمودند چرا كنار ايستاده‌اى ؟ عرض كردم شرفيابم ، تشريفات شايستهء مقام نبود ، حضار دودل ، سردار به خود مشتغل ، منظرى ملالت‌افزا بود ، وسايل موجود شد ، حركت فرمودند . سردار سپه رئيس الوزراء معهود است تا سرحد شاه را مشايعت نمايد .
در كار گلاب و گل حكم ازلى اين بود * كان شاهد بازارى اين پرده‌نشين باشد
سردار سپه رونقى در نظام داده ، نفوذ دولت در اطراف كشور افزوده ، مردم از كابينه - هاى متزلزل و افكار آشفته و فقدان نقشه بتنگ آمده ، آرزوها در دل انباشته ، سردار را مرد كار مىبينند و به دو اميدوارند . نغمه‌هائى هم از به دو مشروطيت در اذهان رسوخ يافته ، پيش‌آمدها در
هامش
بىباك پرآرزو چه بوده است و عامه كه هميشه از بطون احوال آگاه‌ترند چرا گفتند كشته شدن امير ارشد به صد هزار تومان خرج مىارزيد ، رابطهء اسرار را به رفقاى خود محرمانه مىرساند و كل امر جاوز الاثنين شاع . ( 1 ) - مقارن اين احوال خبر الغاى خلافت ، آرزوى گلادستون به تهران رسيد .