مراجعت از آذربايجان من از سردار ديدن نكردم چراغعلى خان را فرستاد گفتم منزل من سر راه سردار است به قصر ، ممكن بود سر راه كارتى فرستاده باشد حال كه مايلند خدمتشان خواهم رسيد ، رفتم و بازديد آمدند شنيدم از وضع منزل من تعجب كرده بودند .
دولتى را كه نباشد غم از آسيب زوال * بىتكلف بشنو دولت درويشان است
نطق معتمد التجار
معتمد التجار وكيل آذربايجان در 12 ميزان 1301 حكومت نظامى و مداخله در ماليه را عنوان كرده گفت دشمنان آزادى به زور نقشهء خودشانرا توسعه مىدهند روزى ميرسد كه مشروطيت بر باد خواهد رفت .
استعفا و تظاهر وزير جنگ 15 ميزان
افسران در وزارت جنگ جمع شدند ، وزير جنگ اظهار داشت حالا كه نظام تشكيلاتى حاصل كرده و خدماتى به ظهور رسانيده اجانب به زبان مخالفين اعتراضات ميكنند ، بحضور اعليحضرت استعفاى خودم را خواهم گفت . آواز افسران بلند شد ، خير ، هرگز ، كجا ، ممكن نيست ، ما از شما دستبردار نيستيم . جلسهاى هم از اهل منبر ترتيب يافت و صحبتها اعاده شد حكومت نظامى برداشته شد اغتشاش در شهر بالا گرفت از اطراف به مجلس و وليعهد در رد استعفاى وزير جنگ تلگراف رسيد ، زبان آزاد فوق العاده بچاپ زد كه كنارهگيرى وزير جنگ به باد رفتن ايران است « 1 » وليعهد با حضور قوام به وزير جنگ نصيحت كردند به مجلس برود و بقوانين تمكين نمايد روز 15 ميزان 1301 دستجات نظامى از سوار و پياده و توپخانه از درب مجلس عبور كردند يا براى اينكه مجلس ثمرهء خدمات سردار را ببيند يا براى آنكه هان خبردار
نطق وزير جنگ
وزير جنگ در 24 ميزان 1301 در پشت تريبون مجلس گفت يكى از نمايندگان اظهاراتى كرده است ، آنچه شخصى است صرف نظر مىكنم .
آنچه راجع بعموم است حكومت نظامى عنقريب ملغى مىشود ، مداخلهء وزارت جنگ در ماليه از امروز موقوف است .
امتياز نفت
استاندارد اويل پيشنهادى داده بود ، سينكلر شرايط بهتر پيش آورد ، فتفته ميان نمايندگان و روزنامهنويسان افتاد ، همه از نمد كلاه مى - خواهند ، بين شرايط اين و آن جمع كرده و به مجلس آوردند ( قوس ) بتصويب رسيد ، فرياد مسكو بلند شد كه در جوار روسيه بدون موافقت روسيه اجراى امتياز نفت صورتپذير نيست .
قوام در مجلس اظهار داشت كمپانى يكصد هزار سهم كميسيون داده است تقديم مجلس مىشود ، لوچهها آويزان شد ( روغن ريخته نذر امامزاده ) .
مراجعت احمد شاه
بواسطهء دعوت پادشاه اسپانى حركت شاه بتأخير افتاد ، خبر حركت به طرف ايران كه رسيد وزير جنگ به بوشهر رفت ، 25 قوس موكب همايون وارد تهران شد ، گفته شد كه در راه وزير جنگ پهلوى شوفر مىنشسته ، من ديرتر شرفياب شدم ، سبب پرسيدند ، عرض كردم حالا هم براى تبريك آمدهام ، فرمودند چه تبريكى ؟ عرض كردم شنيدهام اراده فرمودهايد به كارها توجه بيشتر بفرمائيد ، در
هامش
( 1 ) - مىگويند روزنامه ركن چهارم مشروطيت است ، آنچه ديديم ركن اول انتشار اغراض است و بيخ مصلحت را مقراض دوروئى مىكند ، سه ضربه مىزند ، اگر مصلحتى بگويند چون با غرض آميخته است بر مرض مىافزايد ، اين را هم بايد گفت رفتار زمامداران شتر گاو پلنگ است لابد تلون افكار مىآورد و قليل من عبادى الشكور .
روزنامه جاى منبر را گرفته است ، بر منبر از وظايف و اخلاق صحبت مىشد ، روزنامه وارد اغراض و شخصيات مىشود ، يكى از عمال مهم صلح و حفظ اخلاق و نشر وظائف روزنامهء با تقوى است ، به تمام معنى هزل و جد امروز درهم رفته است .