تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
در خانهء عزيز بوده‌اند ، اميرزاده هم بوده است ( اسمارت و بريجمن ) صورتا تقويت و معنا خلاف شرع ، چه بىاجازه وارد خانهء غير شدن جايز نيست ، بگويند برگرد بايد برگشت آيهء قرآن است ، حضور مرد و زن در يك منزل خلافى را ثابت نمىكند در چنين موردى بود كه عمر گفت كل افقه من عمر حتى المخدرات فى الحجال . در حبيب السير است كه چنگيزيان ذبح را ممنوع ميداشتند ، ميبايست سينهء گوسفند را بشكافند ، مسلمانى درب خانه را بسته گوسفندى را ذبح مىكرد ، مغولى از بام ديد آستينش را گرفته نزد قاآن برد ، فرمود اين مرد خلاف نكرده است چه درب خانه را بسته ترا چه ميرسيد كه از بام جاسوسى كنى ؟ بجاى آن مسلمان جاسوس را بياسا رساندند . معلوم نيست در قضيهء عزيز زهره در چه برج بوده كه نحوست زحل دامن‌گير سنبله ( دو پيكر ) شده است ، گفتند موشك را هاوارت دوانده چه در توطئهء مجلس كه خود هم دعوت داشته و طفره زده است چه در سعايت و غمازى و ليس به اول قارورة كسرت فى الاسلام ، ظاهرا آن دو نفر با نقشه همراه نبوده‌اند و هاوارت خواسته باشد آنها را دور كند . مشير الدوله طبعا مرد جنجال نيست و ميدان دست هوچى افتاده است و تقويت مىشود ، مجلس هم متزلزل است ، مشير الدوله تلگرافا استعفا مىكند ، شاه به مجلس رجوع ، اظهار اعتماد به مشير الدوله مىكنند ، بسعى مجلس نرم مىشود ، لفظ را با عمل نمىبيند ترديد مىكند ، بحران 27 روز دوام مىيابد ، در اين ضمن از شاه به سردار سپه تلگرافى در حفظ نظم ميرسد ، رؤساى ادارات را خواسته تأكيد در مراقبت مىنمايد ، مقرر مىشود راپرتها را مستقيما نزد او بفرستند ضمنا اقتدار الدوله را از مازندران عذر خواسته ، نظامى بجاى او مىگذارد مشير الدوله جدا كناره مىجويد 2 جوزا 1301 . مصلحت منظور نيست ، طبيعت مشروطه و اساس نمايندگان توليد دستجات مىكند و مىخواهند غلبه كنند از سه كلمه كه گفته مىشود دو كلمه‌اش اتحاد و اتفاق است به لفظ و نفاق بمعنى .

كابينهء قوام السلطنه 26 جوزا 1301

در كابينهء اول قوام « 1 » نظرى بوده است كه عده‌اى نظامى از فرانسه استخدام شوند ، سردار سپه به نكته برخورده پيشنهاد انضمام قزاق به ژاندارم مىكند كه تربيت سوئدى دارند و مخارج صاحبمنصبان فرانسوى تحميل بودجه نمىشود در عوض بنا مىشود از نظام عده‌اى شاگرد به فرنگ بفرستند . در كابينهء قوام سردار سپه وزير جنگ است ( البته ) محتشم السلطنه ، فهيم الملك ، وحيد الملك ، مشار السلطنه ، عميد السلطنه ، منصور الملك وزارت معارف ، ماليه ، پست و تلگراف ، دادگسترى ، فوايد عامه ، داخله ، وزارت خارجه بعهدهء رئيس الوزراست مواد مهم پروگرام قانون هيئت منصفه ، فرستادن شاگرد به فرنگ از طرف وزارت جنگ ، استخدام مستشار امريكائى براى ماليه . بحث در قرارداد نفت شمال ، جريان جريان جاهليت ، كابينه الغاى حكومت نظامى را ميخواهد وزير جنگ در تبريز هم برقرار مىكند ، محمد حسن ميرزا وليعهد 17 جوزا وارد شده است ، در بهار 1301 دست بخلع اسلحهء ايلات گذارده‌اند ، مقدم دفع شر اسمعيل آقاى شكاك است ، نظاميان موفق شدند چهريق را از تصرف اسمعيل آقا درآورند خودش به خاك تركيه فرار كرد 20 اسد 1301
هامش
( 1 ) - من در مجلس بودم ، داخل و خارج اكثريت ، مدرس جدا طرفدار قوام السلطنه بود و من تعجب من كردم ، من مستوفى را در اين‌موقع انسب مىدانستم از نظر احترام شخصى و آزرم‌جوئى ، از نيت مدرس اطلاع نداشتم غافل از آنكه حسابى بينشان هست كه بعدها معلوم شد و بر ضررشان تمام .
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 351 | مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )