فرازهاى حكيمانه و مطابق واقع رقعهء شريفه حرفا به حرف با عقيده و خط مشى اينجانب موافق و تا توانستهام سعى و كوششم را صرف در تقويم اعوجاج افكار و تحويل خطوط حركات بر روى محور استقامت و سلامت نمودهام ولى اوضاع مركز كه آنهم مسلك محترم صدبار بهتر از ما بصيرت دارند يك قسم سوء ظنى در مردم توليد نموده و از تأثير تبليغات و تحريكات تنبهى در عوام حاصل شده كه اسكات و اطفاء آن را جز اقدام باصلاحات اساسى تدبير ديگرى نخواهد نمود .
مخصوصا تعلل در امر انتخابات را مستند بدربار مينمايند و اين باعث حصول تنقر و انزجار از شخص شاه مىشود و امثال اين مواد چند هم مىشمرند كيست كه بتواند جلو احساسات را بگيرد تا رشتهء كار به كلى از دست ارباب معاقله و محاكمه بيرون نرفته چاره بايد انديشيد . خود بهتر مىدانيد كه اگر مقدرات مملكت به اختيار مردم بىاراده بيفتد نه سر خواهد ماند و نه دستار با دعاى وجود مقدس ختم كلام ميكنيم . محمد خيابانى .
دولت در امر آذربايجان مردد است ، من باحوال روحيهء تبريز آشنا بودم و قيام را بازى ميدانستم و تصور مخالفت نمىكردم در هيأت گفتم آذربايجان را به مفت نميشود از دست داد و لو كار بجنگ در قافلان - كوه بكشد ، من حاضرم بآذربايجان بروم ، در جلسهء شنبه ششم ذيحجه تصميم گرفته شد من سهشنبه نهم حركت كردم .
در نتيجهء خانهنشينى پنج هزار تومان به تومانيانس مقروضم ، سپهسالار حسابش باكرام الكاتبين است . به عين الدوله پنجهزار تومان مىدادند بمشير الدوله نوشتم چون حضرت اشرف و الا نيستم و نمىخواهم بيش از اين مقروض بشوم سه هزار تومان بيشتر تقاضا ندارم . نصيحت اخوى هم در گوشم بود كه خدمت بجاى خود ، بفكر زندگى هم بايد بود . فقط منتظم الحكماء را براى رمز همراه برداشتم ، ملكزاده و ميرزا اسد اللّه پسر امام جمعهء خوئى خودشان را به من بستند و رسميتى ندارند ، پسر امام جمعه براى سركشى با ملاك پدرش در خوى ميآيد يعنى اينطور ميگويد .
خيابانى بوثوق السلطنه تلگراف كرده بود فلانى تنها بيايد من هم تنها رفتم ، در زنجان يكروز توقف شد ، ساعد السلطنه نايب الاياله تلگراف كرد در زنجان توقف بفرمائيد مذاكراتى بشود گفتم مصمم حركتم هر مذاكرهاى هست در باسمنج ميكنم ، در ميانه نماندم ناهارى در منزل بهاء السلطان صرف شد بعد از ناهار بصومعه رفتم ، قبلا به بهاء السلطان تلگراف كرده بودم عدهاى سوار در ميانه حاضر كرده بود .
جواب بهاء السلطان
مقام منيع فرمانفرماى كل روحنا فداه تلگراف نمره 1 و 8 زيارت گرديد بابت سوار كه مقرر شده بود ديشب ارشد السلطان را خود با 25 نفر سوار دولتى باستقبال موكب مبارك فرستادم ، در سرچم يا آقمزار بين راه شرفياب خواهند شد ، سوار خوانين هم احضار شده امروز شايد برسند ، حسب الامر ترتيب ميدهد كه در راهها حاضر باشند ، جمعيت خلخالى و سالار مظفر پس از اقدامات اين دوسه روزهء فدوى و استماع ورود موكب مبارك از دور امير مؤتمن متفرق شدند و امنيت برقرار است ، امروز صبح براى اصلاح ، فدوى حركت به ماهىآباد كرده در وسط راه استماع تفرقهء سوار نموده براى انجام اوامر مبارك ميانج مراجعت نموده 4 سنبله نمرهء 90 فدوى بهاء السلطان .
آخر شب در صومعه از حشمت الدوله تلگرافى رمز رسيد كه در ميانج توقف بفرمائيد راپرتهائى رسيده است لازم است مذاكراتى بشود جواب دادم از ميانج گذشتهام مراجعت به ميانج در حكم برگشتن بتهران است و صلاح نيست .
به نايب الاياله تلگراف كرده بودم امروز كه سهشنبه نهم شهر جارى است برحسب تصميم هيأت معظم دولت حركت كردم چون اجزاء و سوار همراه ندارم و بطور خيلى ساده مىآيم لازم است به قراسوران خط راه قدغن نمائيد مواظب انتظام راه بوده و اگر صلاح بدانيد عدهاى سوار هم به ميانج اعزام داريد كه در ورود اينجانب در آنجا حاضر باشند 9 ذيحجه . مهديقلى