تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
نمايش دارد و از نزديك جاى كثيفى است . امين‌آباد ، مقصودبك ، شاهرضا ، مهيار ، در مهيار كاروانسراى عباسى بناى مفصلى و محل تفرج صفويه بوده آثار باغى دارد و چهار خيابانى بىدرخت باقى است ، من تا نيمهء باغ رفتم خسته شدم ، قلعه‌شور ، اصفهان 4 ذيحجه . سردار اشجع بختيارى حاكم است بجاى سردار ظفر آمده است ، پذيرائى فرمودند . براى طفره از ملاقات نايب حسين كاشى از راه عراق حركت شد ، نجف‌آباد ظاهرا متعلق بسردار اشجع بود ، گماشتهء او ناهارى تدارك كرده بود بسيار عالى رنگين و همهء غذاها مأكول و ممتاز ، آنچه بخصوص بخاطرم مانده كوكوى سبزى بسيار ممتاز بود . هرچه در نجف‌آباد خوش گذشت در تيران بد گذشت . در آبادى اطاقى بود گفتند بهتر منزل است ، در و پنجره نداشت و در اطراف رف كند و چيده بود ، مجبور شديم شب را در طويله بگذرانيم ، آب و جاروئى كردند ، اما بوبه آب و جارو بيرون نميرود بهرحال اين شب هم گذشت .
از سر شب تا سحر بودند در بزم بدن * پشه‌ها سازنده كك بازنده بنده چنگ‌زن
تندرون منزل سوم است ، دامنهء خونسار درهء تنگى است ليكن بسيار باصفا است ، در منزل يكى از تجار منزل كرديم عمارت خوبى داشت و قدرى گز تازه براى من فرستاد . گلپايگان دو روز محل توقف بود ، مردمش هنرمند خصوص در نجارى و منبت ، امامزاده‌اى دارد رفتيم ببينيم صحن بزرگى داشت و بقعه ، چيزى كه به نظر خيلى غريب بود طاق مقصوره بود درست برعكس مسجد شيخ لطف اللّه در اصفهان كه آنجا طاق را قسمى روى فضاى مربع برگردانيده‌اند كه فصل مشترك به نظر نمىآيد و اينجا قسمى كه شخص تصور مىكند طاق روى هواست و پايه ندارد در مراجعت خادمى پيش آمد كه آفتابه‌اى اينجا بود ؟ گفتم آفتابه در جيب نميگنجد اگر دست كسى است بگير . كمره ، سلطان‌آباد شهر تميزى است خيابانهاى شطرنجى نسبتا گشاد دارد مخبر همايون همشيره‌زاده در آنجا است و منزلى دارد و شب اتراق شد و خوش گذشت . كيسه ته كشيده بود صد و پنجاه تومان قرض كردم 15 ذيحجه ابراهيم‌آباد ، دستجرد ، قم تهران الحمد للّه على السلامة . نظام السلطنه بفارس رفت از راه بهبهان كه قبلا صولت الدوله را ملاقات كرده باشد با او ساخت ، قوام الملك و نصر الدوله را گرفت . بسعى قنسول انگليس قرار شد بفرنگ بروند ، در راه برحسب مواعده كسان صولت الدوله بر سر آنها ريختند ( منزل اول ) نصر الدوله كشته شد قوام الملك فرار كرد و خودش را بقنسولگرى رساند . فارس آشوب شد ، نظام السلطنه معزول ، در ازاى اين خدمات شبانكاره ، زير راه ، دشتى و خشت را برد كه بلوكى است . بنده فارس را امن كردم و اگر آن امنيت برهم خورد تقصير و خبط از طرف مأموران انگليس بود . من چه نتيجه بردم ، برگشتم خانه‌نشين شدم ، از مجلس رسمى جوابم كردند ، مختصر مزرعه‌اى در شهريار داشتم فروختم ، بلى در حسن‌آباد رقعهء آقاى مستوفى الممالك را زيارت كردم كه در شيراز به من رسيده بود . بتاريخ 20 برج عقرب 1332 نمرهء 1304 فدايت شوم ، خدمات جنابعالى در انتظام و امنيت قلمرو ايالتى و آسايش اهالى فارس طورى خاطر هيئت دولت را جلب نموده كه شايان هرگونه تمجيد و توصيف است . چنانچه مراتب خدمتگزارى و دولتخواهى جنابعالى در پيشگاه معدلت اكتناه اعليحضرت اقدس همايونى ارواحنا فداه معروض و مشهود افتاده و ارادهء سنيهء همايونى ارواحنا فداه چنين اقتضا فرمود كه باعطاى يك قطعه عكس مبارك كه در موقع تاجگذارى برداشته شد و بدستخط جهان مطاع مبارك موشح گرديده ، جنابعالى را قرين اعزاز و افتخار فرمايند و چون بعد از تاجگذارى ، اول موهبتى است كه از جانب سنى الجوانب اعليحضرت اقدس همايونى ارواحنا فداه محض استظهار و اميدوارى بجنابعالى شده تاكنون شامل حال احدى از رجال محترم نشده است با نهايت مسرت قلبى اينموهبت ملوكانه را بجنابعالى تبريك ميگويم و جناب آقاى ميرزا قاسم خان را كه از اعزه و محترمين اهالى