تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
شد ، به محلى كه بود رفتم ، بهواى چراغ جانورها سر از سوراخ درآوردند ، سوسك زردى از نظر من گذشت دنبالش هيكل سياهى ، دقت كردم عقربى كلان بود ، متوجه شدم ديدم از هر روزن عقربى سر بدر مىآورد ، بعجله برخاستم رفتم ، جمع‌آورى لباس را بيرون انجام دادم ، در هرحال منظرهء هولناكى بود . هست درختهائيكه در نمكزار نشو و نما مىكند ، اطراف درياچه را مىشود آباد كرد . از خارجه وقتى مشترى شدند ، اما صلاح نبود در دل مملكت ريشه كنند و داخله آنكه دولت است در اين فكر - ها نيست و آنچه ملت است اين ذوق را ندارد . در قم دو روز توقف شد ، امين السلطان اتابك اعظم منازل خوبى در قم دارد ، كاشان به اختيار نايب حسين است تصميم گرفتيم از راه دليجان برويم در اصفهان 15 روز معطل شدم كه فوج حاضر شود نشد و مرنارد هم وجه لازم را نفرستاد . عوض اينكه در اعزام فوج اهتمام بشود از دريابيگى كه او را براى نظام همراه ميبرم شنيدم كه سردار ظفر حاكم اصفهان و شاهزاده صارم الدوله پسر ظل السلطان بىميل نيستند كه توپهاى ما را از دست ما بگيرند و خبر محتمل صدق و كذب است .

احضار

روز 3 ذيقعدهء 33 دو ساعت بغروب مانده تهران حضورى خواسته بود ، باتفاق قوام الملك به تلگرافخانه رفتم ، چهارم ذيقعدهء 30 دو ساعت بغروب مانده وارد شيراز شده بودم . پس از تعارفات ، آقاى مستوفى گفت شما را براى خدمت ديگر در تهران لازم دارم ، كارها را بهركس صلاح مىدانيد بسپريد ، گفتم آقاى قوام الملك از لار برگشته‌اند حاضرند و از ايشان بهتر كيست ؟ حس كردم كه شانه‌هاى من سبك شد و راحتى در حال خود مىبينم به منزل آمدم . چند روز قبل اين مژده را شمس العلماى گرگانى به من داده بود و خودم منتظر بودم و خواستار . مژدهء وصل ميدهد گردش آسمان مرا چند روز است ميشنوم در كابينهء جديد وزارت عدليه بنام مبارك نامزد شده معلوم است حال چيست بلكه عموم اشخاص بىغرض و با اطلاع قلبا و لسانا بعدليه خيلى اميدوار شدند ولى بدون استثناء گفتند حيات عدليه و ممات فارس در اين انتخاب مندرج است . در موقع تنگى نان صفحهء 267 در جواب ريزه‌خوانىهاى مدعى اعلانى چاپ شد . پس از استعفا ، چند روزى به باغ جهان‌نما نقل مكان شد كه فعلا متعلق به ميرزا محمد باقر خان پيشكار قوام است ، عمارتى دارد دو رو اشجارش غالب انار است ، روزى براى استحمام به باغ ارم رفتم كه متعلق به ابو القاسم خان نصير الملك است ، شوريده را براى صحبت دعوت كرده بود ، ساعتى پس از استحمام فارغ از قيل و قال به صحبت حال گذشت ، ميديدم كه آنچه در سه سال رشته بودم چله خواهد شد . در موقع وداع نصير الملك ديوان شوريده را به خط ميرزا علينقى خوشنويس هديه كرد و تحفه‌اى است . در اطراف شيراز باغات خوب متعدد است ، منجمله باغ گلشن ( عفيف‌آباد ) متعلق به نصر الدوله كه غالبا به آنجا ميرفتم ، باغات شخصى همه آباد است ، باغ تخت كه دولتى است خراب ، در دامنهء كوه واقع شده است ، بدوأ بنائى بوده است آباد كردهء اتابك قراجه سلقرى ( 480 ) و تخت قراجه‌اش ميگفته‌اند . آقا محمد خان تجديد بنائى مىكند و تخت قاجارش مىنامند . محمد شاه طبقات و حوضى كلان بر آن ميافزايد ، در همهء طبقات حوضها با فواره بوده و آثارى پيداست ، حوض پاى كوه نود ذرع طول و شصت و پنج ذرع عرض داشته . مختصر عمارتى كه باقى بود به تصرف ژاندارم داده شد « 1 » .
هامش
( 1 ) - فرصت الدوله از ادباى ذىشأن شيراز كتابى باارزش بنام آثار عجم در جغرافياى فارس و آثار تاريخى نوشته است و ابنيهء جديد و قديم را ذكر كرده است . آنچه در شهر بر ساير بناها مزيت معمارى دارد بازار وكيل و بينهء حمام وكيل است كه از حيث تناسب قابل تمجيد است و هشت ستون در آن كار رفته كه گفتند سنك آن را از دور جاى آورده و تراش آن بقواعد هندسى ممتاز است .