تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
معنوى اوست كه اميدوارم وظيفهء خودم را كه از سهل‌ترين نيت انجام بدهم ، همچنان آقاى كلنل يال مارسن با هموطنان ساعى خود شمشير در دست و آقاى استاز مدير ماليه وجوهات در جيب مرا يارى ميكنند . از ميهمان محترم آقاى كاپتين كلين ياد كنيم كه حضور ايشان نيم دوجين عدهء ملل را تكميل مىنمايد . موقع را مغتنم ميشمارم كه تشكرات خودم را از مساعى آقاى كلنل دوگلاس در منع احساسات ناگوار كه لازمهء حضور دستهء نظامى مسلح است ، در انديشهء ملتين اظهار بدارم ، ميروند در حالتىكه بر دوستى ديرينه ملتين افزوده‌اند . در خاتمه مينوشتم بسلامتى ميهمان محترم خودمان ، يعنى قلب اين اجتماع جناب آقاى لوكنت .

تلگراف تهران

وزير مختار انگليس روى راپرت قنسول انگليس در بوشهر ميگويد راه از كازرون به بوشهر ناامن است ، يك نفر انگليسى كه اخيرا از آن عبور كرده ، سوارهاى صولت الدوله مستحفظ او بوده‌اند . عبور و مرور در آن خط وحشت‌انگيز است ، ايلات اين حدود قصد دارند به ژاندارمرى حمله بكنند و عدهء ژاندارم كم است و اگر شكست به ژاندارمى وارد بيايد در اروپا اثر بدى خواهد كرد . عقيدهء وزير مختار اين است كه يال مارسن در كازرون توقف كند تا دستهء ديگر ژاندارم برسد كه پس از ورود دستهء آخر فورا به محمد على خان حمله ببرند و بواسطهء فتح نظامى ، نفوذ در ولايات حاصل كنند . چه بايد كرد كه تصور مىشود از پانصد يا هزار نفر بچه ننه ، همينقدر كه سجاف قرمز دور قباشان بود ، در مقابل تفنگچى صحرائى آن هم در كوه كار ساخته است . اگر يك انگليسى در راه سجاف قرمز بقباى مستحفظ نبيند و بترسد دليل ناامنى است . سفير فرانسه مايل بود به تنگ تركان برود ، براى تماشاى دخمهء شاپور ، كسالت مانع شد ، يالمارسن حركت كرد . از عين الدوله تلگراف رمز رسيد كه به يالمارسن بگوئيد هرجا هست بماند تا دستهء سوم ژاندارم برسد ، گفتم يالمارسن الان در اطراف كازرون در چادر صولت الدوله ميهمان است ، خاطرجمع باشيد كه بسلامت ميگذرد . اگر يالمارسن در محلى توقف كند و بيم نشان بدهد ، عذر ژاندارمرى خواسته است . با محمد خان برازجانى بهم بسته‌ام و نميتوانم بتهران حالى بكنم كه سجاف گلى قبا كار نميكند . يالمارسن بدون برخورد بزحمتى ببوشهر رسيد ، دستهء سوم هم آمد . از كازرون ببوشهر پست گذاردند ، تدبير اين بود كه غضنفر السلطنه ژاندارم را بقلعه راه داد ، بلى نظام لازم است و بىقشون كارها بىمايه ، ليكن با صاحب‌منصبان سالخورده و مجرب و آشنا باوضاع محل ، نه چند نفر شاگرد مدرسهء سوئدى زبان نفهم غير آشنا باوضاع مملكت ، با اختياراتى كه گوش به پند كسى هم ندهند و سر خود وارد معركه شوند .

تلگراف برازجان

تلگراف مرحمت‌آميز مطاعهء مبارك الان زيارت ، هروقت بيست هزار تومان پول نقد و سيصد هزار فشنگ و سه هزار نفر طايفه كه دارد ، بانضمام نيمه جان خود نياز دين و دولت و ملت نمود ، قابل تمجيد است و الا خود را قابل تمجيد نميداند . غلام برازجانى برازجان سر راه بوشهر مأمنى است و محمد خان صاحب نفوذ و متصرف . من باعتماد جلب او ژاندارم را در راه بوشهر استقرار دادم ، با مخالفت او دشوار و پرخسارت بود ، چنان كه در اوايل دريابيگى را بقلعه راه نداد . تلگراف وحشت‌آميز عين الدوله را در موقع حركت يال‌مارسن ببوشهر ياد كرده‌ام .

تلگراف ديگر غضنفر السلطنه

برج مقام در برازجان در تصرف ژاندارم است ، حكومت بوشهر ميخواهد به تصرف تفنگچى داده شود ، غضنفر السلطنه تكليف ميخواهد . بتهران گفتم از حكومت بوشهر بپرسند مصلحت اين كار چيست ؟ به غضنفر السلطنه جواب دادم كه به تهران گفته‌ام . ميگويد مقرر فرموده‌اند كه عين عريضهء
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 254 | مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )