غلام را باولياى امور مخابره فرمودهاند تا چه جواب برسد . جسارتا عرض مىكند ، كجا اين بحران - هاى پىدرپى كابينه ميگذارد كه رسيدگى بامور ملت و مملكت بشود ، امروز وقت باقى نمانده كه ملت بلاتكليف باشد . چون اميدوار بجواب تهران نيستم ، گفتم از حكومت بنادر سؤال كنند تبديل ژاندارم به تفنگچى چه مصلحت دارد و به غضنفر السلطنه گفتم برج بايد در تصرف ژاندارم باشد .
من با بسى ملاحظه ژاندارم را در راه بوشهر مستقر كردهام ، حكومت بوشهر ميخواهد بدين تدبير تجديد قضيهء تنگك كند ، واى برما .
رقيمهء آقاى مستوفى رئيس الوزراء
فدايت شوم خدمات جنابعالى در انتظام و امنيت قلمرو ايالتى و آسايش اهالى فارس طورى خاطر هيئت دولت را جلب نموده كه شايان هرگونه تجيد و توصيف است . چنانچه مراتب خدمتگزارى و دولتخواهى جنابعالى در پيشگاه معدلت اكتناه اعليحضرت اقدس همايونى ارواحنا فداه معروض و مشهود افتاده ، ارادهء سنيهء همايونى ارواحنا فداه چنين اقتضا فرموده كه باعطاى يك قطعه عكس مبارك كه در موقع تاجگذارى برداشته شده و بدستخط مبارك موشح گرديده ، جنابعالى را قرين افتخار و اعزاز فرمودند . بانهايت مسرت قلبى اين موهبت ملوكانه را بجنابعالى تبريك ميگويم . حسن رئيس الوزراء
عكس را در موقع مراجعت در حسن آباد آقاى قاسم خان آورد زيارت شد .
تلگراف سردار اسعد
تلگراف مبارك زيارت شد ، از ترتيبات فارس مرقوم فرموده بودند كه صورتى پيدا كرده بىنهايت اسباب خوشوقتى گرديد و ذكر هر مجلس است ، خصوصا سفارت بهيهء دولت انگليس كه كمال رضايت را از انتظامات آن صفحه دارند . اميد است بتوجهات حضرت اجل امنيت و نظم استقرار و استحكامى يافته ، بيشتر اسباب اميدوارى داخله و خارجه بشود .
عليقلى
در باب سفارشى كه كرده بودند خدمتشان سربسته عرض شد :
بخت حافظ گر از اينگونه مدد خواهد كرد * زلف معشوقه بدست دگران خواهد بود
پيشكار صولت الدوله گفت امير محتشم بختيارى هم خواستگار است و از من رأى خواست ، گفتم اگر تقاضا را مىپذيرد سردار اسعد مقدم است و الا بكسان خودش بدهد ، اولى است . ايلات دست مياندازند كه بمواصلت بر قدرت بيفزايند و ضرر مملكت است .
رمز تهران
بعضى تبريزيها كه از اول ضد اساس مشروطيت بودند با دولت مشروطه جنگ كردند ( بايد شجاع الدوله و امثال او منظور باشد ) تلگرافى بهيئت دول كامل الوداد كردهاند بر ضد مقام نيابت سلطنت و دولت حاضره كه بتهران رسيده است و ضمنا براى مقاصد آتيهء خودشان ( البته تحريك روس است ) جناب اسعد الدوله را خواستهاند . لازم است در تلگرافى بامضاى علما و تجار و اعيان در اظهار نفرت از اين قبيل اظهارات و بيزارى در تعظيم نايب السلطنه و امتنان از هيئت حاضره تسريع فرمايند .
تلگراف تدارك و فرستاده شد موادش در نوشتجات من نيست .
حاجى احمد خان لارى از تجار محترم روزى گفت حكومت شما مثل حكومت معتمد الدوله است كه هفت سال حكومت فارس داشت و خوب حكومت كرد ، گفتم با يك فرق ، گفت ، چيست ؟ گفتم در آنوقت دولت تفنگ داشت و ايلات چماق ، امروز دولت چماق دارد و ايلات تفنگ پنج تير .
يكى از اشكالات فارس دعوى سيد عبد الحسين لارى است كه در لار علم استقلال برقرار كرده ، تمبر پست وضع كرده است سال اول قوام الملك از سروستان تجاوز نتوانست ، سال دوم او را به لارستان فرستادم . در فسا موفق شد عسگر خان را گرفته به شهر فرستاد . سال سوم از فسا بلار رفت و شر سيد عبد الحسين را كوتاه كرد . جماعتى از تجار لار و اعيان پول و قورخانه به سيد عبد الحسين ميرساندند ، مردمان غريبى هستيم . عبد الحسين بحدود قشقائى فرار كرد و ديگر از او