تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
خانوادهء شما رخ داده تسليت ميگويم . حاجى نظام الدوله پيش من بود بىاختيار اشك از چشم من جارى شد تعجب كرد . مطلب را گفتم و گفتم بايد صنيع الدوله مرحوم شده باشد و ميگريم . گفت شايد نير الملك يا مخبر الدوله باشد ، گفتم در فوت آنها ايران را تسليت نميگويد در نظر آنها كه مىفهمند در ايران منحصر به صنيع الدوله است « 1 » . خبر رسمى را ثقة الاسلام آورد بىتابى مرا كه ديد گفت تو در فوت اولاد خودت اين بىتابى را نكردى گفتم او عوض دارد صنيع الدوله عوض ندارد .
گر فضل اللّه رفته است از دستم * نصر اللّه و فتح اللّه و لطف اللّه هستم فقدان يكى برادر بىمانند * خون كرد دل و پشت همى بشكستم
سه روز در تبريز فاتحه گذارده شد پس از خودم انجمن و تجار اصناف و ادارات را منع كردم .

تلگراف مخبر الملك 8 صفر 1329

حضرت مخبر السلطنه ، افتخار خانواده ، غمخوار وطن ، برادر همهء ايرانيان ، پدر همهء يتيمان ، برادر عزيزمان را بدست دو نفر قفقازى كشتند و عنقريب از خاك ايران خارج خواهند كرد . در مملكتى كه مجازات قاتل ممكن نيست و تمام مردم بر خلاف مصلحت خودشان مشى ميكنند عاقبت كسى كه خدمت كند غير از اين نيست . بعد از او دلخوشى اعضاى تمام خانواده از كبير و صغير و يتيم به آن وجود عزيز است . خوب است اگر ملاحظهء هيچكس را نميكنيد رعايت حال يتيمها را بكنيد كه ديگر كسى از خيال شما آرام ندارد . استدعاى تمام خانواده اين است يا از ايران خارج شويد يا اگر ممكن است چندى هم در اصلاح امور خانواده‌اى كه به كلى از هم گسيخته شده با من بدبخت شركت كنيد العبد محمد قلى

مكتوب نير الملك عمو

فدايت شوم پس از واقعهء هائلهء جانسوز آن مرحوم جنت مكان از افسردگى خاطر حالت تحرير و تقرير و رسومات چيزنويسى از ميان رفت جز نوشتن مطالب عمده كه عمده است ، چيزى نيست و آن اين است پس از اينكه زنهاى خانه ديدند كه مردان جرأت بعضى حرفها را ندارند به خيال افتادند كه هر جائى گوش به حرف ايشان بدهند از دست روزنامه‌نويسان شاكى شوند زيرا كه سبب قتل آن مرحوم ايشان شدند . حالا براى جنابعالى مضمون‌هاى بد ذكر ميكنند بخصوص روزنامه « 2 » كه از رشت اين روزها آورده‌اند شكايت بسيار از حكومت آذربايجان نموده‌اند . من براى سكوت ايشان به غير زنها دو عريضه خدمت نايب السلطنه و وزير كل كه نصر السلطنه است نوشتم كه حامل هردو جناب شيخ سيف الدين باشد و جواب درستى بگيرد ، به اين مضمون كه خانه و عيال و كسان خانواده‌ها مرد درستى و وارثى كه رسيدگى به حال ايشان كند ندارند اين يكى را هلاك روزنامه‌نويسان نكنيد و با صحت و سلامتى وارد
هامش
( 1 ) - تولد مرتضى قلى خان صنيع الدوله در نيمهء شب يكشنبه نهم صفر سنهء 1273 در تهران بوده . در 6 صفر 1329 از نتايج وجود او ايران را محروم كردند ، 56 سال در فكر و عمل به خدمت اين آب و خاك بسر برد ، از علم معادن و اقتصاد بهرهء كامل داشت ، مكرر ميفرمود سلونى قبل ان تفقدونى . صنيع الدوله بود كه از دولت فكر او امروز ايران راه‌آهن دارد . ( 2 ) - روزنامه نمايندهء اطوار بشر است و بشر نيمى فرشته و نيمى جانور تا بكدام ميل كند من در اين موضوع تلگراف ايزولسكى سفير روس را در پاريس بوزير امور خارجه سازانف ياد مى - كنم : شخصا دو روزنامه مثل تان و ماتن را رو به خود كرده‌ام لحن روزنامجات به طرف اطريش و تركيه است ، علت عمده سرمايه است و خرج ميكنند استنباط ميكنم كه پوان كاره منتظر است كه ما هم به همان وسايل دست بزنيم . در موقع قرضهء 1906 مبالغ مهم بروزنامه‌ها رسيد بىموقع نيست كه سيصد هزار فرانك براى كارهاى فعلى اعتبار داده شود كه بدست مأمورين ماليهء سفارت به مصرف برسد . پوان كاره وعده داد راه كار را بنمايد 10 اكتبر 1913