محمد قلى خان ، محمد خان ، جواد خان ، انشاء اللّه خان ، نصر اللّه خان ، آقا بيك ، فتح اللّه خان ، محمد نصير خان ، هاشم خان .
اصل مقصود چاپيدن است و بهانه بسيار
معلم اين جماعت بلايف عضو نظامى ژنرال قنسولگرى است . آن روحيهء خوانين شهر اين روحيهء خوانين ايلات ساوجبلاغ هم بجاى خود ، دستهء ديگر هستند با خيالات ديگر يك جا روس محرك است يك جا عثمانى .
مكتوب اسلامبول
مدتى اين مثنوى تأخير شد * مهلتى بايست تا خون شير شد
بلى حادثات زمان شير حلال را بر خلاف عادت طبيعت در مذاق اين بنده به خون حرام تبديل كرد . اگر مكاره وارده را در مدت اقامت تهران شرح دهم خاطر مبارك را ملالت خواهد بخشيد اينكه اوامر مطاعه را نتوانستم اطاعت كرده مطلب معهود را دنبال نمايم به اين ملاحظه بود كه ديدم حضرت صنيع الدوله با اشخاص محاط و محصورند كه بر خلاف حقيقت قدم مىزنند و ايشانرا به آنها عقيدتى راسخ است . صلاح در اين ديدم كه اعتبار و شرافت نيابت مقدسهء حضرتعالى و عزت نفس خود را حفظ ، مدتى صبر كنم تا دست حق از منويات بعضى از اشخاص پرده بردارد ، صورت زشت قبيح منظرشان كه در تحت ماسك ملتخواهى مستتر است ظاهر شود ، معلوم شود كه در زير خرقه چه زنارى هست . چنان كه شد ، آنهائيكه ملت و دولت بيچاره را دستآويز اجراى اغراض نفسانى خود كرده بودند رسوا شده و ميشوند . البته چنان كه بر حضرتعالى در اين وقايع اخيره ماهيت اشخاص كه طرف اعتماد و وثوق بودند كشف شده حسا و عملا خلاف و خيانتشان ثابت شد معلوم است بر حضرت آقاى صنيع الدوله نيز محقق گشته است ولى افسوس وقتى مكاشفات حقيقت صورت گرفت كه بنده دوباره از وطن آواره و سجاف بيابانها شدم .
قبل از ورود بنده باسلامبول بعضى از مغرضين به بعضى از نقاط كه خود حضرتعالى مسبوقند الغاء شبهه كرده شنيدم شرحى بحضرتعالى عرض كردهاند . جوابى كه مرقوم فرموده بوديد مسبوق شدهام الحق داد معنى نموده بوديد . آنهائى كه با لغائات ارباب غرض مشتبه بودند رفع شبهه نموده ملامتها كردم ، قرار شد جبران نمايند ، البته عرض شده است آقاى تقىزاده از راه و ان و با يزيد اسلامبول آمدهاند . الحق در اين عصر اختيار آن راه خاصه در زمستان به اختيار فقط با عزم راسخ كار مثل اين شخص است كسى ديگر نميتواند با وجود اين زحمت و مشقت كه در اختيار اين راه متحمل شدهاند از عهده برآيد ، در نظر اهالى بىانصاف تقدير نشده وقعى و اهميتى پيدا نكرد ، از امور عاديه تصور كردند و حال آنكه بنده ميدانم چقدر زحمت كشيدهاند تا اينجا خود را رساندهاند .
محض اينكه پول ملت را بشمندفر روس ندهند ، خيرى به برادران عثمانى برسد ، قبول زحمت كردهاند بدبختانه آنها هم بر خلاف انتظار از شرايط اخوت و اتحاد نكول قرار بر سختگيرى و معادات داده مقدم اين شخص بزرگوار را گرامى نشمرده مثل ساير ابناى سبيل كه هر روز باسلامبول در عدهء كثيره وارد و خارج ميشوند كان لم يكن پنداشتند .
از قرارى كه شنيدم در بعضى از محافل و مجالس مذاكره مىشده است كه پارهاى اشخاص به اين خيال افتادند كه باسلامبول آمده از قوت اجتماعيهء آنجا استفاده كرده بر خلاف حقيقت عليه ادارهء جليلهء حضرت مستطاب عالى سوق نفاد نمايند . لهذا لازم ديدم سكوت چندين ماههء خود را شكسته عرض كنم كه در اينجا همچو خبرى نيست . باطل السحر موجود است سحر و جادوى بعضى در مزاج نيكخواهان حقيقتبين كه از زحمات و خدمات حضرت مستطابعالى كاملا مستحضرند اين گونه تسويلات اثرى نخواهد داشت . اينجا دل ضعيف و تن خسته ميخرند ، خاطر مبارك مطمئن باشد خبر تنكيل مفسدين كه در اواخر اقدام فرمودهاند در نظر اهالى حسن نتيجهء بسيار عالى بخشيده همه آفرين خوانند شايد در جريدهء شمس هم به نظر مبارك برسد . چاكر هم مدتى بود ناخوش بسترى بودم امروزها الحمد للّه حالم فى الجمله بهتر است مشغول خدمات مرجوعه هستم ولى اطبا