صحبت كرديم ، شرحى هم بانجمن نوشتم و لزوم حركت علاء الدوله را به تبريز خاطرنشان كردم .
نامهء انجمن سعادت ايرانيان اسلامبول سلخ جمادى الاولى 1328 نمرهء 35
. . . رقيمهء جوابيهء جنابعالى زيارت شد . در باب حكومت آقاى علاء الدوله بآذربايجان در صورتى كه صلاح اينطور باشد ، جناب مستطاب عالى و جناب احتشام السلطنه ، اطمينان حاصل فرموده و در واقع تحت تأمينات و تضمينات جنابعالى ايشان حركت فرمايند البته ملت هم جز اجراى قانون اساسى و استقرار مشروطيت و آسايش عموم مقصدى ندارند و همراهى خواهند نمود . به تبريز هم هرچه لازم است ، نوشته خواهد شد .
از قرار تلگراف اصفهان ، سردار اسعد با يك عده قشون روانهء تهران شدند و مسلم است كه اين اقدام براى محافظت شخص شاه و اجراى قانون اساسى است و اطمينان خاطر وكلاى جديد ، در اينصورت نبايد هيچگونه سوء تفسيرى در اين اقدام كرد و از هرنقطه كمال تشويق و همراهى را بايد فراهم آورد . انجمن سعادت
شرحى هم در ترجيح حكومت علاء الدوله نسبت به ديگران به تبريز نوشتم ، علاء الدوله حركت كرد كه به تهران برود و از تهران بآذربايجان . غريب است كه علاء الدوله هم طرف سوء ظن دولت است هم ملت .
اين برادرها مجسمهء ترديدند و تلون فكر ، پس از چندى شنيده شد كه به زخم بمب در منزل خودش درگذشته است ؛ 9 ذيحجهء 1329
مكتوب ديگر انجمن سعادت در اسلامبول ، 17 ج ا / 1327
انجمن سعادت پس از مشاوره و مداقه به جهت پارهاى مذاكرات لازمه وجود جنابعالى را چند روزى در اسلامبول لازم ميداند . اين تشريففرمائى بملاحظاتى لازم است مخفى باشد ، يعنى از آنطرف غير از حضرت عالى و از اين طرف غير از معدودى كه با صلاحيتنامه ملاقات خواهند كرد احدى نداند . روز حركت را تعيين و اطلاع بدهيد تا منزل در خارج شهر تعيين شود ، البته هرچه زودتر حركت فرمائيد بهتر است ؛ انجمن سعادت ايران . آدرس ايران ، فلان روز حركت ، اسلامبول بهار .
جواب
اينجانب مدتى در پاريس سعى كرد مجمعى از حاضرين جمع شوند ، در اتحاد مسلك مشورتى بشود و همه در يك طريق مشى كنند جمع شديم سخنرانى كرديم ، نتيجه هيچ نگرفتيم ، آخر در شور دونفرى با سردار اسعد ، طريق مشى اتخاذ كرديم كه هردو بايران برويم . اميد است انشاء اللّه نتيجه گرفته شود . تجربهء بنده اين است كه امر بين ماها محرمانه نميماند ، خاصه هريك در نقطهاى هستيم و حركت مخفيانه مقدور نيست ، كجا رفت دنبال سر شخص هست ، اين اجتماع را در خاك عثمانى بىنتيجه بلكه مضر ميدانم ، معهذا هرطور كه صلاح باشد ، تابع خواهم بود . همچو ميدانم كه بعضى ديگر هم دعوت شدهاند ، چنان كه آقاى محمد على خان بعرض خواهند رسانيد . جناب آقاى علاء الدوله براى حكومت آذربايجان معين شدهاند و كمال تحاشى را دارند . اينجانب ايشان را متقاعد كرد و مأموريت جناب معظم را عين صلاح وقت ميدانم ، يقين دارم كه آقايان گرام هم در اين رأى همراهى خواهند فرمود .
البته پس از ورود علاء الدوله به تبريز و بروز نتايج ، مجلس را كه لازم دانستهاند ، ممكن است ، در سويس فراهم آوريم يا در بلگراد و بوداپست . 25 جمادى الثانى
رقعهء مخبر الملك 28 ربيع الثانى 1327 19 مه 1909
قربانت شوم ، قريب دوماه است كه ديگر از شما كاغذ يا كارتپستالى نرسيده است و همچه معلوم مىشود قهر فرمودهايد . غريب اين است كه از آقايان طلاب هم ديگر خبرى نميرسد از همه كمتر نصر اللّه خان كه سابقا منظما به والدهاش كاغذى مينوشت و حالا ديگر نمينويسد و خيال او را مشوش دارد . خوب است به او بفرمائيد ، ترتيب سابق را از دست ندهد و مادرش را بى