تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
بعد از براى وزراء ماهى هزار تومان مقرر شد « 1 » و بودجه هم براى آذربايجان هنوز تصويب نشده است . عدم تجربه يا شوق به خدمت مرا از اين خيالات منصرف مىداشت ( جواب نظام - السلطنه را گراور كردم ) نير الدوله و مصطفى قليخان حاجب الدوله ، دامادش كه با من دوستى داشت به من مىتنيدند كه شاه از نظام السلطنه دلخوش نيست . بيا رياست را قبول كن و من ميل نداشتم ، از خدا ميخواستم كه از آن وسوسه خلاص شوم ، رياست را براى آبادى مملكت نميدادند ، براى خرابى اشخاص ميدادند . با خود گفتم دو ماه يا سه ماه رئيس الوزراى دروغى بودى ، بعد چه‌خواهى كرد . زندگى من از ارث پدر تأمين نبود . رقعهء جناب نير الملك عمو : « . . . مذكور مىشود كه جناب عالى را براى حكومت آذربايجان معين و مأمور فرموده‌اند انشاء اللّه خير است ، ولى هر كس سبب اين مأموريت و زحمت شده است نه از راه خيرخواهى و دوستى بوده است با شدت بدذاتى و كثرت عداوت اسباب‌چينى كرده است و چنان پنداشته‌اند كه اگر شماها را از يكديگر جدا كنند غلبه خواهند كرد ، ولى بيخبرند كه تقدير ديگر است ، خيالات بنده و خيالات جنابان شماها تفاوت كلى دارد ، ولى اين خدمت را مخلص كه دوست خانواده است صلاح نميدانست و صلاح نميداند جعفر قلى » فرمايشات عمو صحيح است ليكن خودشان ميفرمايند كه تقدير ديگر است و انتخاب من مقدماتى نداشت كه محملى بردارد . تقدير من تصادف با مشكلات بود ، اما از حل مشكل خوشم ميآيد ، از خانه بوزارتخانه رفتن چند راپرت امضا كردن و در مشكلات كناره گرفتن مرا قانع نميكند . اگرچه نظام السلطنه بطوريكه نوشته است خفت حقوق در او بيش از مفارقت من تأثر
هامش
( 1 ) - حق داشتم نقصان حقوق وزارتى را بخواهم ، نخواستم .
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 168 | مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )