تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
طى شد تا 14 ذيقعده نزديك غروب شاه وزراء را احضار فرمودند ، در صحن گلستان جمع شديم و در يكى از خيابان‌ها نزديك نارنجستان شرفياب و مورد عتاب و خطاب ، فرمودند حالا من خوابيده‌ام ، براى من وزراء معين ميكنند و صورتا هم حق داشت ، ديديم گلستان خارستان است ، مجال زبان نبود ، گوش شديم ، حملهء آخر اين بود كه برويد پى كارتان ، مرخص شديم ناصر الملك در اطاق حاجب الدوله حبس شد ، وزراء در اطاق امير بهادر توقيف ، معلوم شد علاء الدوله هم در آبدارخانه توقيف است و محكوم باعدام ، عضد الملك هم براى حفظ او در آبدارخانه منتظر عفو ملوكانه است ، به امير بهادر گفتم ؛ ناصر الملك نشانهائى از دولت انگليس دارد و بسراغ او خواهند آمد ، خوب است كار به آنجا نكشد ، گفت صنيع الدوله هم به من گفت ، معطل كار علاء الدوله و در محظور عضد الملكيم ، براى ناصر الملك خطرى نيست ، چيزى از شب نگذشته بود كه چرچيل تشريف آوردند شرفياب شدند . چرچيل بشاه گفته بود ما بايد تقصير ناصر الملك را بدانيم ، اگر خيانتى كرده است نشان‌هاى خودمان را از او پس بگيريم ، علاء الدوله و ناصر الملك مرخص شدند ، وزراء با ناصر الملك به منزل او رفتيم ، مقرر بود كه سحر بفرنگ حركت كند ، رسم وداع به عمل آمد هركس به منزل خود رفت ، صنيع الدوله باندرونى خود ، من باطاق بيرونى باصطلاح ( سردم ) كه جمعى از خانواده منتظر بودند وارد شدم ، نشستم ، حال رقت در من پيدا شد ، قدرى گريستم تا توانستم صحبت كنم ، آنچه گذشته بود بيان كردم ، خاطرها تسكين يافت ، ناصر الملك سحر مصحوب نماينده‌اى از سفارت انگليس حركت كرد . مشير السلطنه عضو على البدل است و در اوقات فترت رئيس الوزراء مىشود ، سيد على يزدى در مسجد شيخ عبد الحسين از مشروطه بد مىگويد ، روح القدس تير عباس آقا را به ضربت على فى يوم الخندق تشبيه ( رقص در تاريكى ) امور را هركس به خيال خودش تفسير مىكند . در فرانسه جنجالى كردند ، قسمت اول مفيد و قسمت آخر مضر ، ما قسمت مضر را وجههء نظر كرده‌ايم . روز ديگر صنيع الدوله و من بدرب خانه رفتيم ، شرفياب شديم ، شاه در زمينهء اينكه مشروطيت بجاى خود اما مراتب بايد محفوظ باشد فرمايشات فرمودند و صورتا صحيح بود ، مرخص شديم صنيع الدوله ديگر بدربار نيامد ، من مجاور اطاق امير بهادر شدم ، آصف الدوله غالب حاضر ميشد مردى است صاحب نفس ، قوى و ارادهء ثابت . مجلس در عزل ناصر الملك توضيح خواست ، در ضمن لازم دانست دستهء قراولان مخصوص براى تأمين نظم بهارستان برقرار شود . جواب اظهارات مجلس : « ناصر الملك نوكر محترم دولت است ، برحسب استدعاى خود او مرخص شد ، حالا هم دستخط تلگرافى صادر شد كه در اين مسافرت مجاز است و در هرنقطه كه باشد در جرگهء محترمين رجال دولت محسوب و مورد مرحمت خواهد بود . مراقبت تامه در اجراى قوانين موضوعهء مجلس شوراى ملى از تكاليف فريضه است و معمول خواهد شد ، علاء الدوله و معين الدوله هردو برحسب استدعاى جناب اشرف عضد الملك مرخص و به اختيار خودشان هستند . مستحفظ مجلس مقدس از لوازم است ، قرار و ترتيب اين كار را مجلس با وزير جنگ بدهد ، در اين موقع لازم است توضيح نمائيم بعضى مذاكرات كه از قانون اساسى خارج است اگر واقع شود آنچه راجع بمجلس شوراى ملى است خود مجلس اصلاح خواهد نمود و رفع مفاسد خواهد شد كه توليد اشكالى نشود و آنچه راجع به انجمن‌ها و روزنامجات و مطبوعات است كه بر خلاف قانون اساسى رفتار نمايند كه مستلزم فتنه باشد مطابق قوانين مقرره و در كمال سختى جلوگيرى خواهد گرديد . فى شهر ذيقعدهء 1325 . » مقدمهء مقتدر نظام از سنگلج ، صنيع حضرت از چال ميدان بمدرسهء سپهسالار حمله آوردند حركات وحشيانه كردند ، چند تيرى هم به هوا انداختند ، خواستند به مجلس بريزند ، در را بسته
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 160 | مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )