امامزاده برساند ، در عزل موسيو نوز اتابك مايل باصلاح بود ، من ميتوانستم و نكردم ، به علت توهينى كه به جلال الممالك كرده بود و بايرانيت برميخورد ، عادت و زندگى اتابك را همه ميدانيم ، قبل از سفر مكه با او محاجهها داشتم ، در قبول مصاحبت او قصدم نفوذ در افكار او بود ، صحبتهاى صدر اعظم ژاپن و ماركى ايتو او را منقلب كرده بود و عقده از دل من گشوده ، بلا شبهه اتابك پس از مسافرت ، در سياست ، اتابك قبل از مسافرت نبود ، او را فرصت ندادند ، ملت ظنين و بىفرصت ، دولت مخالف ، نتيجه همان بود كه شد .
صنيع الدوله استعفا داد ، احتشام السلطنه رئيس مجلس شد . احتشام السلطنه مزاجا براى گسيختن حاضرتر است تا براى بستن ، با مشروطه صميمى است لكن تندى صلاح نبود .
صنيع الدوله از اين تاريخ به سمت وكالت در مجلس حاضر مىشد ، صنيع الدوله فوق العاده ملايم است ، احترام هركس در مدت رياست او محفوظ بود ، جوانان اين رويه را خوش نميدانستند ، تندى و التهاب را بيشتر طالب بودند ، مدعى هم خار زير دمها ميگذاشت كه گفته شود ايران براى مشروطيت حاضر نيست ، هفتهء قبل از حادثهء اتابك روزى در مجلس علنى عنوان كردم كه در كار انجمنها فكرى بايد كرد كه ريشهء مجلس را خواهند كند ، مملكت يك مجلس ميخواهد ، منتها دو مجلس رسمى و هواخواهان نبايد به صورتى دربيايند كه قهرا مستلزم مداخله در كار و تقاضاهاى بيكار باشد ، دوازده نفر نمايندهء انجمنها جزء تماشاچى بودند و من نميدانستم ، چون مجلس تمام شد رفقا غيب شدند ، من ماندم و نمايندگان انجمنها ، دور مرا گرفتند ، صحبت كرديم و توضيحات دادم ، طوعا و كرها اسكات يافتند ، از آن جماعت نايب الصدر شيرازى رئيس انجمن جنوب را ميشناختم ، مقتدر نظام هم نمايندهء انجمنى بود .
صد و سى انجمن تهران ، به صورت ، همه سنگ مشروطيت به سينه ميزنند ، لكن غالب مردم را به تندروى و آشوب تشويق ميكنند و قصد آشفتن اوضاع براى تخريب مجلس است ، با مداخلهء دربار براى اثبات عدم لياقت ملت و بدست آوردن بهانهء مخالفت و انجمن آدميت از انجمنهاى مشكوك بود .
خاتمهء قانون اساسى
تلگراف مجلس بولايات : « 26 شعبان ، به حمد اللّه و المنه ضميمهء قانون اساسى كه سعادت و سلامت ايران را پايه و مايه است و حافظ بيضهء اسلام و حامى حوزهء دين ، قويم و مروج احكام شريعت غراى محمدى و استحصال ترقى مملكت و استحكام استقلال دولت و استقرار حقوق ملت ، امروز كه به حساب شمسى روز اول سال دوم افتتاح مجلس شوراى ملى ايران است به صحهء مبارك رسيد ، جا دارد عموم ملت از صميم قب بشكرانهء اين موهبت خود را سزاوار اينچنين عطيهء مقدسه معرفى كنند . » عبارات عالى است متأسفانه توخالى .
كابينهء ناصر الملك 18 رمضان 3 آبان 25
بقيهء رجب تا سه هفته از رمضان هرشب ناصر الملك در مجلس حاضر ميشد و در رياست صحبت ميكردند و سخن از محظورات ميرفت ، حال طورى است كه هركس را مجلس معين كند شاه به او ظنين است و برئيسى كه شاه معين كند مجلس .
ناصر الملك مردى جاافتاده ، شاگرد مدرسهء اكسفرد و طرف توجه انگليس ، نشان محترمى هم از انگليس دارد ، چون در اكسفرد تحصيل كرده است نمىتواند تصميم بگيرد ، از مجلس اصرار و از ناصر الملك انكار ، شبها در اين گفتگو باحيا گذشت ، شبى كه ناصر الملك تن درداد كانه شب قدر بود ، شب آبستن است تا چه زايد سحر .
در كابينهء ناصر الملك ، صنيع الدوله فوايد عامه ، آصف الدوله وزير داخله ، مشير الدوله خارجه ، مؤتمن الملك تجارت ، مستوفى الممالك جنگ ، علاء الملك عدليه ، اين بنده معارف ، ماليه بعهدهء رئيس الوزراء است .
دوشنبهء 19 آبان ، 2 شوال ، شاه بمجلس رفت و قسم ياد كرد ، با اينكه 380 هزار تومان از مرسوم دربار زده بودند و امراء ، وزراء ، ظل السلطان حضور داشتند ، در باطن هرچه بود ، شاه ظاهرا به آداب سوگند ياد كرد ، امير بهادر در حين سوگند وضع سخريه به خود گرفت ، سوء نيت آفتابى بود .
كابينه خواهى نخواهى مشى مىكند ، شاه نظر خوبى به اين كابينه ندارد ، مثل همه كابينهها چلهاى