احكامش را مينويسم و نزد او ميفرستم اينها هم كه هستند قدرت ندارند كه سواى فرمايشات ما كارى بكنند ، وزير علوم يعنى وزير داخله .
مخبر الدوله ؛ عريضهء شما را ديدم ، آفرين بر خدمات شما و زحمات شما ، بر پدر مردم مفسد لعنت ، نان و نمك دولت انشاء اللّه نوكرهاى خائن را بگيرد ، فردا خيلى صبح زود بيائيد در خانه ، خداوند انشاء اللّه شما را براى من نگاه بدارد .
اين سه دستخط كافى است براى آنكه زمينه بدست بيايد ، روزبروز بر آشفتگى مىافزايد ، و از اميدوارى ميكاهد و حرف در شهر بسيار است .
شبى در صحبت بپدرم عرض كردم مردم ريزهخوانى ميكنند كه مخبر الدوله چرا سست مىجنبد ، فرمودند يازده عنوان يادداشت كردهام كه با شاه حرف بزنم ، همه برميگردد روى اينكه نمىفهمى و شاه بتصورش عقل اول است ، دهنبين است و بىرأى ، عرض كردم استعفا بفرمائيد ، فرمودند شصت سال از پرتو ناصر الدين - شاه زندگى كرديم ، حالا پسرش آمده است ميخواهد شاه باشد ، اگر من رسما استعفا كنم مردم از شاه مأيوس ميشوند ، چرا باقدام من باشد من خودم را بكسالت زدهام ،
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )
ص١٠٣