حالا كه تعريف ندارد ، تا بعد از ورود ظل السلطان چه شود . رشت را دادند به ظهير الدوله و رفت . سالار الدوله همانطور در عشرتآباد محبوس است . از بابت آمدن عين الدوله از انجمنها و تا يك اندازه از مجلس ، سخت ايستادهاند كه نبايد بيايد ، حالا كه موقوف شد .
مدتهاست هركس وارد گلستان مىشود ، او را مىگردند كه طپانچه نداشته باشد ؛ حتى شجاع السلطان را وقتى كه تهران بود . حالا اواسط اناس را هم كه از درب ارگ وارد عمارت تخت مرمر مىشوند ، مىگردند كه طپانچه نداشته باشند . امروز شنيدم ، حكم شده است همه روزه يك عده قزاق سواره ، درب عمارت دولتى حاضر باشند . باطن مطلب چيست ، نمىدانم ؛ تا بعد از پس پردهء غيب چه بروز بكند . خداوند اصلاح فرمايد . امر مبارك مطاع مطاع مطاع .
پيوست
پس از تشريففرمائى به بروجرد ، خواستم چند روزنامه آبونه شوم كه مستقيما روانهء بروجرد نمايند ؛ جناب برهان الدوله فرمودند ، من آبونه شدهام و پول آنها را هم دادهام . البته مىآورند . روزنامه يكى دو تا ده تا نيست ؛ متجاوز از پنجاه قسم روزنامه چاپ مىشود . همه هم بىمعنى و جفنگ است . فقط حاصلش اطلاع از هرج و مرج است ، و الا ديگر هيچ حاصلى ندارد . يك حاصل ديگر هم دارد ؛ اين روزنامهها بدست الوار و عشاير مىافتد ، بهطورى كه بايد و شايد از اغتشاش ولايات و ضديت دولت و ملت مطلع مىشوند .
يكشنبه 17 ربيع الاول 1326 قمرى از تهران : مغيث السلطنه به بروجرد : رضا قلى خان
خبر تازهاى واقع نشده است كه به عرض برساند . استنطاق امير معظم حاكم تهران و رئيس نظميه ، هنوز تمام نشده است ؛ ولى خيال وكلا اين است كه به هر قسم شده ، ماستمالى نمايند ، نگذارند مردم بيش از اين دنبال و سختى نمايند . يك شب رئيس نظميه را در عمارت دولتى كه حالا محل جلوس وزارت جنگ است و در آنجا حضرات را استنطاق مىنمود ، توقيف مىنمايند و چند نفر هم از نمايندههاى انجمنها نزد رئيس نظميه مىگذارند .
مقصود از توقيف رئيس نظميه و گذاشتن از نمايندههاى انجمنها نزد او ، اين بوده است كه قبل از تمام شدن استنطاق ، رئيس نظميه و امير معظم همديگر را ملاقات نكنند . اين مطلب كه به عرض شاه مىرسد ، خيلى متغير مىشود ؛ شش ساعت از شب گذشته ، دستخطى به عضد الملك مىنويسد كه ، يا الان بايد رئيس نظميه از توقيف بيرون بيايد ، و الا من