دينارى ماليات ندارد و اول بازى درآورده است و مىگويد ، ماليات خواجهها « 25 » را خودتان وصول كنيد و به عبد الله خان حكم بنويسيد . از من اطاعت ندارند . سرباز بفرستيد مىخواهم به ميانكوه « 26 » بروم . شش ماه تمام از سال گذشته ، چهار ماه آخر سال هم كه برف راه عبور و مرور را مسدود مىكند ؛ دو روز ديگر باز حكايت پارسال است و بايد جمعيت و استعداد براى بختيارىها حركت داد . سيد محمد على جاپلقى در عراق نشسته و هرروز حاج آقا محسن كتبا و تلگرافا در باب آنها و عبد الله خان توسط مىكند .
ساعد الدوله هم به خيال حكومت بروجرد افتاده و مردم را آسوده نمىگذارد . با اين محظورات بايد در فكر آن بود كه اين چهار پنج ماه آخر سال را يك طورى بسر بريم كه اسباب زحمت و بدنامى نشود . در باب عمل قائد رحمت « 27 » از تفصيلى كه نوشته بوديد مطلع شدم . در قوهء من و منتصر الدوله هيچكدام نيست كه بتوانيم ماليات اين فقره را وصول كنيم و يك شهر را به خودمان بشورانيم . خصوصا با اين اطلاعاتى كه از ولايات همجوار و حال علماى آنجاها داريم ، براى من پيشرفت اين كار از ممتنعات شمرده مىشود .
پيوست اول
از اختلاف هواى اردو و برودت آن نوشته بوديد و ميرزا مصطفى خان را خواسته بوديد .
هواى شهر هم همين طور است . تمام فوج زرند و اجزاى شخصى ناخوش هستند . با اين حال ميرزا مصطفى خان را مىفرستم كه تا آمدن حافظ الصحه در اردو باشد و بعد از آمدن حافظ الصحه ، مشار اليه را به شهر عود بدهيد . كتابچهء دستورالعمل سنهء ماضيهء بروجرد را كه فرستاده بوديد رسيد . ثبت و دستورالعمل هذه السنهء لرستان را هم كه خواسته بوديد ، خودم تهيه كرده بودم كه با ماندهء على شاطر بفرستم ، اين بود كه او تعجيل كرد و زودتر از آنكه پاكت من به او برسد به طرف اردو آمد . براى شما خواهم فرستاد .
پيوست دوم
اينكه نوشته بوديد خوانين بيرانوند قرار گذاشته بودند كه قطع دعاوى سادات بروجردى را در 500 تومان بكنند و تا به حال به علت اشتغال حواله دادن ماليات به شهر
هامش
( 25 ) - خواجهها تيرهاى هستند از طايفهء اسيوند هفتلنگ بختيارى و نيز تيرهاى از طايفهء اورنگ هفتلنگ بختيارى .
( 26 ) - ميانكوه نام يكى از دهستانهاى بخش اردل شهرستان شهركرد .
( 27 ) - قائد رحمت نام يكى از دهستانهاى بخش زاغهء شهرستان خرمآباد ، و نيز نام قبيلهء كوچكى از بستگان بيرانوندها كه در قسمت علياى هرود ساكنند .