ديگر يك نفر هم سر خدمت حاضر نمىشود . تتمه فرار كردند و به خانههاشان رفتند تا محصل برود و اينها را قهرا بياورد و ملحق كند ، هيهات است . كار بىموقع اينطور است ، پيراهن زير جامه نيست كه فورا عوض شود . فوجى كه مشغول كوچيدن باشد و دستهء بىتدارك متوقف بيايد عوض دستهء مأمور برود ، مرا به اين زحمتها و در اين موقع دچار سازد . كاغذى كه به ميرزا فرج الله خان نوشته بوديد ، ديدم . جان كلام و درد كار را به من نمىنويسى و در عوض شاهنامه مىنويسى . در كاغذ او نوشته بودى كه عباس قلى خان هم با لطف على خان معيت و اتفاق دارد ، مىخواهيم رهينه و غرامت بگيريم و مرخص كنيم . معلوم است زمينه را سخت ديدهايد كه به اين خيالات افتادهايد ، و الا مار زخمى را رها كردن با بار سنگين ، آنوقت ديگر حاجى را در مكه ملاقات خواهد كرد . جواب ديوان را چه بگويم ؛ گرفتن چه مىشود ، جنس چه مىشود ، مرخص چه مىشود . اگر براى غرامت سيم بود كه من مىتوانستم پيراهن زيرجامهء خود را بفروشم . آن روزى كه يقين دانستم عباس قلى خان و اين پدرسوخته اتفاق دارند ، باز در اقدام ملاحظه و احتياط مىكرديم . حالا لرستان بلكه تمام ايران بگويند خبط كرده بودند ، گرفته بودند و ديدند قوهء نگه داشتن و سياست كردن ندارند ، مرخص كردند . تمام اطمينان من اين بود كه اگر اين پدرسوخته گرفته شود ، اقلا نصف ديگر بيرانوند « 21 » و عباس قلى خان خدمتگزار و مطيع و ماليات بده هستند . بارى ، حركت من به صبح شنبه افتاد . لطيف خان امروز كه پنجشنبه است ، عصرى آمد كه به اين دو دسته سرباز برسد و از جلو بيايد و از آن يك دسته هم كه به قراولى ماند ، يك دسته هم متفرق شد . ز نهنه شمردن برافتد يهود ! خداوند عاقبت كار ما را خير كند . اين حيدر خان حاكم بختيارى عالم را به شكايت آورده است . شرح مفصلى حاج سيد ابو تراب از هرزگى و تعدى او نسبت به املاك و بستگان خود كرده است .
دوشنبه 24 محرم 1314 قمرى
« 22 » هو جناب فرزند مكرم در اين هفته كه چاپار وارد شد از شما پاكتى داشتم ؛ و ليكن عمدة الامراء محسن خان مير پنجه نوشته بود ، اردو بازارچى خواسته بوديد كه از خرمآباد بفرستند . با اين قاعده مىبايد انشاء الله تعالى اردو در سراب زاغه تشكيل كرده باشيد و به كارهاى فورى هم البته دست زدهايد ؛ هركس را بايد ، خواسته و قرارهاى لازمه را دادهايد كه كار از موقع نگذرد و فوت نشود . ديگر شما با اطلاعاتى كه پارساله و امساله از امور آنجا حاصل كردهايد ، محتاج به دستورالعمل نخواهيد بود و به آن رويهء صحيحهء خود ترتيبات مقتضيه در قاطبه امور دادهايد كه مستلزم نتايج حسنه شود ، انشاء الله تعالى . اين را برحسب قاعدهاى كه در دست است مىنويسم ، مگر آنكه
هامش
( 21 ) - بيرانوند نام يكى از ايلات كرد پيشكوه و داراى دو شعبهء مال احمد و مال اسد .
( 22 ) - اين نامه از دزفول به بروجرد فرستاده شده است .