تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
نتايج تقريرات اشخاصى كه از اردو به شهر مىآيند ، مىنويسم . از جناب اجل سعد الملك دامة اقباله صورت معاملهء پارسالهء بيرانوند را خواستم ؛ حالا كه رسيده است مىبينم پارسال عمل بيرانوند به نه هزار و كسرى بوده و حال آنكه تقصيرى داشته‌اند ، انحصار به قطع هزار ذرع سيم تلگراف بوده . از آن طرف استعداد دولتى جناب سعد الملك را من و شما اطلاع داريم ؛ به همه جهت منحصر به سيصد نفر زرندى و دستجات منوچهر خانى و سوار دويرن بود ، كه آن‌ها هم جز براى يابو چراندن و گريه كردن مصرفى نداشتند . امسال دولت با ما نهايت مساعدت را از روى انصاف كرده است . دستجات منوچهر خانى و فوج زرندى كه حالا باقى است . فوج فدوى هم كه هزار نفرى است ؛ فرضا دويست نفر كسرى داشته باشد ، باز هشتصد نفر هستند كه دو برابر زرندى است . تمام سوار ياراحمدى را داريد كه خودشان از حيث اسم و رعب در نظر اين الوار ، كار پانصد سوار مىكند . با اين حال تقصير به اين بزرگى هم بيرانوند كرده بود ؛ ما هم در انظار مردم به هاىوهوى و شات‌وشوت مىگفتيم كه بيرانوند را چنان و چنين مىكنيم . بعد از همهء اين تفصيلات ، حالا كه آمديد قرار و كار آن‌ها [ را ] بگذاريد ، فقط چهار هزار و نهصد كسرى اصل ماليات آنها را تمسك گرفته‌ايد . آن‌وقت هم دل مرا و خودتان را به اين خوش كرده‌ايد [ كه ] محمد خان را ضامن داريد . اگر بيرانوند ماليات را نرساند ، از بابت مواجب مأموريتى سوار ياراحمدى خواهند گرفت . اگر شما بعد از قرار و مدار عمل ماليات ، كه برحسب تدبير ناچار از قرار آن بوديد كه اصل ماليات نقد وصول شود و قدرى را نقد مىگرفتيد و مابقى را هم با خود محمد خان قبض و اقباض مىكرديد ، آن‌وقت هم تنبيه بيرانوند با اين استعداد فوق العاده ، تا يك درجه امكان داشت . خصوصا هم كه سگوندها ، اعم از اينكه نسبت به ما خادم و خائن باشند ، مىتوانيم به جرأت قسم بخوريم ، در مسئلهء غارت ، تمام ايل و طايفه و پسر و برادرزن خود را هم مىدهند كه ده تا قاطر يا پانصد گوسفند ببرند . حالا همان ماليات آن هم بموجب حرف به اين شكل صورت گرفته ، از همه بدتر شده . مردم اين ولايت كه اين‌طور ماستمالى و سهل‌انگارى ما را در كارها مىبينند ، ما را موقتى مىدانند . دولت هم كه با اين استعداد ما ، ملاحظه مىكند احقاق حق بروجردىها نشده ، ما را به كلى بيكاره تصور مىكند . هرنوع حركت قادرانه كه ما مىكرديم ، بيش از اين پنج هزار تومان كه الان در معاملهء ما با معاملهء پارسالهء جناب سعد الملك تفاوت بهم رسيده ، ضرر ما نمىشد و حسنى كه داشت اين بود كه مردم لرستان تا يك اندازه حساب مىبردند و اطفاء حرارتى از غارت‌شده‌هاى بروجرد مىشد . حال از خود شما انصاف مىخواهم ، در اين كار چه حسنى ملاحظه مىشود كه مىگوئيد ماشاء الله از اقبال حضرت عالى اينطور شد ؟ آنچه به تحقيق مىدانم اين است كه مهر على خان به ميان طايفهء بيرانوند رفته و به آن‌ها دستورالعمل داده است كه دنبالهء ماليات خودشان را به اين زودىها ختم نكنند و هرقدر كه ممكن شود به تأخير اندازند و در اداى ماليات تعجيل نكنند . و به آن‌ها حالى كرده است كه اگر شما به اين زودى ماليات را بپردازيد ، ايالت در صدد اخذ غرامت غارت بروجردىها برمىآيد و شما را آسوده نمىگذارد . اين دستورالعمل را محققا مهر